دوشنبه, 08 آذر 1400
شناسه خبر:5768

گفتمان ارتشي دفاع مقدس

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

1- مقدمه

جنگ ايران و عراق، جنگ تحميلي و دفاع مقدس هر سه اصطلاحي است كه براي جنگ هشت ساله ايران و عراق به كار ميرود اين جنگ، در31شهريور 1359 آغاز و در29 مرداد 1367 با پذيرش و اجراي قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل، پايان گرفت. در حين و پس از جنگ ايران و عراق نويسندگان، تحليل گران و محققان داخلي و خارجي، مطالب فراواني به رشته تحرير در آوردند كه  در رسانه هاي مختلف منتشر گرديده است. يك آمار حاكي از اين است كه بيش از ده هزار عنوان كتاب و هزاران مقاله و سخنراني در داخل ايران درباره اين موضوع بسيار مهم ملي، منطقه اي و جهاني به زيور طبع آراسته شده و منتشر گرديد.

بيش از اين آمار، كتاب و مقاله و سخنراني در رسانه هاي جهاني و منطقه اي منتشر شده است. با يك نگاه به مطالب منتشر شده در داخل كشور، به اين نتيجه مي رسيم؛ كه تاريخ نگاري و وقايع نگاري جنگ ايران و عراق با نگاه ها و منظورهاي متفاوتي انجام شده و در يك كلام، اتفاقات و وقايع جنگ با تاريخ نگاري و وقايع نگاري آن مطابقت ندارد، و اگر  نگوئيم اين وقايع نگاري دچار غرض ورزي و تحريف گشته، حداقل مي توان گفت كه اين اتفاقات نظامي با ديد كارشناسانه مكتوب و منتشرنشده است.

شايد بتوان به اين گمانه نيز پناه برد؛ كه محققين و نويسندگان مزبور به اسناد رسمي و دقيق تر دسترسي نداشته و صرفاً با اطلاعات و ديدگاه هاي خود به وقايع جنگ تحميلي نگاه كرده اند. در هر صورت اين مقاله درصدد است تا مبتني بر راهبردها، اسناد رسمي و نظامي كشور و با ديدگاه فرماندهان و كارشناسان ارتشي، گفتماني را معرفي نمايد كه توصيف ها و تحليل ها، مستند و مستدل به اين اسناد و روايت هاي كارشناسانه و معتبر باشد.

2- طرح هاي قبل از انقلاب ارتش در مقابل عراق:

تاريخ نظامي معاصر ايران نشان مي دهد كه از زمان به قدرت رسيدن امپراطوري عثماني در غرب ايران، همواره سلسله هاي مختلف پادشاهي و سيستم جكومتي ايران با همسايه غربي خود درحال كشمكش و اختلاف بوده اند و تا به امروز 25 جنگ را روايت مي كند،كه هفت جنگ در قرن شانزدهم ميلادي(يازدهم هجري قمري)، 9 جنگ در قرن هفدهم ميلادي (دوازدهم هجري قمري)، هفت جنگ در قرن هجدهم ميلادي (سيزدهم قمري) و يك جنگ در قرن نوزدهم ميلادي (چهاردهم قمري) و آخرين آن جنگ ايران و عراق در اواخر قرن بيستم (اوايل قرن پانزدهم قمري) اتفاق افتاده است.

آنچه كه در تاريخ به عنوان علت هاي اصلي براي بروز اين جنگ ها گزارش شده، عمدتاً اختلافات ارضي و مرزي و قراردادهاي كنسولي في ما بين ايران و همسايه غربي بوده است. دو كشور سال ها قبل از انقلاب اسلامي نيز روابط پر تنشي داشته اند. به همين دليل ارتش ايران در دهه هاي چهل و پنجاه هجري شمسي، تهديد اول خود را رژيم بعثي عراق مي دانست و همواره رفتار ارتش اين كشور را رصد مي كرد و به دفعات برخوردهاي مرزي با ارتش عراق را تجربه كرده بود و براي تقابل احتمالي طرح هايي را نيز در دست داشت كه به نمونه هايي از آن و زمان تهيه آنها به شرح جدول (شماره1) اشاره مي شود:
 

ملاحظات
     

سال تهيه
     

تهيه كننده
     

نام طرح
     

رديف

مصوب 1347
     

1346
     

ستاد كل ارتش
     

پيكارشماره2
     

1

مصوب 1352-1356
     

1352
     

قرارگاه نيروي زميني
     

ابومسلم خراساني 1و2
     

2

بمنظور كنترل اروند
     

1348
     

قرارگاه نيروي دريايي
     

شاهين
     

3

بمنظور پشتيباني از طرح ابومسلم
     

1352
     

قرارگاه نيروي هوايي
     

سبلان
     

4

بمنظور زمين گير كردن ارتش عراق در خاك عراق
     

1356
     

قرارگاه نيروي هوايي
     

زاگرس
     

5

عليه كشور عراق
     

1355
     

ستاد كل ارتش
     

عمليات رواني
     

6

جدول شماره 1: طرح هاي راهبردي ارتش  در مقابل عراق قبل از انقلاب

همچنين ارتش ايران، قبل از انقلاب، به دليل موقعيت منطقه اي كشور، در عمليات هاي جنگي متعددي مانند جنگ هاي ظفار در كشور عمان، كمك نظامي به نخست وزير پاكستان در جهت سركوبي جدايي طلبان بلوچستانِ پاكستان، جنگ ويتنام و به عنوان نيروي پاسدار صلح سازمان ملل در لبنان و سوريه (بعد از جنگ اعراب و رژيم صهيونيستي) شركت كرده و تجاربي اندوخته بود. از طرفي، با توجه به عضويت ايران در پيمان هايي مانند سنتو و سيتو، كاركنان ارتش در تعدادي از رزمايش هاي منطقه اي و حتي رزمايش هاي برگزار شده توسط ناتو نيز شركت مي كردند.

3- شرايط سياسي – نظامي كشور قبل از آغاز جنگ ايران و عراق
با وجود عدم ثبات سياسي و نظامي در ماه هاي اوليه بعد از انقلاب، جمهوري اسلامي ايران درهنگام ورود به جنگ برتري هايي داشت كه كمتر مورد توجه سازمان هاي اطلاعاتي عراق قرار گرفت. اين برتري ها عبارت بودند از:

1) عمق راهبردي ايران؛ به اين مفهوم كه شهرهاي اصلي ايران و بيشتر تأسيسات مهم نفتي و حياتي كشور در مناطقي دور از مرز با عراق قرار داشتند كه دور از دسترس نيروي هوايي عراق بودند.

2) وجود ارتش بزرگي كه رژيم سابق ايران، پيش از انقلاب آن را تشكيل داده بود. اين ارتش برخي تسليحات پيشرفته امريكايي و غربي را به همراه انبوهي از تداركات نظامي در اختيار داشت. در حالي كه قابليت و توانايي رزمي نيروهاي نظامي به دليل تصفيه انقلابي لطمه خورده بود، ولي وجود اسلحه و تجهيزات بي شمار در انبارها و نيز كادر آموزش ديده، توان نظامي و دفاعي بالقوه اي را براي كشور به وجود آورده بود كه در دوره زماني بسيار كوتاهي قابليت بالفعل شدن را دارا بود.

3) تشكيل سپاه پاسداران در ارديبهشت 1358، نيروي بسيج و ارتش20 ميليوني كه حضرت امام خميني (ره) درپنجم آذر 1358 طي پيامي به تشكيل آن فرمان داد.

4) شور انقلابي مردم ايران بعد از پيروزي بر رژيم شاه موجب افزايش روحيه مردم و نيروهاي مسلح گرديده بود. اگر چه در همين حال، نيروهاي سه گانه ارتش با نقاط ضعف متعددي به شرح زير روبه رو بودند:

1)) توقف واردات هرگونه سلاح، مهمات يا قطعات يدكي از اصلي ترين منبع خريد سلاح ايران يعني امريكا بعد از انقلاب به ويژه بعد از تحريم تسليحاتي جمهوري اسلامي ايران.

2)) عدم اعتماد برخي مسئولين انقلاب و مردم انقلابي به ارتش، كه زمينه اي بود براي دخالت هاي افراد و سازمان هاي مختلف در تصميمات فرماندهان ارتش و به دنبال آن، عدم اعتماد به فرماندهان ارتش بعد از انقلاب، كه همين وضعيت به نوعي بي ثباتي را در ارتش حاكم كرده بود. قابل ذكر است كه از اول انقلاب تا آغاز جنگ تحميلي پنج بار در سطح فرماندهي عالي ارتش تغييرات ايجاد شد و پنج رئيس ستاد ارتش به شرح (جدول شماره -2) در يك مدت كوتاه جا به جا شدند.

تاريخ انتصاب
     

مدت مسؤليت
     

حكم انتصاب
     

شغل پيشين

سرلشگر محمد ولي قرني
     

23/11/57
     

يك ماه و نيم
     

نخست وزير وقت (بازرگان)
     

سرلشگر ناصر فربد
     

8/1/58
     

كمتر از چهار ماه
     

نخست وزير وقت (بازرگان)
     

فرماندهي دانشگاه پدافند ملي

       

     

سرلشگر حسن شاكر
     

       

     

پنج ماه
     

نخست وزير وقت (بازرگان)
     

رئيس هيئت علمي دانشكده افسري

       

     

سرلشگر محمد هادي شادمهر
     

شش ماه
     

امام خميني (ره)
     

معاون رئيس ستاد مشترك

سرتيپ ولي الله فلاحي

چهارده ماه
     

امام خميني (ره)
     

فرمانده نزاجا

جدول شماره2:  ليست رؤساي ستاد ارتش بعد از انقلاب تا قبل از جنگ ايران و عراق

3)) كمبود شديد كادر افسران صف و ستاد كه پس از سقوط شاه حدود 12هزار تن از آنان به هر دليل از خدمت رها گرديدند. (بديهي است اين امر به ضعف در سلسله مراتب فرماندهي و كنترل ارتش انجاميد.)

4)) ضعف سامانه اداري و پشتيباني به ويژه در نيروي زميني سبب شد تا ارتش نتواند به سرعت از همان ميزان تجهيزات و سلاح و قطعات يدكي كه در اختيار داشت، بهره برداري نمايد، و با توجه به اينكه سامانه انبارداري مكانيزه در نزاجا هنوز راه اندازي نشده بود، لذا اتكا نيروهاي ارتش در اين زمينه به گروه هايي بود كه مأمور جستجو و رديابي انبارها و زاغه هاي مهمات، سلاح و تجهيزات و قطعات يدكي داخل آنها بودند و به دليل نبودن شناسنامه هاي لازم براي اين زاغه ها، جستجوها با دشواري هاي بسياري همراه بود.

5)) خروج مستشاران نظامي از كشور مي توانست محدوديت هايي را براي برخي يگان ها به ويژه قسمت هاي فني و عملياتي در نيروي هوايي ايجاد نمايد.
شرايط سياسي كشور، قبل از آغازجنگ تحميلي بسيار بي ثبات و بحراني بود. و به دليل بروز اختلاف بين جريان هاي فكري و ايدئولوژيك، وحدت و انسجام ملي در بعد سياسي- اجتماعي كم رنگ مي نمود و هرگروه كه در مناصبي قرار گرفته بودند سعي مي كردند تا انديشه و تفكر خود را در صحنه سياسي كشور حاكم نمايند.

ليبرال ها و ملي گراها از يك سو، گروه هاي چپ و منافقين از سوي ديگر و نيروهاي انقلابي و خط امامي در عرصه هاي مختلف در حال كشمكش بودند. در هر صورت، اختلاف بين مسؤلين و رهبران سياسي كشور شرايط عدم ثبات را حاكم كرده بود. اما به رغم وجود بي ثباتي و تفرقه در سطح مسؤلين كشور، ستاد مشترك ارتش دستورالعمل خود را براي آمادگي نيروها در مقابل تهديدات احتمالي در زمان رياست سرلشگر شاكر بر ستاد مشترك ارتش، به شرح زير:

دستورالعمل شماره 9 – 06 – 01 – 201 – 15 مورخه 27/8/ 1358 اداره سوم (عمليات) ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران
صادر مي كند. دقيقا ًبعد از صدور اين دستورالعمل است كه نيروهاي سه گانه ارتش طرح هاي خود را براي دفاع از تماميت ارضي كشور تهيه و به ستاد مشترك ارتش ارسال مي نمايند.

4- طرح هاي دفاعي ارتش قبل از آغاز جنگ ايران و عراق

طرح ابوذر، مربوط به نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در خرداد 1359، تهيه و به ستاد مشترك ارتش ارسال گرديد. در اين طرح، مأموريت دفاع اوليه نيروي زميني در مقابل ارتش عراق به ترتيب از جنوب به لشگرهاي سرزميني 92 زرهي اهواز، تيپ 84 خرم اباد، لشگر81زرهي كرمانشاه، لشگر28 پياده كردستان و لشگر64 پياده اروميه واگذار شد.
«طرح ابوذر» از سوي ارتش در 76 صفحه در حالي به بني صدر رئيس جمهور (وقت) ارائه شد كه در آن، گزارش احتمالي حمله ارتش عراق بيان شده بود و ارتش مطابق آن، طرح‌هايي به شرح زير براي مقابله با تهديدات احتمالي داشت:

« نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران از دالامپرداغ (مرز مشترك ايران و عراق و تركيه) تا فاو (دهانه شط العرب در خليج فارس) از مرز باختري ايران و عراق دفاع نمايد و با استفاده از عناصري از لشگر92 زرهي و تيپ 55 هوابرد از رودخانه اروند رود دفاع نمايد. تيپ 55 آماده شود پس از ورود يگانهاي تقويتي به منطقه غرب بنا به دستور در ساير مناطق مورد تهديد اعم از درون مرزي يا برون مرزي بكار رود همزمان با اجراي عمليات دفاعي در غرب با امكانات موجود در منطقه، مرز خاوري را از دهانه ذوالفقار تا گواتر پوشش نمايد.»

طرح ابوذر برابر اصول جنگي، براي يك جنگ احتمالي چهار مرحله پيش بيني كرده بود؛ نخست: با كشاندن دشمن به مواضع قابل دفاع، حركت ارتش عراق، در رسيدن به اهدافش را كند كرده و در مسير او تأخير ايجاد نمايد تا اين مواضع كمبود نيروي انساني ما را جبران كند و در مراحل بعدي با تثبيت دشمن اورا فرسوده نموده و پس از شناسايي منطقه و استعداد دشمن نسبت به دفع متجاوز و انهدام او اقدام نمايد. به همين منظور، عمليات و تك‌هاي محدودي طرح‌ريزي و اجرا شد.- اما متاسفانه برخي ها، از اين تك‌هاي محدود به عنوان عمليات‌هاي شكست خورده ارتش ياد مي كنند.

درواقع، افرادي كه مي‌گويند اين عمليات‌ها شكست خورده هستند، يا از طرح هاي ارتش بي خبر هستند و يا از مطالعات دفاعي و نظامي و اصول جنگ اطلاع كافي ندارند.- در هر صورت برابر طرح ابوذر، مأموريت لشكر81 زرهي، ابلاغ شد و لشكر 92 زرهي نيز طرح (حر) را براساس طرح مزبور تهيه كرده و مأموريت ها را به يگان هاي خود ابلاغ كرده بود. روز 26 شهريور 1359، نيز با توجه به قرائن و شواهد حمله عراق نيروهاي اين دو لشكر به حركت درآمده و در منطقه سرزميني مستقر شدند. لشكر 81 بايد650 كيلومتر را پوشش مي‌داد و لشكر92 نيز مسئوليت پوشش منطقه‌اي به عرض420 كيلومتر را برعهده داشت. اين درحالي است كه در حالت استاندارد هر لشكر مي تواند حداكثر در عرض30 كيلومتر پدافند نمايد.

- تا اينكه جنگ زميني با عراق به صورت رسمي با پاره كردن قرارداد 1975 الجزاير توسط صدام در 26 شهريور ماه 1359 آغاز شد.  قابل ذكر اينكه؛ طرح ابوذر در اجرا، عمليات دفاع از مرزهاي غربي ايران را در چهار مرحله (تأخير، تثبيت، دفع، تعقيب و انهدام متجاوز) پيش بيني كرده بود كه گزاره بند مأموريت در مرحله اول آن به شرح زير مي باشد:

نيروي زميني دفاع را در منطقه با 4 لشكر و يك تيپ پياده در منطقه دفاعي مقدم از شمال باختري تا جنوب اجرا مي نمايد، لشكر64 پياده و لشگر  28 پياده، بترتيب در شمال لشكر 81 زرهي و تيپ 84 پياده در مركز و لشكر92زرهي در جنوب، لشكر هاي در خط با اعزام عناصر تأمين حركت متجاوز را در زمين هاي بلافصل مرز به تأخير مي اندازد.

5- طرح نبرد البرز در آبان 1358(نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران)
طرح «نبرد البرز» به جلسه هماهنگي 18/8/1358 در ستاد مشترك ارتش و راهنماي طرح ريزي ستاد ارتش برميگردد كه رژيم بعث صدام دست به تحركات و اقدامات مشكوك و خصمانه عليه جمهوري اسلامي زده بود و ستاد ارتش جمهوري اسلامي ايران براي مقابله با متجاوز، اقدام به صدور راهنماي طرح ريزي طرح البرز و ابلاغ آن به نيروي هوايي كرد. بند ماموريت نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران در طرح البرز به شرح زير بيان مي شود:

نيروي هوائي جمهوري اسلامي ايران ضمن دفاع از آسمان ايران حملات انتقامي خود را بمنظور انهدام نقاط حياتي كشور هدف آغاز و پس از كسب برتري هوائي از عمليات سطحي نيروهاي خودي پشتيباني نزديك بعمل مي آورد.

((شايان ذكر است؛ طرح فوق كمتر از سه ساعت پس از تجاوز دشمن بعثي، به دستور تبديل و به شرح نامه زير جهت اجرا به نهاجا ابلاغ شد.))
از: سماجا
به: نهاجا
موضوع: نامه شماره 36/ 03/ 29/ 1701/ 26 -1359/6/31
دستور فرماييد با توجه به طرح البرز حمله‌ « انتقامي» را آغاز و كليه هدف‏هاي پيش بيني شده را برابر طرح مورد حمله قرار دهيد.

اين پيام، توسط سرهنگ قيديان، معاونت عملياتي نيروي هوايي با نامه شماره 3735 – بلافاصله به كليه پايگاه‏هاي هوايي ابلاغ شد.

در واقع، نيروي هوايي در ساعت 1600 روز 31/6/1359 در كمتر از سه ساعت پس از حمله 192 فروندي رژيم بعثي عراق،  اولين اقتدار و قدرت هوايي خود را به نمايش گذاشت و به پايگاههاي شعيبيه، كوت در استان هاي كوت و العماره حمله كرد.(قديمي،1389: 65) نظر اصلي فرماندهان نيروي هوايي از اجراي سريع اولين عمليات در اولين ساعات پس از هجوم متجاوز، در حقيقت آغاز جنگي رواني عليه استراتژيست هاي ارتش عراق بود، چرا كه آنان حملات هوايي خود عليه نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران را با اتكا بر اين باور طراحي كرده بودند كه نيروي هوايي توان پاسخ گويي به تهاجم را نخواهد داشت و بي درنگ پس ازحملات، شيرازه اين نيرو ازهم گسيخته شده و اركان نظام فرو خواهد ريخت.

از سوي ديگر، نظر فرماندهان، اعلام توان مقاومت مقابله به مثل، سرعت، قدرت كوبندگي و قابليت انعطاف نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران به زمامداران عراق بود تا شايد آنان را از ادامه خشونت و دشمني آشكار باز دارد. اما اصرار نيروي هوايي عراق بر ادامه حملات باعث شد تا صبح روز يكم مهر 1359با يكي از بزرگترين و كوبنده ترين پاسخ هاي  جنگ هاي هوايي جهان مواجه شوند.

به اين ترتيب نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران با اجراي بزرگترين عمليات هوايي خود به نام كمان 99 كه بر پايه طرح نبرد البرز پياده سازي گرديده بود، بار ديگر ضربه بسيار سهمگين و غافلگير كننده اي را به دشمن بعثي وارد ساخت و رژيم بعثي صدام راكه يكي از آماده ترين ارتش هاي آن روزجهان را در اختيار داشت، در بهت و حيرت فرو برد. اهداف اين عمليات پايگاه هاي هوايي، مخازن سوخت و مهمات، پالايشگاه ها، آشيانه هواپيماها، پناهگاه هاي تعميرات و نگهداري هواپيما، باندهاي پروازي، رادارهاي هدايت كننده هواپيماهاي جنگي، برج هاي مراقبت و مراكز مخابراتي عراق در پايگاه هاي هوايي كركوك، موصل، رشيد، حبانيه، ناصريه، شعيبيه، كوت و المثني . انتخاب اين اهداف از بعد تاكتيكي، دشمن را در ابعاد خدمات پشتيباني رزمي و آتش پشتيباني هوايي، دفاع هوايي و اطلاعات و هشدار اوليه در ميدان جنگ با موانع زيادي روبرو مي ساخت و در نهايت مي توانست به تهاجم عراق در خوزستان پايان داده و حركت دشمن را متوقف سازد. (نوراني، 1384: 36)

6- طرح ذوالفقار در شهريور 1359 (نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران)

از ابتداي خرداد 1359، چندين بار نيروي دريايي ارتش به حالت آماده باش درآمد، زيرا از بندرعباس كه ناوگان يكم نيروي ارتش در آنجا مستقر بود، تا خرمشهر و بوشهر يگان ها آماده باش هاي مختلفي را تا شروع جنگ تحميلي تجربه كردند. طرح ذوالفقار به عنوان يك طرح جامع كه در آن توضيح داده شده بود، اگر جنگي شروع شود، نيروي دريايي چه واكنشي داشته باشد و چگونه بتواند انسجام خود را حفظ كند، در اختيار نيروي دريايي ارتش قرارگرفت. (شايان ذكر است كه نيروي دريايي بدليل موقعيت خود در منطقه جنوب، در جريان انقلاب كمترين خسارت و فرسايش را متحمل شد و از نظر آمادگي نسبت به ساير نيروها در وضعيت بهتري قرار داشت.)

طرح ذولفقار يك طرح جامع بود كه درآن همه جزئيات مشخص شده بود. از جمله اين كه در صورت شروع جنگ احتمالي چگونه مقابله كنيم، چگونه گسترش يافته و حتي مسئوليت و آرايش تك‌تك افراد از سرباز تا فرمانده نيرو در آن شرايط شرح داده شده بود و انواع پيوست‌هاي لجستيكي، مخابراتي، عملياتي و اطلاعاتي را در بر داشت.

  دريادار محمد حسين ملك زادگان، فرمانده اسبق نداجا در مورد نحوه اجراي طرح ذوالفقار مي گويد: « نيروي درياي ارتش با شروع جنگ از شب اول هجوم عراق و با توجه به اين طرح، در پست فرماندهي تشكيل جلسه داد. در اين جلسه كه فرمانده وقت نيرو، جانشين، معاون عمليات و من حضور داشتيم، شبانه به قرارگاه تعيين شده در طرح به عنوان نيروي رزمي421 كه در پايگاه بوشهر مستقر بود، رفتيم و ستاد فرماندهي نيروي دريايي را تشكيل داديم. از فرداي همان روز برنامه‌هاي شناسايي را مطابق برنامه‌ هاي از پيش طراحي شده شروع كرديم.

از اين طرح كلي، ۴۸ طرح و عمليات بيرون آمد كه به صورت جزئي به آنها پرداخته بود، كه معروف ترين آنها عمليات مرواريد است. نيروي دريايي با طرح و برنامه منظم خود توانست واكنش بسيار دقيق و منظمي در برابر حمله دشمن داشته باشد. با توجه به اين موضوعات، نيروي دريايي در راستاي طرح عملياتي خود، در اولين گام سكوي هاي البكر و الاميه و در گام هاي بعدي شناوري هاي دشمن را با برنامه ريزي در يك فرصت كوتاه از بين برد كه اين حركات به قطع صدور نفت از اين سكوها و انهدام كامل نيروي درياي عراق انجاميد و خليج فارس عرصه سيادت دريايي نيروي دريايي ارتش جمهور اسلامي ايران شد. (خاطرات شفاهي دريادار محمدحسين ملك‌زادگان)

بند ماموريت نيروي دريايي در طرح ذولفقار به اين شرح بود:

نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران ضمن دفاع از تأسيسات حياتي كشور در خليج فارس راه هاي مواصلاتي دريايي را تأمين و از حركت كشتي هاي تجاري بسوي بنادر كشور هدف ممانعت بعمل مي آورد.

7-كودتاي نافرجام نقاب

كلمه نقاب نام كودتايي است كه به غلط (كودتاي نوژه) ناميده مي شود. واژه نقاب از حروف اول عبارت (نجات قيام ايران بزرگ) تشكيل شده است. اين كودتا كه توسط تعدادي از عناصر سياسي ضدانقلاب و تعدادي از كاركنان ارتش شاهنشاهي و با هدايت سرويس هاي جاسوسي بيگانه طراحي شده بود، در نهايت توسط كاركنان ارتش شناسايي و خنثي گرديد. اگر چه رهبران كودتا در اعترافات خود هدف آن را براندازي نظام جمهوري اسلامي بيان كردند، ولي با توجه به قابليت هاي مردمي انقلاب و استعداد و امكانات كودتاگران و حضور كاركنان مؤمن در ارتش، از ابتدا احتمال موفقيت آن بسيار ضعيف بود. با اين حال، در هدف حداقلي، مي توانست اعتماد مردم و مسؤلين كشور را نسبت به ارتش خدشه دار نمايد كه در واقع به اين هدف حداقلي خود رسيد.

لذا پس از شكست طرح كودتا و در آستانه جنگ ايران و عراق، تعدادي از فرماندهان عاليرتبه و كاركنان ارتش به اتهام شركت در كودتا دستگير و بسياري ديگر از فرماندهان يگان هاي عمده ارتش، دستخوش دگرگوني و جا به جايي شدند. در حالي كه اين جا به جايي در زماني كه تهديد حمله عراق در حال عملي شدن بود، آسيب بزرگي به پيكره ارتش وارد كرد و به آمادگي رزمي يگان هاي ارتش به ويژه نيروي زميني و نيروي هوايي آسيب قابل توجهي وارد كرد. بنابراين با اجراي طرح كودتاي نافرجام نقاب از سوي دشمن و اقداماتي كه در جهت مقابله با آن از سوي نيروهاي خودي انجام شد، تغييراتي به شرح زير در سازمان ارتش بوجود آمد:

الف- تعداد قابل توجهي از فرماندهان يگان هاي حساس آجا دستگير و يا بركنار شدند.

ب‌- تعدادي از يگان هاي ارتش به ويژه در خوزستان (اگرچه بطور موقت) در پادگان ها محصور شدند و از ادامه عمليات آنها ممانعت بعمل آمد.

ت‌- براي پروازهاي عملياتي و آموزشي نيروي هوايي محدوديت ايجاد گرديد.

بنابراين عوامل فوق در نهايت به ضعف قواي ارتش قبل از شروع جنگ منجر شد، اما با اين وجود ارتش با تمام قوا و كاملاً هوشمندانه پس از آغاز جنگ از كشور اسلامي دفاع كرد.  

8 - علت هاي تضعيف قدرت دفاعي و شكست قدرت بازدارندگي قبل از جنگ تحميلي

بازدارندگي، يك مقوله كشوري و در سطح ملي است و مفهوم آن، اين است: بازدارندگي حالتي است كه يك واحد سياسي با به كارگيري مؤلفه هاي پنج گانه قدرت (وضعيت جغرافيايي، سياسي، اجتماعي- فرهنگي، اقتصادي و نظامي) از خود به نمايش مي گذارد تا دشمن را از بكارگيري قدرت نظامي (زور) منصرف گرداند. بنابراين تنها ارتش نمي تواند متولي بازدارندگي باشد.

اگرچه بازدارندگي در رفتار نظامي ارتش و نيروهاي مسلح تجلي پيدا مي كند. اما پرواضح است كه ارتش به دليل شرايط پس از وقوع انقلاب اسلامي از حالت بازدارندگي در برابر عراق خارج شده بود. يعني پس از اينكه ارتش در مقابل انقلاب اسلامي منفعل شد و ضمن عدم حمايت از رژيم گذشته، حالت بي طرفي اتخاذ كرد و باعث شد انقلاب پيروز شود. به عبارت ديگر، انقلاب اسلامي، ابتدا ارتش را بي خاصيت كرد و سپس به پيروزي رسيد.

اما پس از اين كه امام راحل عظيم الشأن (ره) تصميم به استفاده و به كارگيري ارتش براي مقابله با ضدانقلاب و دشمن متجاوز گرفت، بازسازي ارتش شروع شد. بازسازي يعني بازگرداندن انضباط، شخصيت و پرستيژي كه انقلاب از او گرفته بود تا بتواند به پيروزي برسد.

بنابراين طبيعتاً زماني براي اين كار لازم بود. درثاني آيا ساير مباني قدرت در بازدارندگي مثل انسجام سياسي و اجتماعي ملت، توان اقتصادي و... همه پاي كار آمده بودند؟ چنانچه به دقت به حوادث بيست ماه اول انقلاب نگاه كنيم، متوجه خواهيم شد كه نه فقط ارتش كه ساير مولفه هاي ضامن بازدارندگي نيز از انجام وظيفه بازدارندگي ناتوان بوده اند. همچنين، در اين زمان هيچ دستور و يا فرماني از مقامات مافوق ارتش براي حضور در صحنه دفاع و مقابله با تهديدات عراق و يا حداقل انجام يك رزمايش و ابراز وجود در مقابل تهديدات فوق ديده نمي شود. بنابراين با مطالعه شرايط سياسي پس از انقلاب و بررسي رفتار مسؤلين و احزاب و گروه هاي سياسي فعال كشور در ماه هاي اوليه پس ازانقلاب به گزاره هاي زير مي رسيم:

1) عدم باور ملي به ويژه در سطح مسؤلان به تهديد نظامي عراق

2) عدم انسجام در سطح مديريت كلان و تصميم ساز و تصميم گير كشور

3)  وجود اختلافات سياسي و عدم انسجام در نيروهاي دفاعي

4) تضعيف ارتش به دليل حضور در حكومت نظامي در قبل از انقلاب و بر اثر نابساماني هاي پس از انقلاب

5) شكست جمهوري اسلامي ايران در مرحله بازدارندگي و آغاز تجاوز دشمن

9- اقدامات ارتش پس از حمله ارتش عراق در جهت تثبيت دشمن

با عنايت به اينكه نيروي زميني، ماهها قبل از جنگ در منطقه غرب و شمالغرب با ضدانقلاب جدايي طلب در كردستان و آذربايجان غربي درگير بود و بخشي از نيروهايش به شرح جدول زير در آن مناطق مشغول نبرد بودند، ليكن از زماني كه اولين بمباران هاي دشمن و حركات يگان هاي زميني او در خاك ايران آغاز شد، ديگر ترديدي باقي نماند كه جنگ تمام عياري عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز گرديده و از آن ساعت موانع براي هرگونه دفاع ارتش برداشته شد.

جدول شماره 3 يگان هاي عمده نيروي زميني درگير در كردستان همزمان با اغاز جنگ ايران و عراق

ملاحظات
     

يگان
     

يگان عمده
     

رديف

در گير در منطقه سرزميني
     

بطور كامل
     

لشگر28 سنندج
     

1

درگير در منطقه سرزميني
     

بطور كامل
     

لشگر64 اروميه
     

2

يك تيپ بطور كامل
     

تيپ2 بيستون
     

لشگر 81 زرهي
     

3

يك تيپ بطور كامل
     

تيپ3 زرهي همدان
     

لشگر16 قزوين
     

4

تحت كنترل قرارگاه غرب
     

3 گردان
     

لشگر21 حمزه
     

5

تحت كنترل قرارگاه غرب
     

4 گردان
     

لشگر77 خراسان
     

6

بعداز كودتاي نوژه 3 گردان
     

بطور كامل 5گردان
     

تيپ 23 نوهد
     

7

3 گردان
     

گردان182،139،111
     

تيپ 84 خرم آباد
     

8

2 گردان
     

گردان 126و135
     

تيپ 55 هوابرد
     

9

تعدادي بالگرد شنوك از اصفهان
     

پايگاه هوانيروز كرمانشاه
     

هوانيروز
     

10
 
در هر صورت نيروهاي ارتش براي كند كردن حركات دشمن، سپس متوقف كردن و تثبيت دشمن يعني از حالت آفندي به حالت پدافندي در آوردن نيروهاي عراقي تلاش خود را آغاز كردند. در اين مرحله از دفاع در مقابله ارتش عراق، نيروي زميني با احضار و آموزش كوتاه مدت(15روزه) بيش از 85 هزار نفر از سربازان منقضي خدمت 1356، كه بعنوان نيروي احتياط به خدمت فراخوانده شده بودند، يگانهاي خود در مناطق عملياتي را تقويت كرده و مأموريت تثبيت دشمن را به انجام رسانيد. نگارنده بر اين باور است كه موضوع مهم، اساسي و سرنوشت سازِ اعلام تثبيت دشمن توسط ارتش، در سال اول جنگ پس از صدور دستورالعمل شماره 8 نيروي زميني با امضاء مرحوم سرتيپ ظهيرنژاد در تاريخ 21/8/1359 يعني51 روز پس از حمله دشمن انجام شده است.

10- تاريخ ورود يگانهاي نيروي زميني به منطقه جنوب
پس از جدي شدن تهديدات عراق، يگان هاي نيروي زميني به مرور آماده شده و براي حضور در مناطق عملياتي حركات خود را آغاز كردند. جدول زير كه براساس گزارش يگان ها پس از استقرار در منطقه مأموريت آنها تهيه شده، حاكي از زمان ورود آنها  به منطقه جنوب است.  

تاريخ ورود يگان‌هاي نزاجا به منطقه جنوب بعد از آغاز جنگ

رديف
     

يگان
     

تاريخ ورود
     

محل استقرار
     

فرمانده يگان
     

ملاحظات

1
     

لشكر 16(-)
     

15/7/59
     

حميديه
     

سرهنگ لطفي
     

تيپ2

2
     

لشكر 21
     

5/7/59
     

غرب دزفول
     

سرهنگ ورشوساز
     

بطور كامل

3
     

گروه زرهي 37شيراز
     

1/1/59
     

منطقه فكه
     

سرهنگ عباسي
     

-

4
     

لشكر 77 (-)
     

4/7/59
     

خوزستان
     

سرهنگ جوادي
     

-

5
     

تيپ 84 خرم آباد
     

31/6/59
     

مهران - دهلران
     

سرهنگ رزمي
     

بطور كامل

6
     

گروه 22 توپخانه
     

بمرور تا 3/7/59
     

-
     

-
     

بطور كامل

7
     

گروه33توپخانه
     

بمرور تا 15/7/59
     

مهران- دهلران
     

سرهنگ صدري
     

بطور كامل

8
     

دو گردان ژاندارمري
     

23/7/59
     

خرمشهر
     

سرهنگ فروزان
     

800 نفر

9
     

تي دانشجويان دا- اف
     

7/7/59
     

خرمشهر
     

سرهنگ حسني سعدي
     

796 نفر

جدول شماره 4:مشخصات يگان هاي وارد شده به منطقه جنوب(با استفاده از روز شمار جنگ،1389)

با توجه به طرح ابوذر، نيروي زميني مأموريت داشت با لشگرهاي سرزميني در مناطق غرب و جنوب، ضمن ايجاد پرده پوشش در مقابل تهاجم عراق، با ايجاد تأخير مانع دستيابي سريع ارتش متجاوز به اهداف از پيش تعيين شده شود. به اين معني كه با استفاده از عوارض زمين دشمن را به مواضع قابل دفاع كشانده و آماده شوند تا رسيدن عمده قوا او را دچار فرسايش نموده و براي دفع تجاوز اقدام نمايند.

اساساً تا زماني كه تجاوز دشمن سد و متوقف نگرديده باشد، اجراي پاتك يا آفند متقابل مقدور نيست. بنابراين بحث تثبيت و متوقف نمودن ارتش متجاوز عراق، از اساسي ترين مباحث جنگ ايران و عراق است كه ارتش و ساير مدافعين در روزهاي آغازين جنگ موفق شدند كه ماشين جنگي عراق را از حركت بازدارند و ارتش متجاوز را پشت رودخانه هاي كرخه و كارون در منطقه جنوب و روي ارتفاعات بازي دراز و... در غرب كشور متوقف نمايند. در عين حال به نظر مي رسد آن طور كه بايد و شايد در ادبيات دفاع مقدس به آن پرداخته نشده و به اهميت و حساسيت آن توجه نشده است.

در حالي كه ساير عمليات آفندي، به خصوص در سال دوم جنگ، تحت تأثير اقدامات و عمليات هاي سال اول جنگ بود كه ضمن متوقف نمودن دشمن با انجام عمليات هاي محدود فرسايش لازم را در او ايجاد كرده و براي عمليات هاي بزرگ سال دوم آماده نمود. بنابراين توجه به سه نكته اساسي در متوقف كردن و سدكردن راه پيشروي دشمن و ممانعت از دستيابي به اهداف اوليه دشمن ضروري مي باشد:

1- اهميت سرنوشت ساز و حياتي متوقف كردن و تثبيت دشمن

2- نقش ارتش با همه تنگناهاي خود در زمين، هوا و دريا، در متوقف نمودن دشمن قابل توجه است.

3- متوقف سازي متجاوز، سرآغاز و زمينه ساز حركت نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در اقدامات آفندي بعدي بوده است.

11- اقدامات مهم ارتش جمهوري اسلامي ايران در سال اول جنگ
در اين قسمت ضروري بنظر مي رسد تا فهرست بخشي از اقدامات نيروهاي سه گانه ارتش در سال اول جنگ را بطور مختصر برشماريم:
الف- نزاجا

1) مقاومت در مقابل هجوم ارتش عراق و انجام عمليات تأخيري به منظور جلوگيري از دستيابي سريع به اهداف خود

2) انجام شناسايي هاي لازم و استقرار مناسب نيروهاي خودي جهت جلوگيري از پيشروي دشمن

3) احضار، آموزش و بكارگيري بيش از 85 هزارنفر از سربازان منقضي خدمت56 بعنوان نيروي احتياط

4) متوقف نمودن و تثبيت دشمن در مواضع نا مناسب

5) آغاز حملات محدود نيروهاي خودي جهت حفظ روحيه خودي و شناسايي با رزم

6) سازماندهي و تكميل يگان هاي ارتش هم زمان با تجاوز عراق بدليل آسيب هاي پس از كودتاي نقاب

7) آموزش نيروهاي مردمي و سپاه

8) اعزام و گسترش يگان هاي نيروي زميني ارتش در نيمه اول سال 1359، به مناطق مرزي

9) ممانعت از تداوم عمليات آفندي دشمن در سه ماهه اول تجاوز به ويژه در كرخه و بهمن شير

10)  ايجاد زمينه براي حضور سپاه در جنگ و تجهيز وآموزش نيروهاي بسيج به رغم ممانعت هاي بني صدر

11) تلاش هاي فوق العاده هوانيروز در نبرد هاي تخصصي وشجاعانه با تانك هاي دشمن و ايفاي نقش تاريخي در تثبيت دشمن

12) انجام بيش از يكصد عمليات آفندي و پدافندي به صورت مستقل يا با همكاري نيروهاي مردمي در سال اول جنگ

13)  شكست راهبرد دشمن در جنگ باصطلاح  برق آسا و ممانعت از رسيدن او به اهداف اوليه

لازم به ذكر است براي تبيين بيشتر موضوع تثبيت دشمن در منطقه جنوب و تشكيل خط پدافندي در مقابل ارتش عراق، سندي با عنوان «دستورالعمل شماره8 (طرح دفاعي خوزستان)موجود است كه در 21 آبان 1359 در قرارگاه تاكتيكي نزاجا در جنوب (دزفول)» صادر شده و مرحوم سرلشگر ظهير نژاد به عنوان فرمانده وقت نزاجا آن را امضاء نموده است. (اصل سند در مركز اسناد هيئت معارف جنگ شهيد صياد شيرازي موجود است.)

ب- نهاجا

1) دفع و كم اثر نمودن عمليات هوايي دشمن با پدافند عامل و غيرعامل در31/6//59

2) انجام عمليات انتقامي در روز اول مهرماه با حداقل 140 فروند جنگنده درون خاك عراق

3)  كسب برتري هوايي نسبي در سال اول جنگ

4) پشتيباني هوايي نزديك مؤثر از عمليات يگان هاي زميني و مشاركت در متوقف نمودن دشمن

5) كسب اطلاعات راهبردي و تاكتيكي

6)  انهدام زيرساخت هاي اقتصادي و تأمين انرژي عراق

7) رهگيري هواپيماهاي عراقي و نا امن نمودن آسمان ايران براي جنگنده هاي ارتش متجاوز

پ- نداجا

1)  تشكيل گروه رزمي421 به منظور فرماندهي منطقه عمليات دريايي در جنوب غرب

2)  خارج كردن شناورهاي نداجا از اروند رود بمنظور جلوگيري از غافلگيري و انهدام آنها در حمله اوليه عراق

3)  ممانعت از گسترش نبرد به خليج فارس با انجام گشت هاي دريايي

4)  درگيري مؤثر و موفق با يگان هاي شناور عراقي در عمليات مرواريد و شهيد صفري و انهدام نزديك به دو سوم نيروي دريايي عراق در روز شصت و هفتم جنگ كه موجب شد تا پايان جنگ اين نيرو در محاصره قرار گرفته و از صحنه نبرد به طور كامل خارج باشد.

5) كسب سيادت دريايي و حاكميت مطلق بر آبهاي خليج فارس

6)  انهدام سكوهاي البكر و الاميه

7) شركت مؤثر در عمليات دفاع از خرمشهر بوسيله تكاوران دريايي

8)  ايجاد فضاي امن در آبراه ها بمنطور تداركات و پشتيباني از نيروهاي خودي

9)  حفاظت از منابع نفتي در جزاير سرزميني خليج فارس

12- دستور امام خميني (ره) به جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش                                                               

هم زمان با اتفاقات صحنه جنگ، صحنه سياسي كشور نيز شاهد رقابت تگاتنگ رقباي سياسي و درگيري مردم در جنگ داخلي با منافقين و ائتلاف منافقين با بني صدر رئيس جمهور (وقت) و فرمانده كل قوا بود كه نهايتاً به عزل رئيس جمهور از فرماندهي كل قوا انجاميد. امام خميني(ره) پس از عزل بني صدر طي حكمي به شرح زير، موقتاً اختيارات فرماندهي كل قوا را براي اداره صحنه جنگ به شهيد سرلشگر ولي الله فلاحي تفويض فرمودند:

بسم اللَّه الرحمن الرحيم
تيمسار ولى اللَّه فلاحى، جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش جمهورى اسلامى ايران.
تا تعيين تكليف جانشين فرماندهى نيروهاى مسلح، ستاد مشترك مجاز است با استفاده از اختيارات مقام رهبرى (1) مأموريتها و وظايف محوله را انجام دهد.- 21 خرداد 1360 - روح اللَّه الموسوى الخمينى.    صحيفه امام(ره)

بنابراين با حكم فوق فرماندهي جنگ در مناطق غرب و جنوب در اختيار ستاد ارتش و جانشين رئيس ستاد ارتش قرار مي گيرد. در واقع در همين دوره است كه عمليات فرمانده كل قوا در منطقه آبادان انجام شده و اقداماتي براي شكستن حصر آبادان و اجراي عمليات ثامن الائمه نيز صورت مي گيرد. اما پس از عمليات موفقيت آميز ثامن الائمه و شكستن حصر آبادان و شهادت فرماندهان عالي جنگ در سانحه سقوط هواپيماي سي130، تغييرات و دگرگوني هاي ديگري در سطح فرماندهي عالي جنگ و صحنه هاي نبرد با دشمن صورت مي گيرد كه به طور مختصر به اقدامات ارتش در آن مقطع نيز اشاره خواهد شد.

13- اقداما ت  ارتش در سال دوم جنگ  

با اتفاقات اخير و شهادت جانشين رئيس ستاد مشترك كه وظيفه فرماندهي و اداره جنگ را نيز به عهده داشت، شوراي عالي دفاع سرهنگ صياد شيرازي كه در آن زمان فرمانده منطقه غرب كشور و مشغول پاكسازي شهرهاي كردستان از لوث وجود ضدانقلاب بود را براي فرماندهي نيروي زميني پيشنهاد كرد و مرحوم ظهير نژاد فرمانده نيروي زميني را به رياست ستاد ارتش برگزيد كه هر دو تصميم مورد تصويب حضرت امام خميني(ره) فرمانده كل قوا قرار گرفت. شايان ذكر است كه با اين انتصابات، دو اتفاق مهم در نيروي مسلح درگير با ارتش عراق افتاد.

اول اين كه يك بار ديگر نيروي زميني با جابجايي فرماندهان يگان هاي عمده و سازماندهي مجدد مواجه شد و غالب فرماندهان جابه جا شدند و عموماً فرماندهان هم فكر، جوان، هم رأي و هم نظر با فرمانده جديد نزاجا به مشاغل عمده نيرو منصوب گرديدند و دوم اين كه براساس ابتكار عمل شهيد صياد، روابط جديدي بين ارتش و سپاه مبتني بر همكاري و نوعي فرماندهي مشترك بر عمليات ها و ميدان هاي نبرد حاكم شد.

اين همكاري مشترك طبيعتاً تحرك فوق العاده اي را در جبهه ها ايجاد كرد.-به تعبير دشمن در يكي از اسناد بدست آمده از پرونده شهيد صياد در استخبارات عراق، ماشين جنگي ايران به حركت در آمد.- و باعث شد ظرف هشت ماه يعني از دهم مهر1360 (تاريخ انتصاب فرمانده جديد نزاجا) تا سوم خرداد 1361 با انجام عمليات هاي مشترك طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس، مرحله دفع تجاوز دشمن آغاز شده و قريب 12 هزار و 500 كيلومتر مربع از 15هزاركيلومتر مربع سرزمين هاي اشغالي آزاد گردد. بنابراين اقدامات ارتش در سال دوم جنگ كه منجر به تحرك وسيع نيروهاي ارتش و سپاه در جبهه ها گرديد بشرح زير خلاصه مي شود.                                                                                                                                                                                                     

1)  انتصاب سرهنگ علي صياد شيرازي به فرماندهي نزاجا

2) آموزش، تجهيز و سازماندهي سپاه و بسيج براي ورود به جنگ

3) تشكيل قرارگاه مشترك ارتش و سپاه بمنظور طراحي و فرماندهي عمليات هاي كربلا

4)  دفع تجاوز دشمن در هشت ماه با عمليات هاي مشترك (طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس)

رزم آوران پرتوان ايران اسلامي اعم از ارتشي، سپاهي، بسيجي و جهاد سازندگي، در واپسين ماه هاي سال دوم جنگ، در پناه عزم ملـي با وحدت و انسجام كامل كه بـه تركيـب مقـدس  معـروف شـده بـود، توانسـتند بخش عمده اي از سرزمين اشغال شده خود را از وجود دشمن متجاوز پاك نمايند. اوج اين رشد و بالنـدگي و حماسه آفريني در عمليات بيت المقدس و بازستاني خرمشهر نمايـان گرديـد؛ تـا آنجـا كـه امروزه در روايت تاريخ جنگ، خرمشهر نمـاد مقاومـت بـي ماننـد و نمونـه اراده ملـت سرفراز ايران براي كسب پيروزي به شمار مي آيد.

14 - سال سوم تا پايان جنگ (تنبيه متجاوز)

تدبير شهيد بزرگوار سپهبد صياد شيرازي براي انجام عمليات هاي مشترك با تركيب مقدس و ادغام نيروهاي سرباز و بسيجي به عنوان يك ابتكار در مرحله دفع تجاوز بسيار كارساز بود و نتايج قابل ملاحظه اي پديد آورد، اما براي مرحله بعدي جنگ تحميلي كه تعقيب و تنبيه متجاوز بود، مشكلاتي ايجاد شد. براي توضيح اين مشكل به وجود آمده مي توان گفت، فرماندهي مشترك با اين تعبير كه براي يك عمليات، نام دو فرمانده پاي آن باشد از نظر اصولي كاري غير منطقي و غير علمي بود كه در هيچ مدرك معتبر علمي و نظامي، مشابهي براي آن وجود ندارد.

به عبارت ديگر در اين اقدام، اصل وحدت فرماندهي كه يكي از اصول جنگ است، ناديده يا كمرنگ فرض شده است. ليكن در شرايط سال دوم جنگ كه كشور در اشغال دشمن بود، براي رسيدن به هدف دفع تجاوز، اين گزينه (دو فرمانده براي عمليات) اجتناب ناپذير بود و شرايط استثنايي سال دوم جنگ و درك مسئله حضور دشمن و اشغال سرزمين، نيروها و فرماندهان ارتشي و سپاهي را به درجه اي از اخلاص و ايثار و گذشت رسانده بود كه براحتي يكديگر را تحمل مي كردند و همين عامل پيروزي هاي شگفت انگيز در سال دوم شد اما از سال سوم و پس از پيروزي هاي سال دوم كه احتمالاً باعث ايجاد نوعي غرور كاذب بين فرماندهان و رزمندگان نيز شده بود و در شرايطي كه جنگ درخاك دشمن ادامه داشت و دشمن سرسختانه از سرزمين خود دفاع مي كرد. همه اين عوامل باعث بوجود آمدن اختلاف بين فرماندهان ارتشي و سپاهي گرديد.

البته شهيد صياد شيرازي بعنوان فرمانده ارتشي حاضر در صحنه نبرد، تلاش هاي زيادي براي ايجاد وحدت فرماندهي در جبهه هاي جنگ انجام داد، ليكن به هردليل به توفيق نايل نگرديد. (شهيدي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي) اين اختلافات تا پايان عمليات بدر تشديد شد و نهايتاً پس از ملاحظات فراوان و اقدامات مختلف در رده عالي جنگ، به ناچار در سال 1364، تصميم به جداسازي عمليات هاي ارتش و سپاه و انجام عمليات هاي مستقل اتخاذ گرديد. بنابراين خلاصه اقدامات و تغييرات بعد از فتح خرمشهر در سال دوم جنگ تا اواخر سال هفتم بشرح زير خلاصه مي شود:

1) اختلاف در فرماندهي بين ارتش و سپاه

2) تلاش ناموفق ارتش (شهيد صياد شيرازي) براي ايجاد وحدت فرماندهي در جنگ

3) انجام عمليات هاي ناموفق رمضان، والفجر مقدماتي، والفجر1، خيبر و بدر

4) جداسازي عمليات هاي ارتش و سپاه از سال 1364

5)  پشتيباني يگان هاي ارتش از كليه ي عمليات هاي سپاه در هوا و زمين

6) انجام عملياته اي قادر، كربلاي6 و7 توسط نزاجا

7) پدافند ارتش در بيش از هزار كيلومتر از مرز ايران و عراق تا پايان جنگ

توضيحات بيشتري پيرامون اتفاقات فوق از زبان و قلم ساير كارشناسان و فرماندهان دفاع مقدس بشرح زير ارائه مي شود:

الف-  ادغام نيروها:

با وجود اين كه تجربه ادغام، تركيب و هماهنگي نيروهـاي، سـپاه پاسـداران و نيـروي زميني ارتش در مقاطعي از جنگ اعجاز آفرين و كار ساز بوده و نتيجـه غيـر قابـل انكـاري داشـته است، اما رويدادهاي بعدي به روشني نشان ميدهد كه اين اقدام به صورت موردي، شـكننده و غيـر قابل اعتماد و تحت شرائط ويژه انجام گرفته و چون هيچ گونه ارتباط تـدوين شـده اي بـين دو نيرو وجود نداشت و نيروهاي ادغامي در سلسله مراتب فرماندهي همديگر قرار نداشـتند، در مواقع ضرورت مسائل، مشكلات و تصميم گيري هاي نهايي با دخالت افراد ذي نفوذ و در پـاره اي اوقات با وساطت كساني خارج از سلسله مراتب و بـه صورت كـدخدا منشي حـل و فصـل مـي گرديد كـه البته چنين روش هايـي در نظام مديريتي دنياي امروز، آن هـم در راس هـرم و در شرايط بحران كـه دقايق و ثانيـه ها در تصميم گيري سرنوشت سـاز اسـت، نـه تنهـا جايگـاه مطلوبي ندارد.

بلكه ترديد و عدم قاطعيـت در نظـام تصـميم گيـري و طـولاني شـدن خـط تصميم گيري، مي تواند فاجعه آفرين باشد. بنابراين بسط و توسعه روش هدايت نيروهاي رزمي با دو فرماندهي مسـتقل و در سازمان هاي دولتي با دو مديريت به عنوان يك الگو و روش امكان پـذير نيسـت و در ميـدان عمل مردود شمرده شده است. درك و باور اين نتيجه گيري دور از انتظار نيست.

زيرا صـرف نظر از هر مسئله جانبي ديگر، از ديد اقتصادي حذف سازمان هاي موازي به عنوان يك راه كار مناسب شناخته شده، از وظائف اوليه برنامه ريزان در سطح جامعه مي باشـد.

و رعايـت ايـن اصل، به ويژه در كشور ما كه بنابر هزينه كمتري در امور دفاعي است، بايـد بـه طـور جدي مورد توجه دست اندر كاران امور دفاعي و امنيتي قرار گيرد.

ب- جدائي نيروها

ايت الله هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود مينويسد: «در اين عمليات (عمليات رمضـان) پيشـروي محـدود داشـتيم، خيلـي كمتـر از اهداف تعيين شده و اولين ضربه به روحيه رزمندگان كـه فكـر مـي كردنـد، چيـزي نميتواند مانع پيشروي شان شود، وارد شد. همين تجربه در عمليات والفجر مقدماتي هم تكرار شد، با موانعي از نوع ديگر، البته نبايد نقش اختلاف نظر فرماندهان ارتـش و سپاه را در نحوه انجام عمليـات ناديـده بگيـريم كـه يكـي بيشـتر بـه شـيوه هـاي كلاسيك جنگ مي انديشد و ديگري بـه شـيوه هـاي ابتكـاري و انقلابـي و شـهادت طلبانه پاي مي فشرد. مفهوم گفتار آقاي هاشمي را به نوعي ميتوان از بيانات سردار محسن رضايي استنباط كرد. » (دروديان محمد ، آغاز تا پايان ، ص78)

پ- وضعيت ارتش  

بررسي پيشينه جنگ هاي قرن اخير نشان مي دهـد، هـيچ ارتشـي در ايـام جنـگ نـه تنهـا بي نياز از حمايت هاي ويژه دولت ها و كمك هاي داوطلبانه مردم نبـوده، بلكـه پيـروزي و يـا شكسـت هميشه به توانائي استفاده از امكانات نهفته در جامعه و همبستگي و همـدلي نيروهـاي مسـلح و ملت، بستگي مستقيم داشته است. در اين راستا ارتش جمهوري اسلامي ايران افزون بر ايـن كـه از اين قاعده نمي تواند مستثني باشد، بلكه از آنجائي كـه وقـوع انقـلاب تمـام زيـر سـاخت هاي آن را دگرگون كرده بود، به عنوان يك نياز مضاعف مي بايستي مورد حمايت افزون تري قرار مـي گرفـت در صورتي كه پشتيباني از ارتش در زمان جنگ مشكلات عديده داشت.

(نقش ارتش در هشت سال دفاع مقدس؛ ص,13) به عنوان يك نمونه روشن مي توان به افزايش ساختار سازماني نيروها اشاره كرد كه به طـور معمول در جنگ با احضار نيروهاي ذخيره و احتياط عملي مي شود. اما اين اقـدام بـه دليـل گسستگي نظام ارتش ناشي از التهاب اوليه انقـلاب نـه تنهـا عملـي نگرديـد، بلكـه در رونـد سربازگيري به طور سنتي هم خلل ايجاد گرديد و تمام سربازان در اختيـار ارتـش قـرار داده نمي شدند. در ايام جنگ، همواره يكي از مشكلات نيروي زميني كمبود نيروي انساني و به تبع آن يگان مانوري بود. در همين زمينه در كتاب دفاع مقدس آمده است:

عمده ترين مشكلات نيروي زميني براي اجراي عمليات آفندي گسترده و سرنوشت ساز كمبود يگان مانوري با توجه به عرض جبهه و گسترش يگانها در مواضع پدافندي بود. (جعفري1387؛ ص50) به همين دليل بود كه نزاجا در مقاطعي از جنگ براي تحرك در جنگ و انجام عمليات آفندي درخواست واگذاري تعدادي از نيروهاي بسيج به اين نيرو را داشت كه هيچگاه عملي نگرديد . سردار محسن رضائي فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ميگويد:

عمليات رمضان را كه انجام داديم و عدم الفتح حاصل شد، ديگـر همـه بـرادران ارتش آمدند و گفتند كه بايستي از اصول جنگ ارتش و جداول كلاسـيك اسـتفاده شود و نبايد همه نيروهاي بسيج را به سپاه بدهند، بلكه از نيروهاي بسيج بـه ارتـش هم بايد بدهند، قبل از عمليات والفجر مقدماتي همين بحث ها منجر به تعويق زمـان عمليات به مدت يك ماه شد. (دروديان، محمد؛ آغاز تا پايان؛ ص,78)

15- روند تضعيف ارتش ايران و تقويت ارتش عراق در شش سال پاياني جنگ
نگاه كارشناسانه از منابع مختلف به پاره اي آمار و ارقام و ... و مقايسه گسترش سازمان خودي و دشمن در سالهاي جنگ، روشنگر محدوديت هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران در انجام عمليات هاي مستقل و مداوم مي باشد.

جدول شماره1: آمار نيروي انساني نيروهاي سه گانه در 8 سال دفاع مقدس (لطفيان، 1378 ص,497)

در رابطه با جدول ارائه شده محدوديتهايي كه در افزايش يگان هاي رزمي وجود داشت، موارد زير قابل ذكر هستند:

الف ـ برابر جدول ارائه شده آمار پرسنلي نيروي هوائي به نصف و نيروي دريائي به 3/2 تقليل پيدا كرده است، استفاده فراوان از هواپيماهاي شكاري بمب افكن نيروي هوائي در دو الي سه ماه اول جنگ- شايد هم استفاده بيش از حد براي متوقف كردن هجوم اوليه متجاوز لازم بوده باشد- عدم امكان پشتيباني آمادي مؤثر از اين نيرو به علت تحريم هاي اعمال شده، كاهش توان رزمي و زمينگير شدن (ground) هواپيماها و بالطبع كاهش نيروي انساني تا حد نصف و همين استدلال در مورد نيروي دريايي، وضعيت اين دو نيرو در از دست دادن درصدي از توان رزمي خود را توجيه ميكند.

ب ـ نيروي زميني كه بيشترين بار جنگ را بدوش داشت، تعـداد نيروهـايش در چهـار سال اول جنگ در حد150 هزار نفر ثابت ماند و تنها در دو سال آخـر، 150 هـزار نفـر نيروي وظيفه به آن اضافه گرديد.

ج ـ نيروي زميني از همان روزهاي آغاز جنگ دست بـه گسـترش سـازمان خـود زد و چون منابع لازم را در اختيار نداشت با استفاده از نيروي انساني پشت جبهه (عمومـاً مراكـز آموزشي) و كم و زياد كردن يگان هاي رزمي اقدام به تشكيل چند يگان جديد نمود. (ايجاد تيپ چهـارم در چند لشكر) بنابراين هميشه با كمبود نيروي سازماني مواجـه بـود كـه بـا واگـذاري تعـداد بيشتري افراد وظيفه در دو سال آخر جنگ، ضمن اين كه كمبود سازماني يگان هاي رزمي را بر طرف نمود (البته در حد جايگزين تلفات رزمي)، اقدام به تشكيل چند تيپ مستقل و تعدادي گردان قدس كرد.

د ـ درباره اقلام و تجهيزات عمده براي يگان هـاي جديـد التأسـيس و جـايگزيني اقـلام عمده انهدامي و تعميري، آن قدر شرايط نامطلوب بود كه جاي هيچ گونـه تحليـل و تفسـيري نمي ماند. با توجه به اين كه تهيه بيشـتر تجهيـزات و سـلاح هاي سـنگين از منـابع داخلـي امكان پذير نبود و خريد از منابع خارجي با محدوديت شديد همراه بود، لذا نيروي زميني مجبور گرديد يگان هاي خود را با بهره برداري از اقلام آمادي موجود در آمادگاه ها تجهيز نمايـد، كـه اين خود نقض غرض است؛ زيرا اين اقلام محدود بطور معمول بـراي جـايگزين كـردن اقـلام انهدامي پيش بيني شده بود. لازم به ذكر است در مـواردي بـا برداشـت از اقـلام بعضـي از يگـان هاي رزمـي، ساير يگان ها تجهيز و يا گاهي يگان هاي جديدي تشكيل مي شدند.

 ه ـ به علت پاي بندي جمهوري اسلامي ايران به آنچه ارزش هاي انقلاب ناميده مي شـد و غير قابل انعطاف بودن سياست خارجي، اكثر قريـب بـه اتفـاق كشـورهاي جهـان از فـروش تجهيزات مناسب مورد نياز كه به طور اجبار در زمان جنگ افزايش يافته بود، خودداري مـي كردند. به طوري كه هيچ گاه نتوانستيم سلاح هاي مورد نيـاز خـود را بـه ميـل و اراده خـود انتخاب كنيم، چون خريدهاي محدود انجـام شـده كه از مجـاري مختلـف و از روي اجبـار و بـا واسطه انجام مي گرفت در مجموع از كيفيت مطلوب برخوردار نبودنـد و بهـره وري چنـداني نداشتند. آماده نگهداشتن اين تجهيزات براي نيروهـا بـا مشـكلات زيادي همراه بـود. در تحليلي در اين باره از كتاب ارتش و انقلاب اسلامي مي خوانيم: ايران با توجه به تحريم تسليحاتي، از منابع متعددي تسليحات لازم ارتش را با دشواري بدست مي آورد. در بين فراهم آورنـدگان جـديد جنگ افزار براي ايران مي توان به كشورهاي كره شمالي، چين و برزيل اشاره كرد.

گوناگوني تسليحات خريداري شده از كشورهاي مختلف، مسأله آموزش نيروها و تهيه قطعات يدكي را بسيار دشوار ساخته بود. اما ايران درگير جنگ تحميلي فرسايشي دچار كمبودهاي دائمي تسليحات لازم  براي نيروهايش، مجبور به خريد اسلحه از تمام منابع موجود بود. (لطفيان، 1392: 425) در حاليكه شرائط دشمن به طور كامل با ما متفاوت بود. افزايش سازماني آنچنان گسترده و به سرعت انجام مي گرفت. سرلشكر وفيق سامرائي (مدير اطلاعات ارتش عراق) كه پس از اشغال عراق توسط آمريكا به لندن پناهنده شد، در كتـاب ويراني دروازه شرقي ميگويد: « نيروهاي مسلح عراق در سال 1987 به بيش از يك ميليون و سيصد هزار نفر رسيدند زيرا نياز دفاع (ساكن) گسترش يكصد و سي تيپ منظم در طول جبهه براي چند سال متمادي بود.» (السامرائي،1389: 140) در مقام مقايسه، توان جايگزيني نيروهاي مسلح ايران در مقايسه با ارتش عراق، با نگرش به حمايت بي قيد و شرط كشورهاي كوچك و بزرگ جهاني از آن كشور، بسيار ناچيز بود. سرهنگ سيد يعقوب حسيني كه با نگارش هفت جلد كتاب، خدمت بزرگي به بازگويي جنگ كرده است مي نويسد: اگر ايران چيزي از دست مي داد ديگر جايگزين نمي شد.

درحالي كه ارتش عراق هر مقدار وسائل و تجهيزات از دست مي داد، احتمالاً بيش از دو برابر آن، با كمك پشتيبانان همه جانبه بين المللي وي تأمين ميگرديد. و هر قدر فشار نظامي ايران بر نيروهاي عراق در ميدان هاي جنگ شديدتر مي شد به نسبت مضاعف، پشتيباني از حكومت و ارتش عراق توسط تقريباً اغلب كشورهاي جهان- هر كدام در حد توانائي سياسي و اقتصادي و نظامي خود- افزايش مي يافت. (حسيني، 497:1389)

16- مرحله پايان جنگ سال 1367

پس از عمليات هاي كربلاي5 و كربلاي8 منطقه جنوب (معبر شلمچه) به شدت از سوي ارتش عراق دفاع مي شد و امكان هيچ عملياتي وجود نداشت. سپاه پاسداران براي ادامه عمليات هاي تهاجمي و بدنبال گرفتن زمين يك منطقه حساس از عراق كه امتيازي باشد براي پايان جنگ، به منطقه شمال غرب گرايش پيدا كرد و راه كار را در اين ديد كه رفتن به منطقه كردستان عراق، ارتش اين كشور را به آن منطقه خواهد كشيد، سپس مي توان از منطقه جنوب به سمت بصره رفت. سپاه براي عملي كردن اين تدبير نيروها را به سمت شمال گسيل داشت. از طرفي شرايط پس از قطعنامه598 كه ذيل فصل هفتم منشور ملل متحد و با اجماع پنج كشور عضو اصلي شوراي امنيت تصويب شده بود، شرايط را براي ادامه عمليات ايران سخت تر كرده بود. چون محاصره اقتصادي شديدتر شده بود، جنگ شهرها و جنگ نفت كش ها ادامه داشت، قيمت نفت به پنج دلار رسيده بود. جنگ رواني عليه ايران شديدتر شده بود. جنگ شيميايي عراق عليه ايران با اغماض غرب و رسانه ها انجام مي گرفت. همه شرايط فوق شرايط را براي ادامه جنگ سخت تر كرده بود. از سوي ديگر امريكا نيز در خليج فارس با نيروهاي ايراني درگير شده بود و عراق نيز راهبرد جنگ تدافعي خود را از فروردين 1367، به تهاجمي تبديل كرد. لذا تغيير راهبرد جواب منفي داد و زماني كه سپاه نيروها را به شمال برده بود، ارتش عراق حمله خود را از فاو شروع كرد. فاو پس از 24 ساعت سقوط كرد و عمليات هاي موفق عراق به مانند دومينو به ساير جبهه ها سرايت كرد و تا 31/4/67 كليه جبهه هاي ارتش و سپاه تقريباً فرو پاشيد. بنابراين كليه اتفاقات سال پاياني جنگ مختصراً بشرح زير رقم خورد:

1)      اتخاذ راهبرد عمليات آفندي در شمالغرب توسط سپاه

2)      آغاز عمليات هاي عراق از جنوب به منظور باز پس گيري(فاو، شلمچه، مجنون و...)

3)      پذيرش قطعنامه 598 توسط جمهوري اسلامي ايران و عدم پذيرش آن توسط عراق

4)      ادامه حملات ارتش عراق در21/4و 31/4/67 و فروپاشي جبهه هاي ارتش و سپاه

5)      عمليات فروغ جاويدان منافقين با پشتيباني ارتش عراق در 3/5/67

6)      عمليات مرصاد در 4/5/67 توسط نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران (عليرضا برزگر225:1379)

17- عمليات مرصاد در پاسخ به فروغ جاويدان (منافقين)

مرداد ۱۳۶۷و در پي دستور مسعود رجوي سركرده گروهك مزدور منافقين  نيروهاي منافقين از محور سرپل ذهاب وارد ايران شدند و به سرعت تا نزديكي شهر «كرند» پيش رفتند. علت عدم درگيري تا اين محل با نيروهاي ايران، يكي اين بود كه توپخانه عراق تا بعد از سرپل ذهاب از پيشروي منافقين حمايت فعال مي‌كرد. منافقين بدون هرگونه مقاومت محلي پس از عبور از كرند، اسلام آباد غرب را اشغال كرده و آماده شدند تا به سمت كرمانشاه حركت كنند. از طرفي جاده اسلام آباد به سمت كرمانشاه از سوي مردمي كه از آسلام اباد و روستاهاي اطراف به سمت كرمانشاه مي گريختند، اشغال و مسدود گرديده و طبيعتاً ترافيك ايجاد شده، عبور نيروهاي منافقين را در گردنه حسن آباد در40 كيلومتري كرمانشاه متوقف كرد. لذا فرصتي ايجاد شد تا شبانگاه نيروهاي مدافع ارتشي و سپاهي و بسيجي و نيروهاي مردمي در گردنه چهارزبر مقابل منافقين جبهه اي تشكيل دهند.
با احضار شهيد صياد شيرازي توسط مسؤل عمليات ستادكل از تهران در حاليكه نيروهاي ارتش و سپاه در منطقه غرب و جنوب وضعيت مناسبي نداشتند، صحنه نبرد عمليات مرصاد به او سپرده شد.(مؤمني،1378: 358) شهيد سپهبد علي صياد شيرازي كه در سال‌هاي پاياني جنگ به دليل تغيير مسئوليت، از خط مقدم دور بود به واسطه لطف خداوند متعال با عنوان نماينده امام(ره) در شوراي عالي دفاع، از نزديك فرماندهي يگان‌هاي هوانيروز و نيروي هوايي و رزمندگان حاضر در منطقه را به عهده گرفت و به همراه خلبانان شجاع هوانيروز و نيروي هوايي، لشكر منافقين و مزدوران صدام را در تنگه مرصاد منهدم و تار و مار كرد و تا انهدام كامل به تعقيب آن‌ها پرداخت.

  لذا مهم‌ترين اقدامات عمليات مرصاد بشرح زير است:
1)        متوقف شدن دشمن در تنگه مرصاد با حضور يگان‌هاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارتش جمهوري اسلامي ايران در منطقه عملياتي با توجه به اينكه منافقين به صورت ستون و متكي بر جاده در حال حركت بودند، ايجاد جبهه زميني را از روبرو بسيار مشكل مي‌كرد، لذا بعد از توقف منافقين، طراحي عمليات به طرف استفاده از برتري هوايي جهت پيدا كرد.

2)      هواپيمايي نيروي زميني ارتش (هوانيروز) با اجراي نقش اصلي خود در اين عمليات صحنه‌هايي از حماسه و ايثار آفريد كه بارها در طول جنگ تكرار شده بود. بالگردهاي ارتش با استفاده از جناحين و در طول جاده و ارتفاعات مناسب اطراف جاده، موضع گرفته و به طرف ستون بهم ريخته آتش گشودند و نفرات پياده را كه در كوه‌ها متواري شده بودند تعقيب كرده و به هلاكت رسانده و يا به تسليم واداشتند.

3)      يورش بي‌امان، دلاورانه و پرتوان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران با جنگنده‌هاي تيزپرواز به طرف ستون نظامي منافقين آغاز شد. سازمان رزم دشمن در همان حملات اوليه متلاشي و نفرات پياده سراسيمه به طرف جاده و كوه‌هاي اطراف پناه بردند.

4)      يگان‌هاي ارتش و سپاه مستقر در منطقه عمليات (مرصاد) با تعقيب منافقين به دستگيري نفرات متواري منافق اقدام كردند.

5)      انجام عمليات هلي برن بمنظور بستن عقبه دشمن و جلوگيري از فرار به طرف عراق توسط نيروهاي ارتش و سپاه.
اراده خداوند متعال بر اين بود كه نقش “شهيد صياد شيرازي” در كنترل غائله كردستان در سال اول انقلاب و بعد در دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران و دفاع از استقلال و تماميت ارضي كشور و همچنين در عمليات مرصاد عليه منافقين، يگانه و منحصر به فرد شده و ياد و خاطره آن شهيد عزيز و والامقام در تاريخ و اذهان ملت بزرگ ايران، جاودانه شود.(توحيديان،24:1392)

18- نتيجه گيري

1)      سد پيشروي و تثبيت نيروهاي ارتش عراق در ايران با انجام عمليات تأخيري، توسط نيروي زميني، نيروي هوايي و عمليات نيروي دريايي در خليج فارس، سرآغاز و زمينه ساز و مبدأ كليه عمليات هاي بعدي بود. اگر پيشروي عراق سد نمي شد و راه هاي مواصلاتي دشمن به شهرهاي حياتي در استان خوزستان و... مسدود نمي شد و آب راه خليج فارس، اين گلوگاه حياتي براي نيروهاي خودي باز نمي ماند، بعيد بود كه بعداً عمليات هاي مهم و سرنوشت ساز ثامن الائمه(ع)، طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس را براي دفع تجاوز دشمن انجام دهيم. به بيان ديگر، سد پيشروي عراق به عنوان يك اقدام تاكتيكي و با عمليات تاخيري داراي نتايج راهبردي به شمار ميرود.

2)      مراحل چهارگانه، تأخير، تثبيت، دفع تجاوز و انهدام دشمن كه در طرح ابوذر پيش بيني شده بود تا پايان هشت سال جنگ پيگيري شد. اگرچه در سه مرحله اول تا پايان سال دوم جنگ توفيقات نسبتاً كاملي بدست آمد ولي در مرحله انهدام دشمن (تعقيب و تنبيه متجاوز) توفيقات كامل نبود.

3)      تجربه بكار گيري دو نيرو به طور مشترك با فرماندهي مستقل و با ناديده گرفتن اصل وحدت فرماندهي، گرچه در مقاطعي، جواب مثبت داده است ولي تجربه موفقي نبوده و در دراز مدت، شكننده، غير قابل اعتماد و اختلاف بر انگيز است و نيازمند يك هيأت حل اختلاف در شـرايط ويـژه و در هـر رده فرماندهي ميباشد.

4)      تغيير راهبرد (عمليات هاي آفندي) از جنوب به منطقه شمال غرب بنظور انجام عمليات هاي والفجر10 و... در حالي كه برآورد دقيقي از توانمندي هاي خودي و دشمن ارائه نگرديده و صرفاً با تصور كشيدن نيروهاي عراقي به شمال عراق و سپس حمله از جنوب، باعث شد كه عراق از لاك دفاعي خارج شده و عمليات هاي آفندي خود را از فاو شروع كرده و پس از موفقيت زودهنگام به مثابه يك دومينو ساير جبهه ها را درنوردد و شكست بي سابقه اي را به جبهه هاي خودي تحميل نمايد كه در نهايت باعث تضعيف روحيه رزمندگان و پذيرش قطعنامه 598 از سوي فرمانده كل قوا حضرت امام خميني(ره)) گرديد. ولي پس پيروزيهاي رزمندگان در عمليات موفقيت آميز مرصاد با لطف و عنايت الهي، مجدداً وحدت و انسجام به نيروهاي خودي برگشت و ستادكل نيروهاي مسلح با توان بيشتر و روحيه مضاعف به مأموريت هاي خود ادامه داد.                                                             

والسّلام

منابع:

1-      آزادبخت، مروت، (1382)، جامعه شناسي جنگ، تهران، انتشارات چاپخانه ارتش جمهوري اسلامي ايران

2-      بختياري مقدم، حسن و محمود رستمي، (1391 )، تـأثير آينـده پژوهـي بـر برنامـه ريـزي

3-      بوفر، آندره، مقدمه اي بر استراتژي، ترجمه مسعود كشاورز، دفتر مطالعات سياسي و روابط بين الملل وزارت امورخارجه، تهران

4-      تيمرمن، كنت آر؛ سوداگري مرگ؛ 2003ص,745

5-      جنگ عراق با ايران ، جابر البلادي، (1390) تهران: دانشنامه جهان اسلام،  بازبيني‌شده

6-      لطفيان ،سعيده، ارتش و انقلاب اسلامي، 1392، ص425

7-      زهرا روزبهاني، عمليات مرصاد، نشريه گلبرگ، ش 100 به نقل از خاطرات سرهنگ مجتبي جعفري، تهران، معاونت فرهنگي و روابط عمومي اداره عقيدتي و سياسي نزاجا

8-      سنبلي محمد رسول.( 1389 )، اصول و قواعد اساسي در رزم. تهران: دانشگاه امام علي (ع)

9-      قديمي، فرشيد، 1389، اولين پاسخ، مكعب، تهران

10-        سيد يعقوب حسيني(1384)،  ارتش جمهوري اسلامي ايران در 8 سال دفاع مقدس سازمان عقيدتي سياسي ارتش جلد اول

11-      سيد يعقوب حسيني،(1393)،تيپ2 لشگر زرهي در آغاز جنگ تحميلي ،هيئت معارف جنگ، ايران سبز.

12-      سـازمان عقيدتـي سياسـي ارتـش جمـهوري اسـلامي ايـران، ارتـش جمـهوري اسـلامي ايـران در هشـت ســال دفـاع مقـدس جلـد اول ( تـهران، سـازمان عقيدتــي سياســي ارتــش، 1372

13-      سيد يعقوب حسيني( 1386) جبهه جنوب، ابوتراب ذاكري، نشرآجا

14-        حبيبي، نيك بخش، (1388)، بررسي ميزان تأثيرپذيري شيوه هاي نبرد نامتقارن در مقابلـه با تهديدات نظامي

15-      حامد اشراقي(1388)، كودتاي شب، انتشارات مرز و بوم

16-        خاطرات لطف االله ميثمي از نهضت آزادي تا مجاهدين، ، انتشارات صمديه، ج2، ص376

17-      خاطرات شفاهي امير سرتيپ دوم مروت آزادبخت،سايت رسمي آجا

18-      خاطرات شفاهي امير سرتيپ مسعود بختياري

19-      وفيق السامرايي ،م ، عدنان قاروني ، (1380) ويراني دروازه شرقي ،مركز فرهنگي نمايندگي ولي فقيه در سپاه

20-      عبد الحليم ابو غزاله، نادر نوروز شاد(1380)مركز مطالعات و تحقيقات جنگ

21-      معاونت تحقيق و پژوهش. دكترين عمليات نيروي زميني(1385). تهران: دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

22-      محمدي نجم، سيدحسين، (1387)، جنگ شناختي، تهران، انتشارات مركز آينده پژوهـي و فناوري دفاعي

23-      مؤمني، محسن،1387، دركمين گل سرخ، سوره مهر، تهران

24-      نباتي، عزت االله، مباني پدافند غيرعامل، دانشكده علوم و فنون فارابي، 1388

 

 

منبع:

1. هيئت معارف جنگ شهيد سپهبد علي صياد شيرازي

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد