دوشنبه, 08 آذر 1400
شناسه خبر:5773

راهی که به عشق شهادت ختم می‌شد

  • انداز قلم

همسر شهید "حسن قمی" می‌گوید: «او با پایی مجروح به خانه برگشت. نمی‌دانستم آخرین باری است که او را میبینم. با همان پای زخمی دوباره عازم جبهه شد. در آن زمان پسر شهیدمان «وحید قمی» در جبهه بود. همسرم او را به خانه فرستاد.»

خاطرات دفاع مقدس

شهید حسن قمی، یادگار «حسین» و «منور کفائی‌زاده(شهادت 1366)» بیستم دی ماه سال 1324 در شهرستان ری دیده به جهان گشود. او تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. کارمند دانشگاه بود. ازدواج کرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد و سپس به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت.

این شهید گرانقدر در هفدهم شهریور ماه سال 1359 با سمت فرمانده پشتیبانی در بوکان توسط نیروهای حزب کومله دستگیر و بر اثر شکنجه به شهادت رسید. مزار وی در روستای ده‌امام تابعه شهرستان پاکدشت قرار دارد.

لازم ذکر است فرزندش وحید و دیگر برادرانش که علی و حاج ولی‌الله نام دارند نیز به شهادت رسیده است.

روایتی خواندنی از همسر شهید

همسرم قبل از وقوع انقلاب اسلامی ایران، جزو گروه توحیدی صف بود که در آنجا دوره‌های مختلف جنگاوری را گذراند. هنگامی که وارد دانشگاه ابوریحان شد توسط ساواک دستگیر می‌شود، به عنوان عنصر خطرناک معرفی شده بود. اما او تصمیم گرفت که تا آخرین نفس از پا ننشیند و پس از پیروزی انقلاب مقدس جمهوری اسلامی ایران، کمیتهِ مرکزی، او را به عضویت شورای سرپرستی کمیتهِ پارچین فراخواند و او مأمور شد که عناصر وابسته به رژیم پهلوی را دستگیر و معرفی نماید. قبل از آن او حدود 150 نفر را معرفی و دستگیر کرده بود.

روزهای شیرین پیروزی

هرگز آن روزهای پیروزی بر دشمن را از یاد نمی‌برم، همان روزهایی که هر ساعت از روزش خاطره‌ای بود به اندازهِ سراسر زندگی. به خوبی به یاد دارم که پس از آن بود که در پی خوادث انقلاب افغانستان، به آن کشور شتافت و بعد از مدت یک ماه که در آن منطقه جنگید، برای من و فرزندانمان خاطره‌های زیادی بیان کرد.

لحظه‌ای نبود حسن آقا، برایمان سخت می‌گذشت

در زمانی که او در خانه نبود، تقریبا همهِ خانواده بی‌تابی می‌کردند. او آن قدر خوب بود که نبودنش حتی برای یک مدت کم، برای همگی دردناک بود. او نسبت به والدینش هم بسیار مهربان و باگذشت بود مخصوصا به مادرش. هر چه برای ما می خرید برای آن بانو نیز تهیه می‌کرد و همواره مراقب سلامتی او بود. حسن با پدرش هم بسیار متواضع و مهربان بود و من به خوبی می‌دیدم که پدر و مادرش از او کمال رضایت را دارند و به وجودش افتخار می‌کنند.

"حسن آقا" عاشق نماز و روزه بود

او با بچه‌هایمان نیز رابطهِ خیلی خوبی داشت. خودش عاشق نماز و روزه بود و بچه‌ها را نیز به این کار تشویق می‌کرد. شوهرم در سوم خرداد سال 59 به عنوان فرمانده به کردستان اعزام شد و در آن جا توانست با کمک همرزمانش 35 کیلومتر از اراضی «شاهین دژ» به طرف اوجان را آزاد کند.

آخرین دیدار

او با پایی مجروح به خانه برگشت. نمی‌دانستم آخرین باری است که او را میبینم. با همان پای زخمی دوباره عازم جبهه شد. در آن زمان پسر شهیدمان «وحید قمی» در جبهه بود. همسرم او را به خانه فرستاد. به او گفته بود: بابا پسرم؛ تو برو و از مادر و برادر و خواهرت نگهداری کن. فرزند شهیدمان از او پرسیده بود: کی برمی‌گردی؟ و او پاسخ داده بود: دیگه مرا جزو شهدا حساب کنید.

اطلاعاتی که هرگز لو نرفت

او در بوکان به اسارات گرفته شد، به امید گرفتن اطلاعاتی که هرگز به دست نیاوردند، سرانجام سه روز بعد بر اثر شکنجه‌های فراوان در هفدهم شهریورماه سال 1359 بر اثر تیر مستقیم به سرش به شهادت رسید. بدنش را با اتوی داغ سوزانده بودند. بر پیکر پاک شهیدم، با آتش سیگار نوشته بودند: «مزدور خمینی» بر بدن سوخته‌اش بوسه زدیم و پیکر مطهرش را در گلزار شهدای پاکدشت به خاک سپردیم.

او رفته بود؛ به راهی رفته بود که به عشق ختم می‌شد، به او افتخار می‌کردیم و در فراغش در دل خون می‌گریستیم. او دیگر در بین ما نبود و من نمی‌دانستم که او آخرین شهیدمان نیست. از خانوادهِ ما باز هم کسانی بودند که می‌خواستند به راه او بروند، و من هیچ نمی‌دانستم.

 

 

منبع:

1. مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

2. نوید شاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

خاطرات دفاع مقدس

راهی که به عشق شهادت ختم می‌شد

راهی که به عشق شهادت ختم می‌شد

همسر شهید "حسن قمی" می‌گوید: «او با پایی مجروح به خانه برگشت. نمی‌دانستم آخرین باری است که او را میبینم. با همان پای زخمی دوباره عازم جبهه شد. در آن زمان پسر شهیدمان «وحید قمی» در جبهه بود. همسرم او را به خانه فرستاد.»
روایتی از عاشقانه‌های یک شهید

روایتی از عاشقانه‌های یک شهید

مادر شهید "سعید ظهوری‌فر" روایت می‌کند: «سعید همیشه و در همه حال برایم از شهادت می‌گفت و مرا به صبر و مقاومت دعوت می‌کرد.»

همراه با شهدا

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده دهم فروردین ماه 1362 بر اثر شکنجه گروهک کوموله به شهادت رسید. زندگی نامه کامل شهید حسین دهقانی پوده به همراه متن وصیت نامه شهید را در ادامه بخوانید.از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند
« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.
نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

شهید جمال خانی مقدم بیست و سوم خرداد ماه 1367 در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

شهید عباس امیری یکی از شهیدان استان سمنان در دفاع مقدس، در وصیت نامه خود با تاکید بر علم آموزی به عنوان رمز توسعه جهان اسلام، گفته است: معلمان در تربیت دانش آموزانی معتقد و علاقمند به اسلام بیش از پیش تلاش کنند.
نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

محمد بهرامیه هجدهم شهریور ماه 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نایل گردید.

مجموعه فیلم

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد علي معلی از دوستان نزديك شهيد سيد حسن شاهچراغي بود. در این ویدئو حجت الاسلام...

Category: دفاع مقدس

بخش اول مستند شهر مقاومت آثار جنایات دشمن بعثی در خرمشهر(خونین شهر) را به تصویرکشیده است.

Category: دفاع مقدس

نگاهی گذرا به وقایع جنگ تحمیلی از آغاز تا آزاد سازی خرمشهر.

Category: دفاع مقدس