دوشنبه, 08 آذر 1400
شناسه خبر:5767

جنگ ايران و عراق _ تبليغات از ديدگاه امام خميني(ره)

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

مقدمه

دولت عراق در تاريخ 31 شهريورماه سال 1359 با تمامي امكانات جنگي، اعم از نيروهاي نظامي ورزيده و كارآزموده و تسليحات مدرن و پيشرفته از زمين، هوا و دريا به ايران حمله كرد و بخش هاي وسيعي از خاك ميهن اسلامي را به تصرف خود در آورد. اين جنگ تمام عيار با توجه به اسناد و گزارش ها طبق اصول و قواعد حقوق بين المللي، از نوع جنگ هاي جنايت عليه صلح و امنيت بين المللي تعريف و تعبير مي شود كه مسئوليت آن بر عهده آغازگر است.

علي رغم آن كه براي آغاز هر جنگي معمولاً دو طرف درگير مدت ها در حالت جنگ سرد به سر مي برند و تا حدي آمادگي نظامي براي مبارزه را فراهم مي آورند، اين جنگ در زماني در گرفت كه ما به هيچ وجه، آماده نبرد مسلحانه نبوديم و شايد بهتر باشد كه بگوييم اصولاً قصد جنگيدن نداشتيم؛ زيرا، دليلي براي اين اقدام نمي ديديم. ملتي كه پس از سال ها مبارزه و درگيري، نظام جبار و ستمگري را سرنگون و هزاران شهيد و معلول در راه تحقق اين امر به جامعه تقديم كرده بود، قصد داشت به سازندگي بپردازد و ويراني هاي چندين ساله خود را ترميم كند و نفس تازه اي در كالبد نيمه جان جامعه بدمد.

اين ملت به طرف كشورهاي مسلمان دست دوستي و همكاري دراز كرده بود و لزومي نمي ديد كه با ملل مسلمان يا دولت هاي همسايه درگير نبردي نظامي شود، در حالي كه رژيم بعثي عراق براي آغاز درگيري لحظه شماري مي كرد و در آمادگي نظامي كامل به سر مي برد. ارتش عراق، پس از حملات وسيع و گسترده ماه هاي اوليه در غرب و جنوب كشور و تصرف بيست هزار كيلومتر مربع از خاك ميهن اسلامي مان، افزون بر آن كه به طور آشكار و مكرر، اصول و قواعد اوليه جنگ را نقض كرد.

از طريق به كارگيري انواع سلاح هاي كشتار جمعي، مانند بمب هاي شيميايي و مانند آن، ايجاد خاكريزها، سنگرها، ميدان هاي مين و موانع متعدد در اراضي اشغالي، كه موجبات تخريب وسيع اراضي كشاورزي، مناطق مسكوني و تأسيسات زير بنايي مختلف را فراهم كرد، با امكانات وسيع تبليغاتي كوشيد خود را مظلوم و نظام جمهوري اسلامي ايران را مقصر اصلي جنگ معرفي كند بدين ترتيب، از دولت ها و ملت هاي عرب و دوست و هم پيمان خود انتظار حمايت هاي مالي و سياسي در سطح جهاني را داشت.

نكته مهم در دستگاه تبليغاتي عراق اين بود كه براي حفظ انگيزه جنگ در بين نظاميان عراقي، آشكارا تاريخ و وقايع جنگ و دستاوردهاي سپاهيان اسلام را تحريف مي كرد. صدام براي لغو قرارداد صلح 1975 الجزاير اعلام كرد در آن زمان، عراق در موضع ضعف قرار داشته؛ بنابراين، قرارداد صلح بر آن تحميل شده است يا براي آغاز حمله به ايران و قلب ماهيت جنگ، از توطئه مشترك اسرائيل، امريكا و ايران خبر داد و براي آن كه نظاميان و مردم مسلمان و شيعه مذهب عراق را به جنگ تشويق كند چاره اي نداشت، جز آن كه به جنگ جنبه عربي - فارسي بدهد و ايرانيان يا فارس ها را همان مجوس هاي قديم بخواند و جنگ را انتقام تاريخي فارس ها از نبرد پيروزمندانه قادسيه اول عرب ها به رهبري سعدبن ابي وقاص بخواند. به همين منظور، دستگاه تبليغاتي عراق فيلمي به نام قادسيه تهيه كرد و بدين ترتيب، عملاً به تحريف تاريخ و انحراف افكار عمومي مردم عراق اقدام كرد.

صدام و رژيم بعثي عراق تا مدت ها توانستند با امكانات تبليغاتي وسيع و پردامنه، افكار عمومي كشورهاي عربي و بين المللي را تحت تأثير قرار دهند و اهداف تجاوزكارانه خود را پنهان نگه دارند. حال اين پرسش ها مطرح مي شود كه عوامل موفقيت آنان چه بود؟ چرا ما نتوانستيم به خوبي از تبليغات و رسانه هاي جمعي، مواضع حق طلبانه و دفاعي خود را به گوش جهانيان برسانيم؟ آيا شرايط اجتماعي - سياسي دوران انقلاب عامل اساسي ضعف ما در تبليغات دوران دفاع مقدس نبود؟ آيا مسئولان جمهوري اسلامي ايران با دستگاه تبليغاتي مدرن مخالف بودند؟

سهم عدم وجود يك سياست تبليغاتي در دوران دفاع مقدس چه ميزان بود؟ آيا اصولاً تبليغات مي توانست نقش كارآ و مثبتي را در دوران جنگ به نفع ما ايفا كند و در خلال درگيري هاي نظامي، نقش همسويي ابرقدرت ها با دولت عراق، به ويژه همكاري امپرياليسم خبري امريكا با رژيم بغداد در تبليغات منفي بين المللي عليه ما چگونه بود؟

هدف اين تحقيق، بررسي نقاط ضعف و قوت تبليغات ايران و عراق در طول جنگ هشت ساله و روش تحقيق، تحليلي - توصيفي است و سعي خواهد شد از طريق جمع آوري اطلاعات و اسناد منتشر شده و با مراجعه به رهنمودهاي امام خميني (ره) در طول دوران دفاع مقدس به پرسش هاي مطرح شده، پاسخ داده شود. به عبارت ديگر، اين شيوه را روش تحليل اسنادي مي گويند كه در آن، ارتباط بين مشاهده و نظر (رجوع به متن و نتيجه گيري درباره هر مطلب) يك رابطه دوطرفه است، يعني با طرح پرسش، جست وجو در متن آغاز مي شود و ممكن است پس از مطالعه آن، برخي از قسمت ها معني قسمت هاي ديگر را تغيير دهد.(1)

موريس دو ورژه(پاورقي 2)اين روش را جزء روش هاي كلاسيك مي داند كه اغلب، مردم به شيوه ناآگاهانه اي آن را به عنوان كشف اطلاعاتي كه خواستار آنند، به كار مي گيرند.(2)

به طور كلي، اين شيوه دو روش تحليل دروني و تحليل بيروني اسناد و متون را در برمي گيرد. تحليل دروني سخنراني ها، دست نوشته ها، پيام هاي تاريخي حضرت
امام(ره) تحليلي ا ست كه بر پايه هاي عقلاني استوار است و مفهومي است.(3)

در تحليل بيروني متن، سند مورد نظر در متني كه از آن استخراج شده قرار گرفته و مطالعه مي شود تا ميزان درستي آن ثابت شود. در ضمن، شناخت زمينه هاي اصلي(پاورقي 3)

پيام و سند در علوم اجتماعي بيانگر آن است كه بدانيم مخاطبان و شنوندگان آن پيام و سند چه كساني بوده اند و يا آن پيام در چه زمان و مكاني اظهار شده است.(4)

مقاله حاضر از دو بخش تشكيل شده است. در بخش نخست، ادبيات تحقيق و تعاريف و مفاهيم و نقش تبليغات و انواع و اقسام و ويژگي هاي آن از ديدگاه امام خميني (ره) و ديگران را شرح مي دهيم در بخش دوم، نقاط ضعف و قوت تبليغات ما و دشمنان را بررسي مي كنيم و در پايان، نتيجه گيري و جمع بندي كلي را ارائه مي دهيم.

بررسي مفاهيم
تبليغات چيست؟

در فرهنگ عميد، تبليغ به مفهوم رسانيدن آمده است : پيغام يا خبر، پيام يا مطلبي را به اطلاع مردم رسانيدن.(5)

در زبان و فرهنگ فرانسه، اصطلاح Lapropaganda را به مفهوم تبليغ، ترويج، كوشش براي انتشار دادن مراسم و مسلكي به كار مي برند كه در اصل، از ريشه لاتيني Propgatus گرفته شده6 و منظور از آن، هر اقدام منظمي است كه براي رواج عقيده و مرام و قبولاندن عقيده يا آيين ويژه اي در زمينه هاي سياسي و اجتماعي و غيره انجام شود.(7)

از نگاه امام خميني(ره)، تبليغات از اصول بسيار مهم اسلام است و منظور از آن، شناساندن خوبي ها و تشويق به انجام آنها و ترسيم بدي ها و نشان دادن راه گريز و منع از آنها مي باشد.(8)

هر چند در لغت، تبليغ به معناي رسانيدن و ابلاغ كردن است، اما در دنياي تبليغات، به معناي ترغيب ديگران به انجام كار مورد نظر تبليغ كننده است كه اگر در اين راه، مبلغ به اصول اخلاقي و انساني و حقوقي پاي بند نباشد، ممكن است براي قبولاندن و القاي يك خبر به تحريف، دروغ پردازي، رواج شايعات، امور غير واقع و خلاف نيز اقدام كند؛ امري كه رژيم بعثي عراق بارها آن را انجام داد. در دوران حاضر، كه آن را عصر ارتباطات نام گذاري كرده اند و پيام رساني و ابلاغ كلام به سرعت و در سطح وسيع و بسيار گسترده اي صورت مي گيرد، اهميت پرداختن به موضوع تبليغات در دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران و بررسي نقاط ضعف و قوت آن، امر ضروري و مهمي است. بازنگري امر تبليغات در جنگ ها، رفع سستي ها و ضعف هايمان و ادامه شيوه هاي موفق و مثبت مي تواند موفقيت و حقانيت ما را در صحنه هاي بين المللي تضمين كند.

اهميت تبليغات

در كتاب جنگ و ضد جنگ، الوين و هيدي تافلر راز بقا را در آستانه قرن 21 پيوستن به جريان موج سوم و يكي از ويژگي هاي اين جريان را حكومت رسانه ها و عنصر اطلاعات و دانايي و تبليغات مي دانند. آنها معتقدند كه كنگره ها و پارلمان ها و دادگاه هاي كند امروزي، محصول موج اول و وزارتخانه هاي غول آسا و ديوان سالاري هاي حكومتي كنوني نيز به مقدار زياد محصول موج دوم اند. رسانه هاي فردا از تلويزيون سيمي گرفته تا ماهواره پخش مستقيم و شبكه هاي رايانه اي و سيستم هاي ديگر، محصول موج سوم اند و آينده نشان دهنده قدرت اعجاب برانگيز رسانه ها و دستگاه هاي خبري و تبليغاتي جهان خواهد بود.9

تبليغات به دليل آن كه به علم مستقل و پويايي كه كاربردهاي متنوعي دارد، تبديل شده است، فرضيه ها، اصول و قوانيني را در بر مي گيرد كه روز به روز، بر پيچيدگي و تخصصي شدن آنها افزوده مي شود؛ بنابراين، هر ملتي كه در راستاي آموزش و به كارگيري آن در راه آرمان ها و اهداف اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي و نظامي خود تلاش و سرمايه گذاري بيشتري كند، به طور قطع، بر رقباي خود پيروز خواهد شد.

مؤلفه هاي ضعف و قوت تبليغات چيست ؟

تبليغات مانند هر مقوله اجتماعي ديگري به سياست و استراتژي مشخص و معيني نياز دارد. مسئولان هر نظام و دولتي با در نظر گرفتن تمامي جنبه ها به سياست گذاري و تعيين اولويت هاي جامعه مي پردازند. طبيعي است بر اساس سياست هاي داخلي و خارجي جامعه، سياست تبليغاتي نيز از ابعاد داخلي و خارجي برخوردار است.

اگر بپذيريم كه تبليغات فن و هنري است كه مي تواند افكار عمومي جامعه را تحت تأثير قرار دهد، اين تأثيرات جنبه مثبت يا منفي خواهد داشت، مثبت از اين نظر كه خواسته تبليغ كننده برآورده مي شود و او به نيت و خواسته خود مي رسد و منفي به اين دليل كه تلاش تبليغاتي يا بي نتيجه مي باشد يا عكس نيت تبليغ كننده به دست مي آيد. در بينش امام خميني (ره)، ضعف و قوت تبليغات به گونه متفاوتي مطرح شده است. هر چند از ديدگاه ايشان، تبليغات امر مهمي تلقي مي شود، اما اين كه به دليل اشكالات و موانعي كه در سر راه پديد مي آيد، مجبور شويم روش ها و تاكتيك ها را تغيير دهيم يا با تأخير به اهداف خود برسيم، دليل موجهي براي عدول از رعايت اصول نيست.(10)

در جاي ديگري از پيام تاريخي و مهم امام خميني (ره) خطاب به روحانيون، معيار كلي و محك تعيين تبليغات منفي و مثبت را در اين امر مهم كه در هر حال، ا حكام خدا و حدود الهي نبايد زير سؤال بروند مشاهده مي كنيم. حال اين پرسش مطرح است كه اداي اين تكليف در چه زمان و مكاني مناسب تر است؟

از نگاه امام (ره)، شايد هيچ مكاني براي تبليغ درباره مسائل جهان اسلام و مشكلات جوامع انساني از حرمين شريفين مقدس تر و مؤثرتر نباشد؛ مكاني كه حجاج كشورهاي مختلف اسلامي در بهترين فرصت مي توانند به دور از هر گونه فشار و تحميل هاي سياسي كشورهايشان، مواضع سياسي خود را عليه چپاولگري ها، زورگويي ها و سياست هاي ضد اسلامي اعلام كنند، مراسم برائت از مشركين است. امام خميني (ره) در پاسخ به نامه ملك خالد بن عبدالعزيز پادشاه عربستان سعودي مي نويسند:

< .. نمي دانم ائمه جماعات حرمين شريفين از اسلام چه برداشت كرده اند و از حج بيت اللّه الحرام كه سرتاسر آن مشحون به سياست و سرّجعل آن قيام انسان ها به قسط و رفع ستمگري ها و چپاولگري هاست كه سياست كلي انبياي عظام، به خصوص حضرت رسول خاتم صلوات اللّه عليه است چه فهميده اند كه زائرين حرمين شريفين را به اسم اسلام از دخالت در سياست و حتي از شعار عليه اسرائيل و امريكا منع مي كنند...> .(11)

ايشان در جاي ديگري، روحانيون، نويسندگان و گويندگان را موظف مي كنند كه در فرصت هاي مناسب به جبران تبليغات مسموم وسايل ارتباط جمعي وابسته به امريكا و اسرائيل كه به شايعه افكني و دروغ پردازي بر ضداسلام و جمهوري اسلامي ايران مي پردازند، از اسلام و انقلاب اسلامي ايران دفاع كرده، جهانيان را از هجوم ارتش عراق به دستور امريكا آگاه كنند.(12)

در حقيقت، بايد منشاء برخي از نقاط ضعف تبليغات ايران را در پيروي از اصول اخلاقي و ايدئولوژيك جست وجو كرد. عدم رعايت جنبه هاي انساني و اخلاقي مي تواند مواضع تبليغي را تقويت كند و بهره گيري از انواع و اقسام شيوه ها و ترفندها براي دستيابي به اهداف تبليغي امكان پذير است.

از ديد برخي از كارشناسان، يك تبليغات مؤثر و مفيد، تبليغاتي است كه در روند تبليغاتي خود، هيچ گونه تغيير استراتژيكي نداشته باشد و فقط در مقاطع ويژه اي، به طور تاكتيكي و نمادين، منحني تبليغاتي خود را سير صعودي ببخشد، به صورتي كه دستگاه عظيم تبليغاتي به بي نظمي و نوسان دچار نشود و تحت فشار قرار نگيرد.(13)

انواع و اقسام تبليغات

از نظر سنخ شناسي (پاورقي 4) تبليغات مي تواند جنبه فردي يا گروهي، مردمي يا دولتي و حزبي، سنتي يا مدرن داشته باشد و از طريق به كارگيري ابزار و فنون جديد در همه عرصه ها و زمينه هاي زندگي بشر دخالت كند و سازنده افكار و عقايد و نظرات مردم يك جامعه باشد.

اهداف تبليغات

هر تبليغي طبق اهداف كوتاه مدت و بلند مدتي كه از پيش طراحي شده است، صورت مي گيرد؛ بنابراين، به طور قطع، ماهيت تبليغات بر اهداف متفاوت و گوناگون منطبق است؛ زيرا، هدف تبليغات در نظر عموم ايدئولوژي ها و جوامع يكسان نيست. بسياري از سياست ها و تلاش هاي تبليغي در راستاي اهداف غير انساني و نامشروع صورت مي گيرد، در حالي كه از نظر برخي از ايدئولوژي ها، ماهيت اهداف تبليغاتي در چارچوب خشك اخلاقي و مشروعي قرار دارد و فريب و نيرنگ نقشي را در آن ايفا نمي كنند. در فرهنگ اسلامي ما، تبليغ با دعوت ديني مترادف بوده و تبليغ ديني به مفهوم ارشاد و دعوت به نيكي است، در حالي كه تبليغات به مفهوم امروزي با نيرنگ و تزوير و فريب افكار عمومي همراه است، نخستين پيام ما به همه ملت هاي جهان، به ويژه مسلمانان، بازگشت به فرهنگ ناب محمدي (ص) و قرآن است، همان طوري كه بجز تبليغ احكام الهي وظيفه ديگري بر عهده پيامبرگرامي اسلام (ص) نبوده است.(پاورقي 5)

امام خميني (ره) هدف از تبليغات را در نظام جمهوري اسلامي رساندن آواي حيات بخش و زندگي آفرين اسلام و بانگ افتخار آفرين توحيد به مردم دربند وتحت ستم دنيا مي دانند.(14) به طور قطع، راه مبارزه با سلطه تبليغاتي دشمن، آگاهي بخشي و تبليغات اصولي در تمامي زمينه هاست، به طوري كه امام خميني (ره) ارتقاي سطح آگاهي هاي اسلامي و انقلابي آحاد ملت و تشريح مسائل اسلامي براي جلوگيري از ايجاد انحراف از سوي استكبار جهاني و سرسپردگان داخلي اش و زدودن آثار حكومت سياه و طاغوتي شاهنشاهي را امر اجتناب ناپذيري مي دانستند.

ايشان در جاي ديگري، تبليغات را امر مهمي مي دانند كه بايد براي رضايت خدا انجام شود و به همان اندازه يا بيشتر كه تبليغات براي مستكبران و زورگويان مضر است، براي مستضعفان مفيد مي باشد.(15)

وجه تمايز تبليغات اسلامي و غيراسلامي

در فرهنگ روابط بين المللي، درباره تعريف تبليغ آمده: < فعاليتي است براي دگرگون كردن عقايد عمومي از راه هاي غيرمستقيم و احياناً پنهاني با وسايلي، مانند زبان، خط، تصوير و نمايش و جز اينها...> .(16)

در جوامع صنعتي و پيشرفته، به علت آن كه افكار عمومي تأثير بسزايي در دگرگوني هاي اجتماعي دارند، گروه هاي مختلف اجتماعي به ويژه، گروه هاي رسمي مي كوشند تا عقايد عمومي را از طريق وسايل گوناگون ارتباط جمعي با عقايد خود همساز (پاورقي 6) كنند. به همين منظور، گروه هاي فشار(پاورقي 7) براي تحميل عقايد خود برعامه مردم جامعه تشكيل مي شوند.(17)

اين گروه ها مي توانند تأثيرات محدود يا گسترده اي را در سطح ملي، منطقه اي يا بين المللي ايجاد كنند و از طريق روش ماهرانه اي كه تبليغ نام دارد، عقايد عمومي را دگرگون كنند.(18)

البته، بايد يادآور شد كه تبليغ با ارشاد (پاورقي 8) تفاوت آشكاري دارد. ارشاد جرياني است كه مفاهيم روشن و منظمي به شخص مي دهد، ولي تبليغ جرياني است كه با در آميختن مفاهيم روشن و تاريك با يكديگر، آنها را به وجه خوشايندي در مي آورد و به شخص عرضه مي كند. هم چنين تبليغ، احساسات و عواطف افراد را بر مي انگيزاند، در حالي كه ارشاد به شناخت ادراكي منجر مي شود. در تبليغات، تبليغ كنندگان از روش تلقين پذيري انسان سود مي برند، اما ارشاد كنندگان به تقويت شناخت منطقي افراد مي پردازند و باورها و اموري را كه به آن يقين دارند، تقويت مي كنند. بديهي است كه تبليغات اسلامي با مضمون ارشاد اسلامي هماهنگي بيشتري دارد تا تبليغات؛ زيرا، خداترسي عامل مهم انجام اين وظيفه است.

تبليغ از طريق برنامه هاي نمايشي از برنامه هاي گفتاري يا نوشتاري بسيار مؤثرتر است و هر چه تبليغات جنبه مردمي تر داشته باشد، بهتر پذيرفته خواهد شد .(19) تكرار يك مضمون مي تواند در اثر گذاري تبليغ نقشي منفي را ايفا كند؛ بنابراين، سياست تبليغاتي روش هاي مطلوب چگونگي اجراي تبليغات را مشخص مي كند.
در جوامع غربي، كه به اصالت سود و نفع پرستي بيش از مسائل اخلاقي و انساني توجه مي شود، براي تحصيل نتايج مطلوب در زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و نظامي، حربه تبليغات به نحو گسترده اي به كار گرفته مي شود.

از ديدگاه اسلامي، تبليغ به قصد و نيت تقرب الهي صورت مي گيرد و در آن، نفع مادي مدنظر نيست؛ بنابراين، فاقد بسياري از جنبه هاي منفي تبليغات دنياي مادي گرايانه است.

< الذين يبلغون رسالات اللّه و يخشونه و لايخشون احدالااللّه و كفي باللّه حبيباً:
آنان كه رسالت هاي خداوند را تبليغ مي كنند و از او مي ترسند و از هيچ شخصي غير از خداوند باكي ندارند و خداوند براي آنها از نظر حساب كردن كافي است> . (پاورقي 9)
درست است كه تعاليم اسلام بر فطرت پاك و سالم مردم مبتني است و هر كس آماده پذيرش پيام حق است، ولي اين مطلب به معناي بي نيازي از تبليغ مسائل مذهبي نيست.(20)

تبليغات ايران و عراق طي جنگ هشت ساله

در اين بخش، به مفاهيم تبليغات مثبت و سازنده، كه اثرات چشم گيري در پيروزي ها داشته و تبليغات منفي كه تأثير ناخوشايندي در پيشبرد روند جنگ ايفا كرده اند، مي پردازيم.
در آغاز، بايد بپذيريم هر جنگي به قصد و نيت تسلط بر دشمن و متقاعد كردن او به پذيرش نظر نيروي مقابل وي صورت مي گيرد. درگيري هاي خشونت بار، انهدام امكانات و تجهيزات و نيروهاي انساني دشمن همه اهدافي جزئي و تاكتيكي اند براي آن كه دشمن هدف كلي ما را بپذيرد. براي رسيدن بدين اهداف، هر گونه اقدامي كه نيروهاي دشمن را تضعيف كند نيز، مجاز شمرده مي شود. هم زمان با كاربرد قوه قهريه براي درهم شكستن مقاومت و توان رزمي دشمن از روش غيرمستقيم جنگ و تبليغات رواني و شايعه پراكني نيز استفاده مي گردد. كلا وزويتس (پاورقي 10)، نظريه پرداز نظامي پروسي، معتقد بود كه: < جنگ، ادامه سياست است. البته، با ابزاري ديگر> .

(21) از ديدگاه وي، جنگ، تنها ابزار سياست است، نه عكس آن؛ بنابراين، بايد با تمام قدرت ملت جنگيد و براي اين جنگيدن وجود يك طبقه جنگجو (نظاميان) ضروري است، اما مسئله مهم تر و ضروري تر تربيت اين نظاميان است. وي پرورش روحيه نظاميگري را مهم ترين عامل تربيت اين نظاميان مي داند. به اعتقاد وي، به علت آن كه جنگ در دامان سياست يك دولت رشد مي كند، اصول آن مانند ويژگي هاي فردي اي كه در جنين وجود دارد، در سياست دولت نهفته است؛ بنابراين، جنگ بايد تابع سياست باشد.(22) سياستي كه در اين جا مي توان از آن با عنوان سياست تبليغاتي يا سياست دفاعي نام برد.

اهميت كاربرد تبليغات و جنگ رواني در جنگ ها از بديهي ترين اموري است كه همواره، در كنار مسائل نظامي مطرح بوده است، حتي از نظر امام خميني (ره)، سلاح تبليغات از كاربرد سلاح هاي جنگي كارآتر است.

حال اين پرسش مطرح است كه با توجه به محدود بودن نهادهاي تبليغاتي جمهوري اسلامي در داخل و خارج از كشور و حجم وسيع تبليغات بين المللي عليه ايران در دوران جنگ تحميلي به چه حد مي توانستيم نسبت به پيشبرد اهداف جنگ هاي رواني خود موفق باشيم؟ رژيم عراق از هر ترفندي در تبليغات جنگ استفاده مي كرد، ولي ما از آغاز بر اصول انقلابي خود پافشاري مي كرديم و حاضر نبوديم حتي اندكي از اصول اساسي اسلام و انقلاب منحرف شويم .

در نتيجه، جنگيدن با اين دو روحيه كاملاً متفاوت بسيار دشوار بود. بديهي است فرد پاي بند به اصولي كه مي خواهد تمامي مسائل را رعايت كند، در تنگنا قرار خواهد گرفت و در مقابل، براي دشمني كه به هيچ اصل و اصولي معتقد نيست، انجام هر گونه عمليات نظامي و تبليغاتي آسان خواهد شد.

تبليغات ايران و عراق را مي توان به دو دسته تبليغات در جبهه داخلي و تبليغات در سطح بين المللي تقسيم بندي كرد، كه هر كدام از آنها نيز با توجه به كاركرد مثبت يا منفي آن قابل تقسيم است.

1) بررسي سياست تبليغاتي ايران در جنگ هشت ساله

الف) نقاط مثبت تبليغات ايران در جبهه داخلي

سخنراني ها، برگزاري مراسم دعا و نيايش، آموزش هاي ديني - عقيدتي، سياسي و اجتماعي در جبهه يا پادگان هاي نظامي، گسترش فرهنگ جبهه و جنگ از طريق تابلو نوشته ها در جبهه ها، مقالات و تحليل هاي سياسي راجع به جنگ در روزنامه ها، نمايش فيلم هاي سينمايي جنگ و ... سياست تبليغاتي ايران در جبهه داخلي را شامل مي شد.
موفق ترين بخش تبليغات ما در اين قسمت نهفته بود. سازمان تبليغات اسلامي از طريق اعزام مبلغان مذهبي به جبهه ها براي ايجاد آمادگي روحي - رواني و احساس نياز نيروهاي رزمنده به راز و نياز با معبود خود در لحظات واپسيني كه به ديدار او مي شتافتند، زمينه و شرايط مساعدي را فراهم آورده بود، به طوري كه كاركرد اين نوع تبليغات مذهبي در بين رزمندگان بسيار مؤثر بود.

در مواقع مقتضي، فرماندهان نظامي و مسئولان سياسي آموزش هاي نظامي و تحليل هاي سياسي لازم را به رزمندگان ارائه مي دادند. از همه مهم تر، پيام هاي امام خميني (ره) در ديدارهاي حضوري با برخي از رزمندگان درس هاي گويا و پيام هاي روشني براي تمامي آنان بود. نفوذ كلام و شخصيت امام خميني (ره) در هجوم جوانان به جبهه ها و مقاومت و ايثارگري هاي آنها عامل مهمي به شمار مي رفت. تابلو نوشته هاي گوناگون در فضاهاي مختلف جبهه هاي نبرد از نكات مثبت و مهم تبليغات ما در جبهه ها بود كه محتوايشان بيشتر، آيات قرآن، احاديث نبوي و اخبار و روايات ائمه معصومين و ادعيه و اذكار آنان، به ويژه حضرت محمد (ص)، امام علي (ع)، امام حسن (ع) و كلمات قصار نهج البلاغه، نهج الفصاحه، امام حسين (ع) و امام خميني (ره)، اشعار شعراي متقدم و متأخر و در نهايت، زبان حال و شعارهاي خود رزمندگان را شامل مي شد.(23)

ب) نقاط مثبت تبليغات ايران در سطح بين المللي

امام راحل (ره) بر نقش تبليغات در جهان امروز بسيار تأكيد و درباره گسترش وسايل ارتباط جمعي و به تبع آن، گسترش تبليغات اسلامي با ابزار فرهنگي جديد بسيار سفارش مي كردند.

ارسال فيلم هاي خبري از صحنه هاي نبرد و نشان دادن رشادت و دلاورمردي هاي رزمندگان اسلام از نقاط مثبت تبليغات ما در صحنه هاي بين المللي بود. هم چنين، مسئولان رده بالاي نظام در داخل كشور و سفيران ما در كشورهاي غربي در زمان هاي مقتضي كنفرانس مطبوعاتي تشكيل مي دادند و مواضع سياسي - نظامي دولت متبوع خود را از طريق خبرنگاران به گوش جهانيان مي رساندند. در ضمن، در طول هشت سال دفاع مقدس و در مواقع ضروري، امام خميني (ره) مواضع دولت جمهوري اسلامي را در جمع سفيران و كارداران كشورهاي خارجي مقيم جمهوري اسلامي و شخصيت هاي لشكري، كشوري و روحاني ايران يا ميهمانان خارجي و خانواده هاي شهداي كشورهاي مختلف جهان بيان مي كردند يا در پيام هاي ويژه به مناسبت هاي مختلف مانند كشتار خونين حجاج ايراني در مكه، فرا رسيدن ايام حج و اعياد و جشن هاي مذهبي حقايق جبهه و جنگ و نقش منفي دولت هاي استكباري را در طولاني شدن جنگ يادآور مي شدند.

ماهيت انقلاب اسلامي و مظلوميت ما در جنگ تحميلي با شعارهاي آزادي بخشي، عدالت جويي و اسلام خواهي، نظر مردم مسلمان حوزه خليج فارس و ساير كشورهاي اسلامي را به خود جلب مي كرد و به آنها جرئت مي داد تا در راستاي كسب اهداف مزبور، دست به اقدامات عملي بزنند؛ موضوعي كه مطلوب و خوشايند دولت هاي آنها نبود. در واقع، هماهنگي تبليغاتي مسئولان كشورهاي مسلمان عرب حوزه خليج فارس با دستگاه تبليغاتي صدام محصول همين نقطه قوت تبليغاتي ما در بعد فرا مرزي بوده. در همين رابطه، امام خميني (ه) در پيام مهم تاريخي خود خطاب به روحانيون مي فرمايند:   

< ... چه كوته نظرند آنهايي كه خيال مي كنند چون ما در جبهه به آرمان نهايي نرسيده ايم؛ پس شهادت و رشادت و ايثار و از خود گذشتگي و صلابت بي فايده است، در حالي كه صداي اسلام خواهي افريقا از جنگ هشت ساله ما است، علاقه به اسلام شناسي مردم در امريكا و اروپا و آسيا و افريقا، يعني در كل جهان از جنگ هشت ساله ماست...> .
درك درست و تحليل واقع بينانه از خط توطئه در مراحل مختلف جنگ از نكات ديگر تبليغات برون مرزي ما بود كه جزء ويژگي ها و توانمندي هاي مسئولان نظامي - سياسي جمهوري اسلامي ايران محسوب مي شد.

توجه به اين خط توطئه و تحليل هاي مختلف توانست تا حد زيادي توطئه هاي عراق و هم پيمانان غربي و شرقي او راخنثي كند.(24) ناگفته پيداست كه سهم عمده اين شناخت و تحليل هاي سياسي آن بر عهده امام خميني (ره) بود. تبليغات و روشنگري هاي واقع گرايانه اي كه ايشان ارائه مي دادند، از شناخت و درك درستشان از وقايع بين المللي ناشي مي شد.

ج) نقاط منفي تبليغات ايران در جبهه داخلي

به عقيده لاسول، (پاورقي 11) تبليغات حول چهار محور مشخص شكل مي گيرد:
1) پيام (چه مي گويد و چه مي نويسد؟)؛
2) ارسال كننده پيام (گوينده و نويسنده پيام چه كسي است؟)؛
3) گيرنده پيام (چه كساني پيام را دريافت مي كنند؟)؛ و
4) وسيله ارتباطي پيام (چه وسيله اي براي گفتن و نوشتن به كار مي برند؟).(25)

آسيب ها و موارد منفي تبليغات ما حول محور پيام موارد زير را شامل مي شوند:
1) فصلي بودن پيام؛
2) تنوع مسائل و موضوعات پيام؛ و
3) صريح و مستقيم بودن پيام.26

تبليغات جنگ چه در زمان دفاع مقدس و چه در زمان هاي بعد از آن، معمولاً در دو مقطع سوم خرداد و هفته آخر شهريور هر سال شكل مي گرفت و موج شديدي ايجاد و سپس، خاموش مي شد. معمولاً طي يك روز يا يك هفته نمي توان مفاهيم با ارزش دفاع مقدس را به يكباره به ذهن جامعه وارد كرد؛ نكته اي كه از موارد ضعف سياست تبليغاتي ما محسوب مي شود.

حجم زياد و متنوع مسائل و موضوعات پيام نيز يكي از ضعف ها و نقاط آسيب زننده به اصل پيام است، چرا كه ذهن انسان و كل جامعه قادر نيست اين همه موارد متنوع تبليغاتي را تجزيه و تحليل كند و بپذيرد.

از موارد و محدوديت هاي ديگر تبليغاتي صراحت و مستقيم بودن پيام است. استفاده نكردن از جنبه هاي هنري و القاي مستقيم پيام مي تواند تأثير منفي يا حداقل گيرايي را در بر داشته باشد، در حالي كه در قالب شعر، سرود، تئاتر و سينما مي تواند بيشترين تأثير را از خود بر جاي گذارد.

د) نقاط منفي تبليغات ايران در سطح بين المللي

ضعف تبليغاتي ما در سطح بين المللي به عدم دسترسي به خبرگزاري ها و روزنامه هاي مستقل و بي طرف مربوط مي شد؛ كانالي كه از آن طريق مي توانستيم پيام ها و روشنگري هاي خود را به تمامي نقاط جهان انتقال دهيم. ناگفته نماند كه، به همان دلايل پاي بندي به اصول و مقررات اسلامي، به هيچ وجه نمي توانستيم مانند دستگاه هاي تبليغاتي (به تعبير امام راحل(ره) بوق هاي تبليغاتي) عراق و هم پيمانان او جنگ تبليغاتي راه بيندازيم.

رهبر كبير انقلاب هم چنين به بعد فرامرزي تبليغات نيز توجه لازم را داشتند؛ به طوري كه در جمع مسئولان تبليغاتي فرموده بودند:

< ما بايد تبليغات خود را گسترش دهيم و به زبان هاي ديگر از قبيل عربي و انگليسي مسائل خود را به ساير نقاط دنيا برسانيم> .(27)
يكي از ضعف هاي تبليغاتي ما افراط و تفريط ها در تبليغات است كه اين موضوع معمولاً در بحث آسيب شناسي تبليغات (پاورقي 12) مورد بحث قرار مي گيرد. ما در موارد زيادي، چه در صحنه داخلي و چه در صحنه برون مرزي گرفتار اين عارضه گريزناپذير شده بوديم.

اگر مي توانستيم از كاربرد هنر در امر تبليغات بيشتر استفاده كنيم و با زبان هنري از جمله فيلم، عكس و موسيقي با وجدان هاي بيدار مردم جهان حرف بزنيم. مطمئناً، تأثيري بيشتر بر آنها مي گذاشتيم و مظلوميت خود را علي رغم همه توطئه ها، تزويرها و نيرنگ هاي برخي از سياستمداران بين المللي ابراز مي كرديم.
از ضعف هاي ديگر تبليغاتي ما در جبهه داخلي و خارجي، تكرار و تشابه گويي فراوان بين مردم و گيرندگان پيام بود كه عملاً ميان آنها مقاومت رواني ايجاد مي كرد؛ موضوعي كه تأثيرپذيري پيام و كاربرد تبليغات را كاهش مي داد.

فقدان يك سياست تبليغاتي مدون و مشخص ميان مدت يا كوتاه مدت باعث شد بين شعارها و عملكردهاي مسئولان جمهوري اسلامي اختلاف شديدي وجود داشته باشد. براي نمونه، تهديد به عمليات مقابله به مثل و انجام ندادن آن، تهديد به وارد آوردن ضربه نهايي به عراق يا تعيين سال 1365 به عنوان سال سرنوشت جنگ و عدم تحقق آن، زمينه و فضاي مناسبي براي عراق و تهاجم تبليغاتي هم پيمانان او و راديوهاي بيگانه ايجاد كرد.

2) بررسي سياست تبليغاتي عراق در طول جنگ تحميلي

الف) نقاط مثبت تبليغات عراق در جبهه داخلي اين كشور

طبق تعريفي كه ترنس كوالتر (پاورقي 13) در تعريف تبليغات مي گويد: < تلاش عمومي است كه از سوي برخي از افراد يا گروه ها با بهره گيري از وسايل ارتباطي براي كنترل، تغيير يا شكل دادن نگرش ديگر گروه ها انجام مي شود ...> .(28) واژه تلاش عمومي كليد اصلي مفهوم تبليغات و در واقع، تنها نشانه تبليغات از غير تبليغات محسوب مي شود؛ زيرا، ممكن است دادن اطلاعات يا تصحيح نظرات عمومي با هدف دگرگون كردن نگرش ها، باورها و رفتار ديگران صورت نگيرد و تنها تلاش هايي علمي محسوب شوند كه براي رسيدن به حقايق انجام مي گيرند.(29) نشان دادن صدام به عنوان فردي صلح طلب، يكي از نقاط مثبت تبليغات دشمنان در جبهه داخلي بود. دستگاه تبليغاتي رژيم عراق چندين ماه پيش از آغاز نبرد نظامي با مظلوم نمايي و ترسيم چهره محق و صلح طلب، عليه ايران زمينه سازي مي كرد و در برنامه هاي مختلف راديويي و روزنامه هاي دولتي خود افكار عمومي مردم عراق را عليه نظام جمهوري اسلامي ايران تحريك و اقداماتي كه آنها را عمليات خرابكارانه و كشتار شهروندان بي گناه عراقي مي ناميد، به ايران نسبت مي داد.

دلايل اين تبليغات دروغين و غيرواقعي چه بود و چرا رئيس دولت عراق قصد داشت روابط حسنه بين دو ملت مسلمانان ايران و عراق را بر هم زده و آنها را رو در روي هم قرار دهد؟
نزير فانسا* در كتاب تهران، سرنوشت غرب مي نويسد.(30)

< ... اين جنگ دلايل زيادي داشت، صدام حسين رئيس بعث عراق و مسئول كل اين كشور فشار شاه بر روي عراق را طبق قرارداد الجزاير نمي پذيرفت، وي در صدد گرفتن انتقام بود. عراق با دارا بودن جمعيت سني و شيعه در نزديكي و همسايگي خود شاهد گسترش فعاليت هاي افراطيون بود. اين نگراني نه فقط براي عراق، بلكه براي كليه همسايگان حاشيه خليج [فارس] بود كه خود را مورد تهديد آيت الله [خميني] مي ديدند...> .

در روزهاي آغازين جنگ، صدام اين ادعاي نادرست را داشت كه جنگ را به دليل عدم رعايت قرارداد 1975 الجزاير از سوي ايران و بازپس گيري 1300 كيلومتر مربع خاك عراق آغاز كرده است و به طور قطع، بعد از اعاده آن جنگ را متوقف خواهد كرد.31

دستگاه تبليغاتي عراق پس از ترسيم چهره اي منفي از رژيم ايران، به ويژه:
1) ترسيم ايران به عنوان قطب جنگ افروزي و آشوب طلبي در منطقه (داستان جعلي انتقام ايران از قادسيه اعراب)؛
2) ناخواسته كشانيده شدن عراق به جنگ (جنگ طلب بودن ايران، آشوب گر بودن انقلابيون)؛
3) تدافعي بودن جنگ اين كشور با ايران (ايران آغازگر جنگ بود)؛ و
4) طرح صلح طلبانه عراق (نخستين بار عراق طرح صلح را پيشنهاد كرد)
كوشيد چهره مردمي و صلح طلبي را از رژيم بعثي عراق به جهانيان ارائه دهد.

ب) نقاط مثبت تبليغات عراق در سطح بين المللي

1) شايد يكي از دلايل موفقيت صدام در تبليغاتش عليه انقلاب و در جنگ تحميلي، ايجاد هماهنگي با ديگر دولت هاي حاشيه خليج فارس، به ويژه عربستان سعودي بود.
برخي از محققان معتقدند كه نگراني قدرت هاي غربي درباره آينده خليج فارس چندان هم بي اساس نبود. حوادث و وقايع ايران در دامن زدن به شورش هاي ضد امپرياليستي در كشورهاي عربستان سعودي، بحرين، كويت و امارات متحده عربي مؤثر بوده است. تسخير مسجد بزرگ مكه در پايان سال 1979، شورش در مناطق شيعه نشين عربستان سعودي و اقدام به كودتا در بحرين در سال 1982 در بين دولت هاي محافظه كار خليج [فارس] بذر ترس و وحشت پاشيده بود.(32)
از طرف ديگر، عراق همواره اعلام مي كرد كه اين جنگ، جنگ اعراب با فارس هاست؛ بنابراين، به جنگ جنبه عربي - فارسي داده بود و در اين باره، همكاري ديگر دولت هاي عرب را نيز جلب كرده بود.

2) همسويي تبليغاتي عراق و بنگاه هاي خبري بين المللي: پيش از حملات سراسري و گسترده عراق در شهريورماه سال 1359، حملات ايذائي و جنگ هاي رواني بخش فارسي راديو بغداد در نقاط مرزي به شدت جريان داشت. در ضمن، در همان زمان، نيروهاي نظامي عراق با سلاح هاي انفرادي و توپ و خمپاره در صدد آزمودن ميزان آمادگي نظامي جمهوري اسلامي بود.

صدام با تبليغات وسيع و گسترده در سطح ملي و بين المللي قصد داشت افكار عمومي جهانيان را فريب دهد. پس از آغاز حمله همه جانبه نيروهاي ارتش عراق به خاك ايران دستگاه تبليغاتي صدام با ادعاهايي مانند:

< ما با ايراني ها همسايه و برادر ديني هستيم و اساساً با ارتش و ملت ايران جنگي نداريم و تنها در پي احقاق حقمان طبق مفاد عهدنامه هاي بين المللي هستيم> .(33) قصد فريب برخي از مسئولان و مردم را در سر مي پرورانيد.

راديوهاي خارجي و خبرگزاري هاي غربي نيز كاملاً به استناد مصاحبه هاي مطبوعاتي و راديو - تلويزيوني مسئولان عراق و از قول آنان، تحليل هاي سياسي و نظامي مختلفي را ارائه و مواضع دولت عراق را تأييد مي كردند.

در تاريخ 27/6/59، خبرگزاري بي .بي .سي. از قول صدام حسين اعلام كرد كه ايران ضمن نقض قرارداد مرزي 1975، از شورش هاي داخل عراق حمايت و در امور داخلي اين كشور نيز مداخله مي كند. اين خبرگزاري در ادامه اضافه كرد عراق هيچ گونه مطامع ارضي نسبت به ايران ندارد و به هيچ وجه نمي خواهد به ايران اعلام جنگ دهد.(34)
راديو امريكا نيز در تاريخ 29/6/60 با همسويي با بخش فارسي راديو بغداد، اعلام كرد امام خميني(ره) براي سرگرم نگه داشتن ارتش ايران، آنها را در جبهه ها مشغول نگه مي دارد. راديو اسرائيل نيز احتمال كودتاي نظامي و ترس و اضطراب رهبران مذهبي از قدرت ارتش را اين گونه اعلام كرد:
< ... رهبران مذهبي واهمه دارند كه با پايان يافتن جنگ، ارتش آنها را از اريكه قدرت به زير بكشاند...> .

ج) نقاط منفي تبليغات عراق در جبهه داخلي اين كشور

هرچند مردم عراق علي رغم آن كه صدام حسين در جبهه داخلي خود تبليغات ضد و نقيض زيادي را به راه انداخته بود، به راحتي مي توانستند حقيقت را درك كنند و تبليغات دستگاه هاي راديو و تلويزيون و رسانه هاي نوشتاري وي چندان اثربخش نبود، اما به دليل وجود جو وحشت و ترور وانمود مي كردند كه صدام راست مي گويد. به اعتقاد سميرالخليل، نويسنده كتاب جمهوري وحشت، كليد درك حكومت صدام در شيوه پيچيده اي است كه رژيم، مردم عادي را با خشونت هاي حزب گرفتار و درگير كرده و جو پليسي بر اين كشور حاكم است. چه كسي مأمور اطلاعات است؟ در پاسخ اين پرسش گفته مي شود كه در عراق بعثي، همه افراد مأمور اطلاعاتي هستند.(35)
 
از جمله موارد ضد و نقيض تبليغات حكومت بغداد مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1) علي رغم اشغال بخش مهمي از غرب و جنوب كشور ايران از سوي ارتش بعثي عراق، صدام ايران را به داشتن تمايلات توسعه طلبانه و جنگ افروزي متهم مي كرد.
راديو صوت الجماهير عراق از تجاوز جنگنده هاي ايران به حريم هوايي كويت نام برده و تصرف انبارهاي عظيم تسليحاتي ايران به دست نيروهاي عراقي را نشانه هايي از تجاوز كاري ايرانيان بر مي شمردند.(36)
2) تحريف حقايق و جعل خبر از نكات منفي تبليغات صدام در جريان جنگ تبليغاتي بود. وي در پيامي خطاب به ملت عراق مي گويد: < ما جنگ را آغاز نكرديم، اين جنگ در روز 22 سپتامبر كه نيروي هوايي عراق به ايران حمله كرد، شروع نشد، بلكه بامداد 4 سپتامبر گذشته آغاز شد؛ زماني كه ايراني ها شهرهاي عراق را با توپخانه امريكايي دور برد خود گلوله باران كردند ...> .(37)
رژيم عراق در موارد زيادي موضوعاتي، مانند تلاش مشترك ايران، صهيونيسم و امريكا عليه عراق، سوء استفاده ايران از دين در راستاي مقاصد سياسي، رفتارهاي مغاير با اسلام رهبران ايران، كشتار اسرا از سوي ايران، مثله كردن اسيران عراقي از سوي ايران و موارد بسيار ديگري را با هدف تضعيف روحيه رزمندگان اسلام و توجيه ادامه حمله يا مقاومت سربازان عراقي تبليغ مي كرد كه در هيچ يك از اين زمينه ها، موفقيتي به دست نياورد.
3) هنگامي كه جنگ آغاز شد، صدام و هم پيمانانش تصور نمي كردند كه مردم ايران با اين شور و شوق عليه تجاوز عراق به پا خيزند و فرمان رهبر خود را اين گونه لبيك گويند. در تحليل و برآوردهاي سياسي و نظامي عراق آمده بود كه شكست نظامي رژيم ايران در جبهه ها ظرف مدت سه تاچهار روز مقدمه اي براي قيام مردم و ارتش براي سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي ايران است. دستگاه تبليغاتي رژيم بعث به طور مرتب از مردم ايران درخواست مي كرد به قيام ارتش پيوسته و از خلق هاي ايران نيز مي خواست تا در اين باره به ارتش كمك كنند.(38)
ارتش عراق پس از بمباران هاي پي در پي مناطق مسكوني، فرودگاه ها، بيمارستان ها و مراكز آموزشي شهرهاي مختلف ضمن ايجاد رعب و وحشت بين مردم بي دفاع، امام خميني (ره) و مسئولان نظام را مسئول آغاز جنگ اعلام و از مردم دعوت مي كرد تا براي پايان جنگ، نظام را سرنگون كنند.
هدف بغداد از اين تبليغات، رو در رو قرار دادن مسئولان نظام و مردم بود، ولي هر چه در اين راه بيشتر اصرار كرد، نتايج كم تري مي گرفت.
در طول جنگ تحميلي، لحن تبليغات عراق از تقاضا و درخواست به لحن آمرانه و دستوري و سپس، تهديدآميز تغيير كرد، ولي در تمام اين مراحل، جنگ رواني عراق عليه ايران بي نتيجه ماند.

د) نقاط منفي تبليغات عراق در صحنه بين المللي
در حوزه تبليغات و جنگ رواني چهار واژه كليدي و اساسي وجود دارد كه اطلاعات پايه و اوليه را براي ورود علاقه مندان اين گونه مباحث ارائه مي دهد اين عناوين عبارت اند از:
1) جنگ رواني؛
2) شستشوي مغزي؛
3) شايعه پراكني؛ و
4) ترغيب.

هرچند مباحث مزبور كاملاً جنبه نظري دارد، اما مي توان براي هر يك مصاديق روشني را ارائه كرد.(39)

1) رژيم بعثي عراق چه در سطح ملي و چه در سطح بين المللي وانمود مي كرد با اطلاعاتي كه كسب كرده است. رژيم (ايران) در صدد تصفيه ارتش و جايگزين كردن سپاه به جاي آن است.(40)
همين شايعات و اخبار جعلي و جنگ رواني را خبرگزاري ها و راديوهاي بي .بي .سي، اسرائيل و صداي امريكا عيناً به نقل از راديو بغداد تكرار مي كردند.
ترغيب خلبانان ايراني به پناهندگي به عراق با هواپيماهاي جنگي شان،(41) ايجاد جنگ رواني و سوء ظن و بدبيني بين نيروهاي ارتش و نيروهاي سپاه پاسداران، تفرقه افكني و ضديت در تمام دوران اوليه جنگ بي وقفه ادامه داشت. البته، افرادي، مانند بني صدر نيز تا حدي به اين جنگ رواني كمك مي كردند، اما پس از عزل بني صدر، در اثر پيام هاي مكرر امام خميني (ره) وحدت و همدلي بين نيروهاي رزمنده ايجاد و تقويت شد.

2) از جمله نقاط منفي در تبليغات صدام در سطح بين المللي جنگ طلب جلوه دادن جمهوري اسلامي ايران بود. اين تبليغات در راستاي جنگ طلبي ايران تا بدان جا پيش رفت كه طارق عزيز، وزير امور خارجه عراق، ضمن ارسال يادداشتي به هيئت حسن نيت اسلامي، خواستار غرامت جنگي از ايران شد.(42)

البته، ناگفته نماند كه تحليلگران سياسي و نظامي بين المللي به خوبي بر واهي بودن دلايل عراق آگاه بودند، اما نيّت و نظر واقعي خود را ابراز نمي كردند؛ زيرا، در آن صورت، مواضع سياسي ايران را تقويت مي كردند. در حالي كه قصد داشتند علي رغم آن كه عراق بخش وسيعي از خاك ايران را در اختيار خود دارد، ايران را طبق نظر صدام به پاي ميز مذاكره صلح بشكانند، حتي كشورهاي عربستان، كويت و شيخ نشين هاي خليج فارس نيز پرداخت خسارات جنگي به ايران را تقبل نمي كردند، در حالي كه هيچ تضميني نه براي محكوميت و نه براي پرداخت خسارت از طرف متجاوز وجود نداشت.

البته، برخي از افراد ساده لوح يا فاقد بينش سياسي و نظامي تحت تأثير القائات اين تبليغات قرار مي گرفتند، اما با توضيحات مسئولان نظام، به ويژه امام خميني (ره) تا حدي اين تأثيرات خنثي مي شد. براي نمونه، رئوف وافيك در كتاب خود نوشته است:

< 4 سپتامبر 1985 پنجمين سالگرد جنگ مرگبار ايران و عراق است، اما كم ترين نشانه اي از اميد به پايان اين خونريزي كه در تاريخ جنگ هاي منطقه اي بي نظير است، ديده نمي شود. در تابستان 1985، يك تاريخ مهم ديگر به ثبت رسيد و آن سومين سالگرد يك تخليه مهم بود. نيروهاي عراقي در ژوئن 1982 به پشت مرزهاي بين المللي عقب نشيني كردند، اما ايران به هر حال نمي خواهد تمايل به ادامه جنگ را منكر شود. نقاب از چهره برداشته شده است، تهران نمي تواند پرده پوشي كند. اين كشور فقط يك دليل براي ادامه جنگ دارد و آن ضرورت مجازات و تنبيه عراق است> .(43)

نتيجه گيري

در حقيقت، زماني كه صدام حسين به بهانه عدم استرداد اراضي مورد اختلاف به عراق طبق مفاد عهدنامه 1975 و پروتكل هاي ضميمه آن كه در آستانه آغاز جنگ و پس از آن به عنوان استدلال ها و توجيهات لغو عهدنامه و توسل به زور قلمداد شده اند، قرارداد مزبور را ملغي و تبليغات ضد نظام جمهوري اسلامي را آغاز كرد. مضامين و مفاد تبليغات حكومت عراق كه مدت كوتاهي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران شروع و تا آغاز جنگ ادامه داشت، دلايل و نيت اصلي صدام حسين را از تجاوز و جنگ آشكار كرد.(44)

صدام با تبليغات وسيع خود، ايران اسلامي را خطر بالقوه صلح و امنيت منطقه، به ويژه ناقض امنيت ملي تمامي كشورهاي حاشيه خليج فارس دانست و در شكل ناجي ملل عرب، از اين كه او بلاگردان آنها شده است، خواستار حمايت هاي مالي، سياسي، نظامي و تبليغاتي آنها شد و در طول دوران جنگ، سياست تبليغاتي خود را به آنها تحميل و متقابلاً از آنها خواست تا سياست تبليغاتي خودشان را با سياست تبليغاتي عراق هماهنگ و همسو كنند. متحدان غربي عراق اعم از امريكاييان و اروپاييان نيز از اين روال تبليغات پيروي كردند و تقريباً تمامي بنگاه هاي خبري و خبرگزاري ها پژواك خبري دستگاه تبليغاتي عراق شدند، هرچند در بسياري از اين موارد، اسرائيل و امريكا القا كننده اصلي برنامه هاي تبليغاتي و نظامي صدام بودند.(45)

با توجه به تفاوت هاي موجود بين تبليغات رايج در جهان و تبليغات اسلامي (ارشاد) و محدوديت هاي نظام جمهوري اسلامي ايران در زمينه به كارگيري روش هاي تبليغاتي نوين بايد بپذيريم كه برد و زبان تبليغاتي ما نمي توانست كاركرد تعيين كننده اي داشته باشد؛ زيرا، تمامي ابزار گوناگون تبليغات بين المللي در اختيار جبهه رقيب قرار داشت و ما نمي توانستيم در اين صحنه بين المللي به خوبي پيام و صداي بر حق خودمان را به وجدان هاي بيدار ملت ها برسانيم، هرچند اين وظيفه را خود جنگ به طور مستقيم بر عهده گرفت و به گفته رهبر كبير انقلابمان، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ايم ما در جنگ پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زده ايم> (منشور روحانيت). ما در جبهه داخلي با ابزار تبليغاتي سنتي و مدرن به خوبي عمل كرديم و با وجود كاستي هاي موجود، موفق بوديم، اما در جبهه بين المللي، به دليل همسويي امپرياليسم خبري با بنگاه هاي تبليغاتي رژيم بعثي عراق و هم پيمانان عرب وي و هم چنين، برخورداري آنان از منابع مادي فراوان، موفقيت چنداني را به دست نياورديم، افزون بر اين كه فقدان يك سياست مدون تبليغات خارجي نيز بر ديگر مشكلات مي افزود .

در مقابل، آنها بهره لازم را از تبليغات به منزله عامل مكمل تسليحات نظامي بردند؛ بنابراين، لازم است كه ما نيز با مرور دوباره تبليغات جبهه و جنگ، بيش از پيش به اهميت اين ابزار پي ببريم.

پاورقي:

1- عضو هيئت علمي گروه علوم سياسي دانشگاه اصفهان

2- Maurice duverge

3- Arriere plans

4- Accommodation

5- Pressure group

6- Indoctrination

7- Typology

8- سوره مائده, آيه 99

9- سوره احزاب, آيه 38

10- Karl – von Clause witz.

11- Lasswell

12- propaganda pathology

13- Terene Quolter.

14- Nazir Fansa

فصلنامه نگين - شماره 3

ماخذ:

1. غلامرضا صديق اورعي؛ انديشه امام خميني درباره تغيير جامعه؛ مشهد: انتشارات سوره، چاپ اول، 1372، ص 26.

2. موريس دو ورژه؛ روش هاي علوم اجتماعي؛ ترجمه خسرو اسدي؛ تهران: مؤسسه انتشارات اميركبير، 1362، ص 140.

3. همان؛ ص 105.

4. همان؛ ص 106.

5. حسن عميد؛ فرهنگ فارس عميد؛ تهران: مؤسسه انتشارات اميركبير، 1362، ص 299.

6. حسن صفوي؛ افكار عمومي؛ تهران: انتشارات دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي، 1351، ص 39.

7. le petit larousse, ed larousse, paris, 1986, p:804.

8. روزنامه رسالت؛ 15/1/1368، ص 14.

9.الوين وهيدي تافلر؛ جنگ و ضد جنگ؛ ترجمه هوشنگ فرخجسته؛ تهران: انتشارات سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1368، صص 299.298.

10. منشور روحانيت، 1369.

11. صحيفه نور، جلد 15، از پاسخ امام خميني (ره) به نامه خالدبن عبدالعزيز پادشاه عربستان سعودي در تاريخ 18/7/60، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ص 186.

12. همان؛ جلد 20، 6/5/1366، ص 125.

13. روزنامه ابرار، 26/11/64، ص 8.

14. هفته نامه سروش، 18/2/61، ص 143.

15. < مجموعه فرامين و رهنمودهاي امام خميني خطاب به پاسداران> ره توشه هاي پاسدار به من-اسبت سوم شعبان؛ تهران: انتشارات دفتر سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، 1361، ص 205.

16. غلامرضا علي بابايي: فرهنگ روابط بين الملل؛ تهران: انتشارات دفتر مطالعات سياسي و بين الملي، 1375، ص 52.

17. آگ برن ونيمكف؛ زمينه جامعه شناسي؛ ترجمه آريانپور؛ تهران: انتشارات دهخدا، 1350، ص 142.

18. همان؛ ص 144.

19. احمد شريف؛ < پيرامون روش تبليغ> ، روزنامه اطلاعات، 29/11/59.

20. خلاصه مقالات تبليغ و تبليغات؛ به همت احمدرضا حيدري؛ تهران: انتشارات معاونت پژوهشي سازمان تبليغات اسلامي، 1371، ص 31.

21. گاستون بوتول؛ جامعه شناسي جنگ؛ ترجمه هوشنگ فرخجسته؛ تهران: انتشارات سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1368، ص 21.

22. همان؛ ص 21.

23. سيد مهدي فهيمي؛ فرهنگ جبهه (تابلو نوشته ها)؛ تهران: حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1369، ص 22.

24. مجموعه فرامين و رهنمودهاي امام خميني ... ، پيشين؛ صص 9-12.

25. كاظم معتمدنژاد؛ وسايل ارتباط جمعي؛ تهران: انتشارات دانشكده علمي ارتباطات اجتماعي، 1356، ص 29.

26. همان؛ ص 86.

27. صحيفه نور، جلد 16، ص 137.

28. مجموعه مقالات تبليغات و جنگ رواني، ترجمه حسين حسيني، تهران: پژوهشكده علوم دفاعي - استراتژيك دانشگاه امام حسين، 1372، صص 96.

29. همان؛ ص 97.

30. Nazir-Fansa, Tehran destin de loccident, editor, pierre Sourat, paris, 1990, p169.

31. رضا خدري؛ خرمشهر از اسارت تا آزادي؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1363، ص 25.

32. shapour Haghighat, IRAN, la Rovolution Islamique text imedit, ed complex, Belgique, 1989, p187.

33. مرتضي منطقي؛ نگاهي به هشت سال جنگ تبليغاتي؛ تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1372، ص 27.
34. همان، ص 25.

35. Judith Miller,et laurie mylorie, SADDAM Hussein ed, pressed de la Cite, paris 1990, P67.

36. صوت الجماهير، 19/7/59، 11/12/59 و 17/2/60 به نقل از: هشت سال جنگ تبليغاتي، ص60.

37. صوت الجماهير، 27/7/59.

38. بخش فارسي راديو بغداد، 1/7/59 تا 9/7/59 به نقل از: هشت سال جنگ تبليغاتي.

39. مجموعه مقالات: تبليغات و جنگ رواني. پيشين؛ صص 6.9.

40. بخش فارسي راديو بغداد، 6/10/59 و 20/4/60.

41. همان؛ 6/4/60.

42. خبرگزاري عراق، 16/1/60.

43. Wafik Rouf, Iraq-Iran, des Verites inavouees, dons la colletion points devue, ed, LHarmattan, paris, 1985,p.93.

44. cloudia - wright, Implications of Iraq - Iran war, foreign Affairs, winter 1980 -81.p.278.

45. روزنامه كيهان، 21/8/76، ص 7.

 

 

منبع:

1. سايت نگين ايران

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد