دوشنبه, 08 آذر 1400
شناسه خبر:5756

مقايسه تطبيقي جنگ 8 ساله با پارادايم جنگ‌هاي حال و آينده

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

چكيده

اين پژوهش با هدف مقايسه تطبقي پارادايم‌هاي حاكم بر جنگ8ساله دفاع مقدس با جنگ‌هاي حال و آينده به روش زمينه‌اي موردي انجام شده است. جامعه آماري بر اساس برآورد خبرگان 230 نفر مي‌باشد، با استفاده از فرمول كوكران، حجم نمونه 69 نفر تعيين شده است. نتايج بدست آمده حكايت از آن دارد كه پاردايم جنگ 8 ساله بر مبناي جنگ كلاسيك تركيبي(سنتي و پيشرفته) و متعارف از سوي ج.ا.ا. و جنگ كلاسيك نامتعارف از سوي رژيم بعث عراق اجرا شد واز نظر عِده و عُده يك جنگ نابرابر به سود عراق بود.

به دليل وجود اختلاف فن‌آوري، پاردايم جنگ ناهمطراز وارد ادبيات نظامي جهان شد، بنابراين جنگ‌هاي اجرا شده طي 25 سال گذشته بر اساس ويژگي‌ها و پارادايم‌هاي نسل سوم و نسل چهارم جنگ(تركيبي) بوده است. استفاده از گروهك‌هاي تروريستي در قالب پارادايم جنگ نيابتي توسط قدرت‌هاي برتر(استفاده از گروهك النصره در سوريه و داعش در عراق توسط آمريكا) و جنگ مقاومت توسط قدرت¬هاي ضعيف از پارادايم‌هاي جديد و حاكم بر جنگ‌هاي اخير است(جنگ33روزه،22روزه،8روزه،51 روزه)

مقدمه

ماهيت جنگ شامل: چيستي، چرايي و چگونگي جنگ است، چيستي و چرايي جنگ در هر مقطع زماني ثابت است، اما چگونگي آن متناسب با شرايط محيطي تغيير مي¬يابد. . اساساً در ادبيات نظامي امروز سه نظريه تكاملي اصلي در خصوص جنگ آينده مطرح است. (Fitzgerald,1994:76) اين نظريه-ها عبارتند از: جنگ نسل چهارم ، جنگ موج سوم و جنگ دوره چهارم.  (محمدي¬نجم،6:1387) پارادايم  يعني چيزي كه به¬عنوان الگو، مدل يا نمونه به¬كار مي¬رود. (حسن¬بيگي،156:1390) بعضي از اين پارادايم¬ها با يكديگر هم¬پوشاني و نقاط مشترك فراواني دارند.

به همين دليل علاوه بر جنگ¬هاي اخير در جنگ آينده نيز از آن استفاده به عمل مي¬آيد. به¬طور كلي نظريه¬هاي تكاملي يا فَرگشتي در خصوص جنگ آينده داراي يك وجه مشترك هستند و آن اين كه تغيير شكل جنگ و يا چگونگي اجراي جنگ را طي يك فرايند تكويني و براساس نقاط عطف مهم در تاريخ و تمدن بشري مورد بررسي قرار ميدهند در اين مقاله محقق ضمن تشريح انواع الگو¬هاي جنگي، طي يك جدول تطبيقي، جنگ 8 ساله(جنگ تحميلي رژيم بعث عراق عليه ج.ا.ا.) و جنگ¬هاي اخير را با جنگ آينده مقايسه مي نمايد. مباني نظري جنگ 8 ساله در منابع مختلف به وفور يافت مي¬گردد.

اما تا كنون يك مقايسه تطبيقي بين جنگ تحميلي دفاع مقدس با جنگ-هاي اخير و آينده انجام نشده است. لذا آنچه ذهن محقق را به خود معطوف نموده اين است كه ابتداء جنگ آينده را با ويژگي¬هاي جنگ آينده را متناسب با شرايط بومي بيان نمايد و در نهايت يك مقايسه تطبيقي بين جنگ 8 ساله با جنگ¬هاي اخير و آينده انجام شود.


عوامل ايجابي كه باعث اهميت اين تحقيق شده عبارتند از: الف- هماهنگي موثر بين سياستمداران و نظاميان در هم¬افزايي مؤلفه هاي قدرت ملي براي دفاع در جنگ آينده مي¬شود. ب- تصويرسازي مناسب از چگونگي، ماهيت و ويزگي¬هاي جنگ احتمالي آينده. در صورت عدم اجراي اين تحقيق عوامل سلبي بدين شرح مي¬باشد: الف- باعث ايجاد غافلگيري راهبردي و بروز بحران در جنگ احتمالي آينده خواهد شد. ب- فرماندهي و مديريت صحنه عمليات با نقصان روبرو مي¬شود. پ- چرخه پاسخ به نيازهاي دفاعي كشور دچار آسيب جدي مي¬گردد.

پرسش اصلي اين تحقيق عبارتست از: نحوه¬ي مقايسه تطبقي پارادايم-هاي حاكم بر جنگ گذشته، حال و آينده چگونه است؟
سوالات فرعي عبارتند از:

الف- ماهيت پارادايم حاكم بر جنگ تحميلي رژيم بعث عراق عليه ج.ا.ا. چگونه بوده است؟       

ب- ماهيت پارادايم¬هاي حاكم بر جنگ¬هاي اخير چگونه بوده است؟

پ- ماهيت پارادايم¬هاي حاكم بر جنگ¬ آينده چگونه خواهد بود؟

1. روش تحقيق

اين تحقيق به روش زمينه¬اي- موردي انجام گرديده و نتايج آن قابل تعميم نمي¬باشد. چون نتايج تحقيق كاربردي و تصميم¬گرا مي¬باشد، نوع پژوهش كاربردي است. داده¬ها در محيط نرم¬افزار SPSS وارد و با استفاده از روش¬هاي¬ آمار توصيفي تجزيه و تحليل شده است.

1.1. روش و ابزار گردآوري اطلاعات

اطلاعات اين تحقيق از دو روش: الف- ميداني و اسناد و مدارك ب- كتابخانه¬اي علمي و تخصصي گردآوري شده است.

در روش كتابخانه¬اي، ادبيات موضوع و مطالعات ميداني تخصصي انجام شده و اطلاعات نظري مورد نياز از طريق جستجوي كتابخانه¬اي تخصصي، اينترنتي و بانك-هاي اطلاعاتي به دست آمده است. در روش ميداني با طرح 26 سوال بسته (9 سوال در مورد جنگ 8ساله، 6 سوال در مورد جنگ¬هاي اخير و 11 سوال در مورد جنگ آينده) از طريق طيف ليكرت در پنج سطح طبقه-بندي شده است، در طراحي پرسشنامه بوسيله تكنيك دلفي و با استفاده از نظر صاحب¬نظران، اساتيد، متخصصين و خبرگان، عوامل همگرايي و واگرايي شناسايي و سپس پرسشنامه مقدماتي تهيه شده است، پس از تعيين اعتبار و روايي آن پرسشنامه نهايي تهيه گرديده است.

براي تعيين روايي پرسشنامه از روش روايي محتوا و توزيع چند مرحله¬اي پرسشنامه بين صاحب¬نظران بهره¬برداري شده است. جهت تعيين پايايي آزمون از روش آلفاي كرونباخ استفاده شده است و يك نمونه اوليه شامل30 پرسشنامه بين اساتيد دانشگاه امام حسين(ع) و دانشگاه عالي دفاع ملي پيش¬آزمون گرديد و سپس با استفاده از داده¬هاي بدست آمده از اين پرسشنامه¬ها و به كمك نرم-افزار آماري SPSS ميزان ضريب اعتماد با روش آلفاي كرونباخ بزرگ-تر از 7/0 مي¬باشد، بنابراين پرسشنامه مورد استفاده از قابليت اعتماد لازم برخوردار مي¬باشد.

1.2. جامعه آماري و حجم نمونه

جامعه آماري شامل اساتيد، خبرگان، مديران ارشد و فرماندهان مسئول، استراتژيست¬هاي نظامي ستاد كل نيروهاي مسلح و كارشناسان كه داراي حداقل سه سال سابقه كار در مسائل راهبردي جنگ آينده با داشتن جايگاه سازماني 18مي¬باشند. در اين پژوهش جامعه آماري با توجه به حساسيت و خاص بودن موضوع پژوهش بسيار محدود بوده و با توجه به نظر كارشناسان و خبرگان (برابر جدول شماره 1) در مجموع 230 نفر برآورد شده است. نمونه¬گيري در اين روش سهميه¬اي و به شكل نسبتي در دسترس و راهبردي انجام شده است. خبرگان بر اساس هدف¬هاي خاص تحقيق و راهبردهاي حل مسئله انتخاب شده¬اند و به¬طور هدفمند تلاش شده از هر زيرگروه، تعداي مشخص در نمونه باشد. از 230 نفر جامعه نمونه با استفاده از فرمول كوكران، حجم نمونه 69 نفر تعيين شده است.
(جدول شماره 1 تعداد جامعه و نمونه)

رديف      نام سازمان                تعداد جامعه  تعداد نمونه

1       ستاد كل نيروهاي مسلح        30            11

2    سپاه پاسداران انقلاب اسلامي   60            20

3         ارتش جمهوري اسلامي       60            19

4               سياسيون                   80             19

                  تعداد كل                   230            69

2. مباني نظري تحقيق

2.1. تعريف مفاهيم


2.1.1. جنگ: كلاوزويتس جنگ را اين گونه تعريف مي¬كند: جنگ عمل خشونت باري است كه هدفش وادار كردن حريف به اجراي خواسته ماست، جنگ  ادامه سياست است، جنگ نه تنها ويژگي نظامي بلكه خصيصه ديپلماتي ، روانشناختي و اقتصادي را نيز دارد. در يكي از تعاريف حقوقي از جنگ با رويكرد حقوق بين الملل چنين بيان شده است: جنگ عبارتست از درگيري مسلحانه بين دو يا چند كشور با قصد قبولاندن نظرات سياسي يا اعمال هدف هاي خود با استفاده از تمام وسايلي كه براي جنگ در اختيار دارند. (ضيا يي¬بيگدلي،45:1373)

2.1.2. جنگ نسل سوم: نسل سوم جنگ به قدرت آتش و فرسايش متكي نبود، بلكه در عوض سرعت، غافلگيري و سردرگمي فيزيكي و ذهني دشمن را مورد تاكيد قرار مي‌داد. به لحاظ تاكتيكي، حملات براساس نفوذ به عقبه‌ي دشمن و قطع ارتباط وي با عقبه و در نهايت از هم پاشيدن نيروهاي خط مقدم هدايت و اجرا مي‌گرديد، يعني به جاي مواجهه‌ي مستقيم با عمده قواي دشمن، تاكتيك دور زدن و از هم گسيختن دشمن مورد استفاده قرار مي‌گرفت. در پدافند نيز نيروهاي رزمي دشمن به منطقه‌ي پدافندي كشيده شده و سپس ارتباط آنها با منطقه‌ي عقب قطع مي‌گرديد. تاكتيك نسل سوم جنگ را بايد تاكتيكي غيرخطي دانست، نگاه تاكتيك نسل سوم به بيرون بود و موقعيت، دشمن و پيامد اقدامات بر ميدان نبرد را مورد توجه قرار مي‌داد  اين امر تا حدودي ناقض نظم و انضباط شديد حاكم بر فرهنگ نظامي نسل دوم جنگ بود.
(محمدي¬نجم، 35:1387)

2.1.3. پارادايم جنگ اطلاعاتي: جنگ اطلاعاتي عبارت است از اقدامات اتخاذ شده براي تحقق برتري اطلاعاتي كه از طريق تاثيرگذاري بر اطلاعات و سيستم¬هاي اطلاعاتي دشمن از راهبرد نظامي ملي پشتيباني كرده و در عين حال اطلاعات و سيستم¬هاي خودي را ارتقاء بخشيده و از آن¬ها دفاع مي¬كند. (انديشگاه شريف،246:1388)

2.1.4. پارادايم جنگ سايبر: جنگ سايبر زير مجموعه¬اي است از جنگ اطلاعاتي كه شامل اقداماتي مي¬شود كه در دنياي سايبر رخ مي¬دهند، دنياي سايبر هرگونه واقعيت مجازي است كه توسط مجموعه رايانه¬ها و شبكه¬ها ايجاد مي¬شود، در بين دنياي سايبر متعدد و مختلف اينترنت و شبكه¬هاي مرتبطي كه حاوي مطالب چندرسانه¬اي هستند، بيشترين ارتباط را با جنگ سايبر دارند. (David,2011:80)

2.1.5. پارادايم عمليات تأثيرمحور: عملياتي است كه بر اساس درك كليت¬گرا و كلي¬نگر به منظور اعمال نفوذ يا تغيير رفتار با توانمندي¬هاي سيستم با استفاده از كاربرد تركيبي و يكپارچه ابزارهاي قدرت ملي جهت دستيابي به اهداف سياستي هدايت شده، برنامه¬ريزي، اجراء، ارزيابي و انطباق مي¬يابد. (منزوي،4:1388)
عمليات تاثيرمحور عبارتست از هماهنگي مجموعه¬اي از اقدامات به منظور تغيير شكل رفتار جمعيت خودي، دشمن و بي¬طرف در وضعيت صلح، بحران و جنگ. (كرامت¬زاده،5:1388)

2.1.6. پارادايم جنگ شبكه¬محور: اين جنگ عنصر نمادين جنگ عصر اطلاعات است، كه حول محور اشتراك اطلاعات بوجود آمده است. به-واسطه جريان و گردش اطلاعات كه از طريق رايانه¬ها و ارتباطات حاصل مي¬شود، بين افراد مختلف ارتباط برقرار مي¬كند، همكاري و به اشتراك¬گذاري اطلاعات در جنگ شبكه¬محور تضمين مي¬كند كه در طي عمليات نظامي، تمام سرمايه¬هاي مناسب به سرعت در اختيار فرماندهان گذاشته مي¬شوند. (حيدري،115:1391)

2.1.7. پارادايم جنگ شبكه¬اي: اين جنگ معرف پيدايش سبك جديدي از درگيري در سطوح اجتماعي است كه كوچكتر از جنگ سنتي است؛ پيش¬قراولان آن، از اشكال شبكه¬اي مختلف براي سازمان، فن¬آوري¬ها، راهبردها و دكترين¬هاي سازگار با عصر اطلاعاتي، استفاده مي¬كنند. سازمان¬هاي مبتني بر چنين جنگي، از گروهه¬اي كوچك متمايز و پراكنده، بدون فرماندهي مركزي، تشكيل شده¬اند و امور خود را از طريق اينترنت، هماهنگ و هدايت مي¬كنند. (Lind,2012:45)

2.1.8. پارادايم جنگ موازي: اين جنگ بر اساس دستيابي به تأثيراتي تعيين شده و مشخص انجام مي¬شود. در جنگ موازي، تئوري راهبردي واردن داري 5 حلقه¬ي كاربردي است: حلقه اول، رهبري ملي، حلقه دوم، محصولات كليدي، حلقه سوم، زير ساخت هاي حمل و نقل، حلقه چهارم، جمعيت مردمي و اراده ملي، حلقه پنجم، نيروهاي عملياتي. (زهتاب،24:1390)

2.1.9. پارادايم جنگ رواني: عمليات انتقال اطلاعات برگزيده به مخاطبان مشخص به منظور تاثيرگذاري بر احساسات، هيجانات، طرز نگرش و تفكر و كنترل رفتار افراد، گروه¬ها، سازمان¬ها و دولت¬ها مي¬باشد. (رضايي،17:1392)

2.1.10. پارادايم جنگ نامتعارف: استفاده از تسليحات و تجهيزات دفاعي كشتار جمعي به¬منظور پيروزي در جنگ است. اين جنگ وابستگي زيادي به تسليحات كشتار جمعي دارد، هرچند تلاش بسياري مي¬شود تا جهان عاري از اين تسليحات نامتعارف شود، ولي بسياري از كشورها اعم از كشورهاي قوي يا ضعيف، اين تسليحات را به عنوان عاملي بازدارنده مي¬دانند. (2007:81،Rubin)

2.1.11. پارادايم جنگ نيابتي: در جنگ نيابتي، ابرقدرت‌ها و قدرت‌هاي جهاني به جاي مداخله اوليه مستقيم نظامي در مناطق هدف، گروه‌ها و كشورهاي كوچك‌تر و ضعيف‌تر و هم پيمان با خود را به نيابت از خود، به وادي عمليات نظامي مي‌كشند و در پس پرده، حمايت‌هاي مالي و تسليحاتي و اطلاعاتي خود را از ايشان به¬عمل مي‌آورند. چنان‌چه گروه‌ها يا كشورهاي نايب در جنگ، در رسيدن به اهداف خود و كشورهايي كه به نيابت از آن‌ها وارد جنگ شدند، موفق نبودند، آن موقع است كه كشورهاي اصلي و قدرتمند ابتدا حمايت‌هاي خود را بيشتر مي‌كنند، روش‌هاي حمايتي خود را گسترده مي‌كنند و در نهايت اگر كار به جايي نرسيد، خودشان وارد ميدان مي‌شوند تا به اصطلاح كار را تمام كنند. (مطالعات گروهي، 236:1393).

12-1-2. جنگ مقاومت: جنگي است كه در اثر ايستادگي و مقاومت كشورهاي آزادي¬خواه در مقابل كشورهاي سلطه¬طلب بين دو قدرت ضعيف و قوي انجام مي¬شود. جنگ مقاومت الهام گرفته از دفاع مقدس ملت مسلمان ج.ا.ا. ايران و نهضت¬هاي مقاومت در جنگ¬هاي 33 روزه، 22 روزه ،8 روزه، 51 روزه است. (مطالعات گروهي، 218:1393).

2.2. مباني نظري تحقيق

2.2.1. ماهيت جنگ از نظر قرآن و روايات

جنگ به عنوان ابزاري براي گسترش حكومت و تسلط بر ديگران امر ناپسندي است، اما براي نجات مردم از دست ظالمان و برقراري صلح واقعي و از بين بردن عوامل جنگ افروزي، كار ناپسندي نيست. قرآن كريم در باب آمادگي براي جنگ مي¬فرمايد: و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد، تا با اين‏[تداركات‏]، دشمن خدا و دشمن خودتان و[دشمنان‏] ديگرى را جز ايشان كه شما نمى‏شناسيدشان و خدا آنان را مى‏شناسد بترسانيد. 

هر چيزى در راه خدا خرج كنيد پاداشش به خود شما بازگردانيده مى‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت. (سوره مباركه انفال، آيه:60) در راه خدا با كساني كه با شما مي‌جنگند نبرد كنيد و از حد تجاوز ننماييد كه خداوند تجاوزكاران را دوست نمي‌دارد. (سوره مباركه بقره، آيه:190) در اسلام هدف نهايي از جنگ و قتال، از بين رفتن فتنه¬ها است، هر گاه كه ديگران براي مسلمانان فتنه نسازند و جنگ نكنند (حال چه مسلمان شوند يا نه)، ديگر جنگ و قتالي نيست. قرآن كريم در اين باره مي¬فرمايد: و با آن¬ها پيكار كنيد! تا فتنه¬اي باقى نماند و دين، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آن¬ها نشويد! زيرا) تعدّى جز بر ستمكاران روا نيست. ‏(سوره مباركه بقره، آيه:193) حفظ آمادگي رزمي براي جنگ آن¬قدر مهم است كه اميرالمومنين علي(ع) مي¬فرمايد: براي جنگ آماده شويد و ساز و برگ نبرد را مهيا داريد كه آتش كارزار افروخته شده و شعله آن بالا گرفته است. (نهج¬البلاغه، خطبه 26: فراز 5)

2.2.2. جنگ كلاسيك

جنگ كلاسيك به¬عنوان يكي از قديمي¬ترين پارادايم¬هاي نظامي و دفاعي شناخته مي¬شود، مفهوم اين پارادايم بسيار كلي و وسيع مي¬باشد كه هم-اكنون نيز رويكرد و پارادايم بسياري از كشورها (به خصوص كشورهاي عقب مانده) در حوزه امور نظامي و دفاعي است. هرچند كه با توجه به تحولات و پيشرفت¬هاي فن¬آورانه اخير ديدگاه جديدي در اين پارادايم تحت عنوان جنگ كلاسيك پيشرفته به¬وجود آمده است كه مبتني بر فن¬آوري¬هاي پيشرفته و دكترين¬هاي جديد براي دستيابي به برتري همه¬جانبه و سريع در صحنه نبرد مي¬باشد. با توجه به اين مطالب مي¬توان جنگ كلاسيك را به دو گونه جنگ كلاسيك سنتي و جنگ كلاسيك پيشرفته طبقه¬بندي كرد، جنگ كلاسيك سنتي مفهومي بسيار آشنا و ملموس مي¬باشد كه در جنگ¬هاي پيش از انقلاب و عصر اطلاعات از اين جنگ استفاده مي¬شد، حتي در حال حاضر نيز، اين نوع جنگ رويكرد و ديدگاه غالب در بسياري از كشورهاي عقب¬مانده است، اين نوع جنگ متمركز بر قرارگيري نيروهاي انبوه در مقابل يكديگر و تخريب هرچه بيشتر تأسيسات و تجهيزات و نيروهاي طرف

مقابل تا هنگام دستيابي به پيروزي مي¬باشد، اكثر جنگ¬هاي كلاسيك تقريباً مبتني بر سه مفهوم ذيل مي-باشند:

الف- جنگ فرسايشي: جنگ¬هاي كلاسيك سنتي بسيار طولاني و فرسايشي بودند به-طوري كه نيروهاي دو طرف درگير جنگ به مرور زمان مستهلك شده و قسمت عمده¬اي از توان خود را از دست مي¬دهند، تا اين كه يكي از طرفين درگيري بر طرف ديگر غلبه كند.

ب- جنگ ترتيبي: در اين جنگ هر هدف، روش و راهكاري براي هدف بعدي است و در •نهايت با ارزش¬ترين هدف يعني رهبري مورد اصابت قرار مي¬گيرد، در حقيقت در اين جنگ بر خلاف جنگ موازي، عمليات به¬صورت ترتيبي و يكي پس از ديگري انجام مي¬شود.

پ- جنگ سكومحور: در جنگ سكومحور، بيشترين تمركز بر خود تسليحات و تجهيزات مي¬باشد و (برخلاف جنگ شبكه¬محور) تمركز زيادي بر نحوه تعامل و شبكه¬اي عمل كردن تسليحات با يكديگر صورت نمي¬پذيرد.

روند حركت به سمت عمليات سريع، دقيق و چالاك توسط انسان¬ها از يك سو و جايگزيني فن¬آوري پيشرفته به جاي نيروي انساني انبوه از سوي ديگر در نگاهي جديد به جنگ¬هاي كلاسيك، تحت عنوان جنگ كلاسيك پيشرفته، نقشي اساسي ايفا كرده است، جنگ كلاسيك پيشرفته از دو دكترين اساسي برتري سريع و برتري همه¬جانبه   بهره مي¬برد. هدف نهايي از دكترين برتري سريع تاثيرگذاري بر اراده، درك، و فهم دشمن به¬منظور كاهش ناگهاني توان دشمن براي واكنش نشان دادن به مقاصد سياسي و راهبردي از طريق تحميل رژيم شوك و بهت   بر دشمن است، واضح است كه هدف سنتي نابودي، شكست، يا خنثي¬سازي توان نظامي دشمن يكي از مولفه¬هاي اساسي و بنيادي دكترين برتري سريع است. (انديشگاه شريف،204:1388)

جنگ عراق عليه ج.ا.ا. آخرين نوع جنگ كلاسيك است، وجود سلاح¬هاي هسته¬اي، كوچك شدن ارتش¬هاي كشورهاي جهان از لحاظ نفرات، تجهيزات و ورود زنان به ارتش¬ها از دلايل كم اهميت شدن جنگ متعارف و افول آن¬ها مي¬باشد. گرچه 95% دانش نظامي دنيا در كشورهاي آمريكا، انگليس، فرانسه و روسيه توليد مي¬شود، ولي آن¬ها توان نظامي مقابله با جنگ¬هاي كوچك، از جمله تروريسم را ندارند. به نظر ناپلئون و كلاوزويتس در شرايط مساوي در يك جنگ نيروي مسلحي پيروز مي¬شود كه امكانات و نفرات بيشتري داشته باشد، ولي كرِفلِد معتقد است هر چه نيرو بيشتر باشد سازماندهي و هدايت آن نيز بيشتر خواهد شد. به نظر وي هرچه نيرو بزگتر باشد حركت آن كند و اصطكاك آن بيشتر خواهد شد، نيروهاي چريكي و كوچك اين امكان را دارند كه سريع عكس¬العمل نشان داده و اقدام كنند. (كرِفلِد،4:1386)

2.2.3. توليد ادبيات بر مبناي مصاحبه با خبرگان و صاحبنظران

بر اساس مصاحبه به عمل آمده با خبرگان ج.ا.ا. طبق رهنامه جنگ كلاسيك كه تابع ويژگي هاي نسل سوم جنگ بود، در هشت سال دفاع مقدس با دشمن به نبرد پرداخته است. لازم به ذكر است اغلب پاسخ ها حكايت از اين دارد كه كشور عراق هم با اين شيوه به نبرد پرداخته است. رهنامه كشور عراق بيشتر تابع جنگ كلاسيك سنتي بوده تا پيشرفته. اما ج.ا.ا. به روش كلاسيك تركيبي عمل مي¬كرد. جنگ كلاسيك بر مبناي دكترين برتري سريع و برتري همه¬جانبه اجرا مي-گردد، در طول جنگ ارتش بعث عراق هيچ¬وقت داراي برتري سريع و همه-جانبه نبود، اما رزمندگان اسلام پس از تثبيت دشمن در سال اول جنگ بلافاصله در سال دوم جنگ با اجراي دكترين برتري سريع ضمن بازپس¬گيري مناطق اشغالي دشمن را دريك وضعيت انفعالي قرار دادند، به طوري كه بلافاصله رژيم بعث عراق براي آتش بس اعلام آمادگي مي¬نمايد.

نوع جنگ بر مبناي اصول جنگ كلاسيك بود اما خبرگان معتقدند كه اين جنگ يك جنگ نابرابر بود. از نظر تجهيزات، رژيم بعثي صدام از حمايت¬هاي مالي و تسليحاتي ساير كشورها و ابرقدرت¬ها  برخوردار بود، در حالي كه هيچ كشوري از ج.ا.ا. حمايت ننمود. رژيم بعث عراق در اين جنگ از پيشرفته¬ترين تجهيزات فني، مهندسي، انواع ميدان مين گسترده و لايه به لايه و نهايتاً مواضع پدافندي بسيار مستحكم استفاده نمود و حتي در برخي از عمليات¬ها از سلاح¬هاي نامتعارف شيميايي به¬طور گسترده استفاده مي¬نمود. ارتش بعث عراق با اجراي بسيار مناسب عمليات پدافندي، به خصوص پدافند متحرك، از اصول پدافند متحرك به خوبي بهره-برداري نمود.

يكي ديگر از دلايلي نابرابري اين است كه در اين جنگ رزمندگان ج.ا.ا. از سلاح¬هاي متعارف استفاده نمودند و هيچ¬وقت از سلاح نامتعارف در طول جنگ استفاده ننمودند و يا مواضع شهري و مردم بيگناه را بمب¬باران نكردند. اما طرف مقابل بدون در نظر گرفتن قوانين بين¬المللي و بدون توجه به موازين شرعي و اخلاقي ضمن استفاده از سلاح¬هاي نامتعارف از بمب¬باران نمودن مناطق شهري و كشتار مردم بي¬گناه دريغ ننمود. يكي ديگر از دلايل نابرابري اين جنگ اين است كه رزمندگان ج.ا.ا. فقط توسط رهبر فقيد انقلاب امام خميني(ره) و مردم داخلي حمايت مي¬شدند و به نوعي جنگ مردم-پايه بود.

اما طرف مقابل توسط حاميان خارجي و بين¬المللي و حتي كشورهاي منطقه حمايت مي¬شد و به نوعي جنگ طرف مقابل يك جنگ سلطه بود. در جنگ 8 ساله از نظر آمار عِده و عُده، پيشرفته بودن تجهيزات، كمك¬هاي خارجي و بين¬المللي برتري با طرف مقابل بود. مهمترين ويژگي جنگ 8 ساله اين بود كه طرف مقابل به اصول دفاع همه¬جانبه معتقد بود و از اين اصول تا آخر جنگ تبعيت نمود، به طوري كه اولويت اصلي و اساسي صدام جنگ بود و در اين راستا از تمام منابع و امكانات داخلي و خارجي براي پيشبرد جنگ استفاده نمود. اما در كشور ما به غير از حمايت¬ها و كمك¬هاي مردمي، نتوانستيم از ساير ظرفيت¬هاي بالقوه و بالفعل داخلي و خارجي استفاده نماييم. در كشور عراق بين سياسيون و نظاميون يك هماهنگي و انسجام دقيقي در خصوص نحوه¬ي اداره جنگ وجود داشت، اما در كشور ما بين سياسيون و نظاميون يك فهم مشترك و ادبيات واحدي در خصوص آغاز جنگ، ادامه جنگ و خاتمه جنگ وجود نداشت. در مجموع هماهنگي بين سياسيون و نظاميون عراقي نسبت به ج.ا.ا. بيشتر بود.

جنگ رژيم بعث صدام عليه ج.ا.ا. آخرين جنگ نسل سوم و كلاسيك بود كه بين دو كشور در منطقه غرب آسيا اتفاق افتاد. جنگ 8 سال بر مبناي اصول جنگ اجرا مي¬شد اما رزمندگان ج.ا.ا. براي اولين¬بار با تغيير در روش اجراي راهكنش¬ها و با ابداع روش¬هاي جديد جنگي مثل نحوه¬ي عبور از اروند و عبور از فاو، خلاقيت، نوآوري و ابتكارات جديدي از خود نشان دادند و به همين دليل دشمن بعثي در اغلب عمليات¬ها دچار غافل¬گيري مي¬شد.

2.2.4. مقايسه تطبيقي بين جنگ 8 ساله، جنگ¬هاي اخير و جنگ آينده، شامل نوآوري كاربردي از ديدگاه خبرگان و صاحب¬نظران

جدل شماره: 2 مقايسه تطبيقي 19 مولفه اصلي و مهم در جنگ 8 ساله و جنگ¬هاي اخير با جنگ¬هاي آينده مي¬باشد. اين جدول بر اساس مصاحبه حضوري با صاحب¬نظران و خبرگان تدوين شده است. مولفه¬هاي ارائه شده ديدگاه استراتژيست¬هاي نظامي، طراز اول است، بنابراين داراي روايي و پايايي معتبر مي¬باشد. (مطالعات گروهي، 275:1393)

جدول شماره: 2 مقايسه تطبيقي بين جنگ 8 ساله، جنگ¬هاي اخير و جنگ آينده

جنگ آينده  جنگ 25 ساله  جنگ 8 ساله  مولفه  رديف
تاثيرمحور  ناهمطراز  نابرابر  پارادايم عمليات  1
نسل چهارم  تركيبي از نسل سوم و چهارم  سوم  نسل جنگ  2
كشندگي كمتر  نامتعارف  متعارف  سبك جنگ  3
بازيگر محوري  بازيگر اصلي  بازيگر اصلي  نيروي نظامي  4
بازيگر موثر  بازيگر  موثر  مردم  5
دفاعي- امنيتي  دفاعي  نظامي  استراتژي  6
تحميل اراده با خسارت كم  شكست راهبردي  پيروزي مطلق  نتيجه جنگ  7
نيابتي و بي-قاعده(تركيبي)  غير مستقيم يا تركيبي  مستقيم يا با قاعده  شيوه جنگ  8
سياست بدون جنگ  جنگ همراه با سياست  جنگ ادامه سياست  ديپلماسي دفاعي  9
هوشمند  سخت و نرم  سخت  تهديدات  10
حياتي و مهم  مورداستفاده  كم استفاده  ژئوپليتيك  11
سيال  متغيير  ثابت  محيط جغرافيايي  12
مبناي جنگ  بسيار موثر  موثر  فناوري  13
بازيگر اصلي  بازيگر فعال  كم اثر  گره¬هاي فراملي و فروملي  14
روند اصلي  موثر  كم اثر  زيست محيطي  15
پارادايم اصلي جنگ  برآورد راهبردي  برآورد اطلاعاتي  اشراف اطلاعاتي  16
روند اصلي  بكارگيري و استفاده  بلااستفاده  خصوصي سازي  17
منطقي و عقلانيت  هزينه- منفعت  اجتناب ناپذير  دليل جنگ  18
سياست پيشران جنگ  تركيبي از سياست و جنگ  جنگ ادامه سياست  رابطه جنگ و سياست  19

شكل شماره: 1 مدل مفهومي تحقيق

3. تجزيه و تحليل يافته¬هاي تحقيق

1-3. طيف(1)- عوامل تاثيرگذار با قدرت خيلي زياد: امتيازدهي مبتني بر ضرب مجموع نفرات (69) در ميانگين گزينه زياد (4امتياز) به¬دست آمده است. تمامي گزينه¬هايي كه 276 تا 345 امتياز كسب كرده-اند در اين طيف قرار مي¬گيرند.

2-3. طيف(2)- عوامل تاثيرگذار با قدرت زياد: امتيازدهي مبتني بر ضرب مجموع نفرات (69) در ميانگين گزينه متوسط (3امتياز) به¬دست آمده است. تمامي گزينه¬هايي كه 207 تا 275 امتياز كسب كرده¬اند در اين طيف قرار مي¬گيرند.

3-3. طيف(3)- عوامل تاثيرگذار با قدرت متوسط: امتيازدهي مبتني بر ضرب مجموع نفرات (69) در ميانگين گزينه كم (2امتياز) به¬دست آمده است. تمامي گزينه¬هايي كه 138 تا 206 امتياز كرده¬اند در اين طيف قرار مي¬گيرند.

4-3. طيف(4)- عوامل تاثيرگذار با قدرت كم: امتيازدهي مبتني بر ضرب مجموع نفرات (69) در ميانگين گزينه خيلي¬كم (1امتياز) به¬دست آمده است. تمامي گزينه¬هايي كه 70 تا 137 امتياز كسب كرده¬اند در اين طيف قرار مي¬گيرند.

5-3. طيف(5)- عوامل تاثيرگذار با قدرت خيلي كم: در اين طيف مجموعه متغيرهايي قرار دارند كه 69 امتياز كسب نموده¬اند. كمترين امتياز كسب شده توسط يك متغير مساوي 69 امتياز است. نحوه تاثيرگذاري طيف¬ها، به¬گونه¬اي است كه هر چه از طيف 1 به سوي طيف¬هاي بالاتر حركت شود، از شدت و تاثيرگذاري طيف¬ها كاسته مي-شود، به¬گونه¬اي كه طيف1از قدرت تاثيرگذاري بيشتري نسبت به طيف 2 و طيف 2 از قدرت تاثيرگذاري بيشتري نسبت به طيف 4 و در نهايت ضعيف¬ترين آن¬ها طيف 5 است.

6-3. نتايج نهايي طيف¬بندي مقايسه تطبيقي جنگ 8 ساله و جنگ¬هاي اخير با جنگ¬ آينده طبق جدول شماره 3 محاسبه گرديده است. ميانگين به¬دست آمده از نقش هريك از عوامل تاثيرگذار 19/204 امتياز مي¬باشد. از 26 عامل مطرح شده، امتياز 16 عامل آن از حد متوسط ميانگين بيشتر مي¬باشد. بنابراين 10 عامل آخر به علت كسب امتياز كمتر از حد نصاب(ميانگين) مورد تجزيه و تحليل قرار نگرفته و فقط 16 عامل اول كه امتياز آن¬ها بيشتر از حد نصاب است تجزيه و تحليل شده است.

طبق نظر خبرگان مدل جنگ ج.ا.ا. در سال دفاع مقدس تابع الگوي جنگ كلاسيك بود، جنگ كلاسيك شامل كلاسيك پيشرفته و سنتي است، ج.ا.ا. به روش مركب(تركيبي از كلاسيك سنتي و پيشرفته) با دشمن جنگيد. روش جنگيدن ارتش بعث عراق به صورت كلاسيك سنتي بود، اما به دليل داشتن تجهيزات نظامي مدرن كه اغلب توسط كشورهاي غربي و عربي به عراق داده مي¬شد، از تجهيزات پيشرفته¬اي برخوردار بود. بنابراين روش جنگ عراق با تجهيزات پيشرفته و سنتي بود. كلاسيك بودن جنگ بين ج.ا.ا. و عراق با كسب 330 امتياز به عنوان موثرترين عامل شناخته شده است.

جنگ¬ها در طول تاريخ داراي 4 نسل بوده¬اند، تاكتيك خط و ستون مهم‌ترين شاخص جنگ نسل يكم به حساب مي‌آيد. در نسل دوم جنگ سلاح‌هاي خان‌دار، سيم‌خاردار، مسلسل، و آتش غيرمستقيم پا به عرصه‌ي نبرد نهاد. نسل سوم جنگ بر خلاف نسل پيشين به قدرت آتش و فرسايش متكي نبود، بلكه در عوض سرعت، غافلگيري و سردرگمي فيزيكي و ذهني دشمن را مورد تاكيد قرار مي‌داد. اگر جنگ نسل سوم را در كنار فن¬آوري¬هاي نوين نظامي قرار دهيم، با شكل جديدي از جنگ نسل چهارم مواجه مي¬شويم. طبق نظر خبرگان و صاحب¬نظران جنگ 8ساله بين ج.ا.ا. و عراق تابع ويژگي¬هاي نسل سوم جنگ بود و به عبارتي آخرين جنگي بود كه بر اساس پاردايم جنگ كلاسيك اجرا گرديد. اين عامل با كسب 316 امتياز به عنوان دومين عامل موثر شنتاخته شده است.

در طول جنگ هيچگاه رزمندگان اسلام از روش¬هاي غيرمتعارف و غيراخلاقي با عراقي¬ها برخورد نكردند، مثلاً در طول جنگ رزمندگان از سلاح¬هاي شيميايي و نامتعارف عليه عراقي¬ها استفاده نكردند و هميشه بر اساس موازين شرعي و با رعايت نمودن اخلاق اسلامي با عراقي¬ها، به خصوص اسراي آن¬ها برخورد مي¬كردند.

با توجه به فتواي مراجع تقليد به خصوص امام خميني(ره) كه معتقد بودند اين جنگ يك جنگ ارزش¬محور، اسلام¬محور و اخلاق¬محور است، رزمندگان اسلام با توجه به نظر علماء هيچگاه از روش¬هاي نامتعارف و غيراخلاقي در جنگ استفاده ننمودند. اين عامل با كسب 305 امتياز به عنوان سومين عامل اثرگذار شناخته شده است.

جنگ 8 ساله بيشتر بر مبناي پارادايم جنگ كلاسيك و با رويكرد تخريب¬محور انجام شد، جنگ¬هاي اخير بر مبناي پارادايم جنگ شبكه-محور و با رويكرد همزمان تخريب و تاثير انجام شد، يعني هم به جنبه¬هاي نرم جنگ توجه شد و هم به جنبه¬هاي سخت، به همين دليل كاربرد عمليات رواني در جنگ¬هاي اخير به مراتب بيشتر از جنگ 8 ساله بود. اما در سناريو جنگ¬هاي آينده مدل جنگ، بر اساس پارادايم عمليات تاثيرمحور است، يعني تخريب جاي خود را به تاثير داده است. به علت پيشرفت فن¬آوري، در جنگ آينده تلفات نيروي انساني به حداقل ممكن كاهش مي¬يابد. در جنگ آينده قدرت¬هاي برتر به دنبال تغيير رفتار جامعه هدف هستند، اين تغيير رفتار از طريق شيوه¬هاي نرم تحقق مي¬يابد. بنابراين در جنگ آينده رويكرد تاثيرمحوري جايگزين رويكرد تخريب¬محوري است. اين عامل با كسب 300 امتياز به عنوان چهارمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

جنگ¬هاي گذشته و اخير در منطقه جغرافيايي ثابت و با دشمن مشخص كه معمولاً نيروي كلاسيك يا ارتش شناخته شده يك كشور بود انجام مي-شد. جنگ آينده در يك محيط و فضاي نامشخص انجام مي¬شود و بعضاً حتي دشمن هم مشخص نمي¬باشد، با توجه به اين كه در جنگ¬هاي آينده گروه¬هاي ملي، فراملي و فروملي بازيگران مهم و اثرگذار جنگ هستند، به همين دليل جنگ آينده داراي جغرافياي مشخص نبوده و معمولاً در محيط سيال جغرافيايي انجام مي¬شود.

در جنگ آينده چون به طور دقيق دشمن مشخص نبوده و از طرفي زمان آن هم قابل پيش-بيني نيست، لذا مكان جنگ هم ثابت و مشخص نمي¬باشد. اين عامل با كسب 290 امتياز به عنوان پنجمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.
جنگ هشت ساله بيشتر بر مبناي نيروهاي نظامي سنتي ارتش، سپاه¬ پاسداران و بسيج مردمي انجام شد، البته حضور مردم در اين جنگ فقط در قالب بسيج مردمي بود.

جنگ‌هاي اخير نيز مبتني بر نيروهاي سنتي و نظامي است، اما در جنگ¬هاي آينده علاوه بر نظاميان، مردم هم بازيگر مهم و اثرگذار هستند. رضايت مردم براي شروع جنگ و مشاركت آنها نقش بسيار مهمي در سرنوشت جنگ دارد. جنگ¬هاي آينده چنانچه داراي مشروعيت مردمي نباشد به شكست ختم مي¬شود. خصوصي-سازي جنگ آينده نيز موضوع بسيار مهمي است كه بايد طرح¬ريزي آن پيش از آغاز جنگ انجام گيرد. در جنگ آينده به‌منظور بهره‌برداري از ظرفيت¬هاي موجود و مشاركت هر چه بيشتر مردم در جنگ، اجراي بسياري از امور را بايد به مردم سپرد، به همين دليل، جنگ آينده «مردم¬پايه» است. اين عامل با كسب 285 امتياز به‌عنوان ششمين عامل تأثيرگذار شناخته شده است.

جنگ 8 ساله بر مبناي جنگ كلاسيك كه تابع نسل سوم جنگ بود انجام شد. در جنگ¬هاي اخير قدرت¬هاي برتر از راهكنش¬ها و سلاح¬هاي نسل چهارم جنگ استفاده كردند، اما طرف ضعيف¬تر به علت نداشتن دانش و فن¬آوري بومي از راهكنش¬ها و سلاح¬هاي نسل سوم استفاده نمودند، به دليل اختلاف بين سلاح¬ها و راهكنش¬هاي نسل سوم و چهارم جنگ، پارادايم عمليات ناهمطراز در جنگ¬هاي اخير شكل گرفت. اما به علت پيشرفت دانش و فن¬آوري، در جنگ¬هاي آينده هر دوطرف از راهكنش¬ها و سلاح¬هاي نسل چهارم استفاده مي¬كنند. مبناي نسل چهارم جنگ دانش و فن¬آوري برتر است، بنابراين نسل چهارم جنگ نسلي دانش¬بنيان است كه ميدان نبرد را ديجيتالي مي¬نمايد. اين عامل با كسب 280 امتياز به عنوان هفتمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

در جنگ 8 ساله علي¬رغم اين كه جمعيت ج.ا.ا. سه برابر عراق بود اما هميشه تعداد نيروي نظامي عراق از ج.ا.ا. بيشتر بود و از طرفي به علت حمايت¬هاي مالي فراوان كه توسط برخي از كشورهاي همسايه و كشورهاي غربي به خصوص آمريكا از عراق به عمل مي¬آورد از نظر تجهيزات نظامي هم هميشه برتري با عراق بود، به همين دليل در جنگ تحميلي 8 ساله از نظر عِده و عُده برتري با عراق بود. اين عامل با كسب 270 امتياز به عنوان هشتمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

جنگ 8 ساله در يك فضاي كاملاً نابرابر به سود عراق انجام شد، دلايل نابرابري عبارتند از: حمايت¬هاي مالي و تسليحاتي كشورهاي همسايه و ابرقدرت¬ها از عراق، به¬كارگيري سلاح¬هاي نامتعارف از سوي عراق، موشك و بمباران¬هاي غيراخلاقي و نامتعارف از سوي عراق، هماهنگي كامل بين سياسيون و نظاميون عراق براي ادمه جنگ، بهره-برداي عراق از اصول دفاع همه جانبه، استفاده از انواع ميدان مين گسترده و لايه به لايه در نهايت نابرابري در عِده و عُده كه در پاراگراف قبلي به آن اشاره شد. اين عامل با كسب 260 امتياز به عنوان نهمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

در جنگ تحميلي رژيم بعث عراق عليه ج.ا.ا.، ارتش عراق بارها از روش¬هاي غيرمتعارف مثل استفاده از سلاح¬هاي شيميايي عليه رزمندگان در جبهه استفاده مي¬نمود، همچنين نوع رفتار عراقي¬ها با اسراي ايراني غيراخلاقي و خارج از مقررات سازمان ملل بود، به خصوص در جنگ¬هايي كه در داخل شهرها و يا مناطق مسكوني انجام مي¬شد، سربازهاي عراقي بدون توجه به مسائل اخلاقي با شهروندان ايراني برخورد مي¬كردند. در اغلب عمليات¬هاي آفندي رزمندگان اسلام، عراقي-ها چون توان مقاومت و پاسخگويي را نداشتند از روش¬هاي نامتعارف مثل استفاده از سلاح¬هاي شيميايي استفاده مي¬كردند، حتي در يك مورد عراق اقدام به بمباران شيميايي مناطق مسكوني شهري در حلبچه عراق نمود و علت آن را حمايت كردهاي عراقي از رزمندگان اسلام بيان نمود. اين عامل با كسب 248 امتياز به عنوان دهمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

جنگ¬هاي اخير در حالي اتفاق افتاد كه هميشه يك پاي ثابت آن آمريكا بوده و طرف مقابل آن كشورهايي بودند كه حاضر به باج¬دهي به آمريكا نبودند، از طرفي قدرت¬هاي برتر به علت در انحصار داشتن دانش و فن¬آوري نظامي و عدم انتقال اين دانش به ساير كشورها، به خصوص كشورهايي كه طرف¬دار و حامي آن¬ها نبودند، باعث شد تا كشورهايي كه در مقابل آمريكا قرار گرفتند از راهكنش¬ها و سلاح¬هاي نسل سوم جنگ استفاده كنند، اما در مقابل آن¬ها آمريكايي-ها داراي سلاح و راهكنش نسل چهارم جنگ بودند. اين عامل با كسب 230 امتياز به عنوان يازدهمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

در جنگ¬هاي اخير يك¬طرف آن آمريكا يا رژيم صهيونيستي بوده و يا با هم به صورت مشترك و همپيمان بودند و طرف ديگر كشورها و يا گروه¬هاي مسلمان و آزادي¬خواهي بودند كه از نظر فن¬آوري و تجهيزات نسبت به طرف مقابل خيلي ضعيف¬تر بودند. به دليل وجود اختلاف در سطح دانش و فن¬آوري و همچنين اختلاف در نوع سلاح و تجهيزات كه از هر نظر برتري مطلق با آمريكا و رژيم صهيونيستي بود، طرف مقابل از طريق مقاومت و ايستادگي اين اختلاف را جبران مي¬نمود و به همين دليل در جنگ¬هاي اخير ايستادگي و مقاومت ملل مظلوم به عنوان نماد مقاومت در مقابل استكبار جهاني به يك فرهنگ خودباور جهت مقابله با سلطه¬طلبان تبديل شد. بنابراين در جنگ¬هاي اخير پارادايم جنگ مقاومت به عنوان يك الگوي جنگي وارد ادبيات نظامي شد. اين عامل با كسب 225 امتياز به عنوان دوازدهمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

همان¬طوري كه در بند¬هاي قبلي به آن اشاره شد، جنگ¬هاي اخير بين قدرت¬هاي برتر كه داراي تجهيزات مدرن و پيشرفته و دانش و فن¬آوري برتر بودند و كشورهايي كه داراي تجهيزات قديمي و بعضاً فرسوده و فن¬آوري سنتي بودند، انجام شد. يك¬طرف جنگ قدرت¬هايي برتري بودند كه بر اساس پارادايم نسل چهارم جنگ به ميدان آمده بودند و يك-طرف آن قدرتهاي ضعيفي بودند كه بر اساس پاردايم نسل سوم جنگ مي-جنگيدند، اين اختلاف باعث شكل¬گيري پارادايم جديدي به¬نام جنگ ناهمطراز شد. در واقع در اين مقطع زماني پارادايم جنگ ناهمطراز وارد ادبيات نظامي جهان شد. شايان ذكر است، در اين مقطع كشورهايي كه نسبت به طرف مقابل ضعيف¬تر بودند با ايستادگي و مقاومت اين خلاء را جبران نموده و هيچگاه تسليم ابرقدرت¬هاي زورگو نشدند. اين عامل با كسب 218 امتياز به عنوان سيزدهمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

در جنگ¬هاي گذشته و اخير، نيروهاي نظامي و سنتي، بازيگر اصلي ميدان نبرد بودند، به همين دليل قدرت كُشندگي و ميزان تخريب بسيار زياد بود. با توجه به اينكه كاهش تلفات و جايگزيني تأثير به جاي تخريب از ويژگي¬هاي مهم و اصلي جنگ¬ آينده است، بايد نيروهاي نظامي همراه با گروه¬هاي فراملي و فروملي اجراي ماموريت نمايند، اجراي جنگ با اين گروه¬ها هم داراي هزينة بسيار كمتري بوده و هم زودبازده است. قدرت¬هاي برتر در جنگ¬هاي آينده از اين گروه¬ها در قالب نيروي زميني استفاده نموده و به علت هزينه و تلفات زياد، نيروي زميني خود را وارد جنگ نمي¬كنند، پس اين گروه-ها بازيگران مهم و اثرگذار جنگ آينده هستند. اين عامل با كسب 214 امتياز به‌عنوان چهاردهمين عامل تأثيرگذار شناخته شده است.

يكي از پاردايم¬هاي جنگي جديد كه در جنگ¬هاي اخير شكل گرفت جنگ نيابتي بود، در جنگ¬هاي اخير قدرت¬هاي سلطه¬طلب با تطميع گروه¬هاي تروريستي و حمايت همه¬جانبه از آن¬ها تمام تلاش خود را به¬كار گرفتند تا بتوانند از اين گروه¬هاي تروريستي به عنوان ابزاري جهت پيشبرد اهداف و اميال نامشروع خود استفاده نمايند. به¬طور مثال از اين گروه¬ها در جنگ سوريه و عراق به¬طور گسترده استفاده نمودند. همان¬طوري كه اجراي پارادايم جنگ مقاومت يكي از پاردايم-هاي جنگي توسط كشورهاي آزادي¬خواه و استكبارستيز بود، اجراي جنگ نيابتي هم توسط قدرت¬هاي زورگو و استعمارگر هم يك پاردايم جنگي جديدي بود كه در جنگ¬هاي اخير شكل گرفت. اين عامل با كسب 210 امتياز به عنوان پانزدهمين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

در ادبيات تحقيق اين مقاله 28 ويژگي براي جنگ آينده بيان شده است، يكي از اين ويژگي¬ها كه خيلي مهم و اثرگذار است اصل غيركشندگي جنگ آينده است. با توجه به اين¬كه رويكرد جنگ آينده از تخريب¬محور به تاثيرمحور تغيير نموده است، پس در جنگ¬هاي آينده نبايد به تلفات و كشتن نفرات توجه نمود بلكه بايد به ايجاد تاثير و تغيير رفتار در جامعه هدف توجه شود. يك جنك هرچقدر تلفات انساني و تجهيزاتي داشته باشد، نهايتاً تامين و جايگزين مي¬شود، اما اگر در طول جنگ يك فرهنگ غلط مثل بي-بندوباري نهادينه شود، اين فرهنگ هيچگاه از بين نمي¬رود. بنابراين يك از اصول جنگ آينده غيركشندگي فيزيكي است. اين عامل با كسب 205 امتياز به عنوان شانزدهمين و آخرين عامل تاثيرگذار شناخته شده است.

جدول شماره: 3 نتايج نهايي مقايسه تطبيقي جنگ 8 ساله و جنگ¬هاي اخير با جنگ¬ آينده

طيف  عومل  امتيازهرعامل  امتيازكل طيف  درصد طيف به كل
يك  جنگ 8ساله كلاسيك بود  330  2016  97/37
  جنگ 8ساله تابع نسل سوم جنگ بود  316   
  در جنگ 8 ساله ج.ا.ا. بر اساس شيوه-هاي اخلاقي و متعارف جنگيد   305   
  سناريو جنگ آينده تابع پارادايم تاثيرمحور است  300   
  جنگ آينده در محيط سيال جغرافيايي انجام مي¬شود  290   
  جنگ آينده به صورت مردم¬پايه است  285   
  جنگ آينده تابع نسل چهارم جنگ است  280   

شماره 2

  در جنگ 8 ساله برتري از نظر عِده و عُده با رژيم بعث صدام بود   270  1875  31/35
  جنگ 8 ساله در فضاي نابرابر انجام شد  260   
  در جنگ 8 ساله رژيم بعث صدام از روش-هاي نامتعارف استفاده نمود    248   
  جنگ¬هاي اخير كشورهاي ضعيف تابع نسل سوم جنگ بود  230   
  پارادايم جنگ مقاومت در جنگ¬هاي اخير شكل گرفت  225   
  پارادايم جنگ¬هاي اخير ناهمطراز بود  218   
  در جنگ آينده گروه¬هاي فراملي و فروملي بازيگر مهمي هستند  214   
  در جنگ¬هاي اخير قدرت¬هاي برتر از گروه¬هاي تروريستي براي جنگ نيابتي استفاده كردند  210   
سه  غيركشندگي يكي از اصول جنگ آينده است  206  827  58/15
  در جنگ 8 ساله از نظر عده و عده برتري با ج.ا.ا. بود   180   
  در جنگ آينده نقش مردم كمرنگ است  156   
  در جنگ آينده گروه¬هاي فراملي و فروملي بازيگر مهم نيستند  145   
  جنگ آينده بر اساس رويكرد تخريب¬محور انجام مي¬شود   140   
چهار  در جنگ 8 ساله عراق از روش¬هاي متعارف و اخلاقي استفاده نمود  136  453  8/53
  در جنگ¬هاي اخير روش قدرت¬هاي صعيف تابع نسل چهارم جنگ بود  120   
  پارادايم حاكم بر جنگ¬هاي اخير ناهمگون بود  105   
  در جنگ¬هاي اخير قدرت¬هاي ضعيف از گروه¬هاي تروريستي براي جنگ نيابتي استفاده كردند   92   
پنج  در جنگ 8ساله ج.ا.ا. از روش¬هاي غير اخلاقي و نامتعارف استفاده كرد  69  138  60/2
  در جنگ آينده محيط جغرافيايي ثابت است  69   
ميانگين  -  19/204  8/1061  -
جمع كل  -  5309  -  99/99

نمودار شماره: 1 تاثير گذارترين عومل طبق جدول شماره: 3
 

4- نتيجه¬گيري و پيشنهادات

(1)- نتيجه¬گيري

پس از تجزيه و تحليل يافته¬هاي تحقيق و با توجه به نظر خبرگان و صاحب¬نظران مهمترين نتايج جنگ 8 ساله رژيم بعث عراق عليه ج.ا.ا. ايران عبارتند از:

الف- در 8 سال دفاع مقدس ج.ا.ا. برمبناي ايدئولوژي، آموزه¬هاي ديني- اسلامي و منويات امام خميني(ره) و در يك فضاي متعارف جنگيد، به همين دليل از روش¬هاي نامتعارف و غير اخلاقي استفاده ننمود.

ب- ارتش بعث عراق در يك فضاي نابرابر و نامتعارف جنگ را ادامه داد.

پ- ج.ا.ا. ثابت نمود بدون اتكاء به قدرت¬هاي خارجي(ساير كشورها) و با اتكاء به قدرت دروني خود(قدرت درون¬زا) و استفاده از تئوري¬ها و روش¬هاي داخلي مي¬شود با دشمن خارجي جنگيد.

ت- جنگ تحميلي 8 ساله ثابت نمود كه برنده جنگ كشوري است كه حق¬به¬جانب باشد. علي¬رغم حمايت¬هاي گسترده ساير دولت¬ها و قدرت¬هاي برتر از ارتش بعث عراق، چون سربازهاي عراق احساس حق نمي¬كردند، بازنده جنگ بودند. ث- جنگ تحميلي 8 ساله ثابت نمود كه عوامل ژئوپليتيكي و ژئواستراتژي به خصوص جغرافياي جنگ نقش بسيار مهمي در كسب پيروزي دارند.

ج- پس از پايان جنگ تحميلي هدف جنگ و معني پيروزي نسبت به ادوار گذشته متفاوت شد.

1- 4. در رابطه با اولين سوال فرعي تحقيق راه¬كارهاي زير ارائه مي¬گردد

الف- جنگ رژيم بعث صدام عليه ج.ا.ا. آخرين جنگ نسل سوم و كلاسيك سنتي بود كه در يك فضاي نابرابر و نامتعارف انجام شد. رژيم بعث عراق از نظر عِده و عُده برتري داشت و از روش¬ها غيراخلاقي و سلاح¬ها نامتعارف استفاده نمود.        ب- در 8 سال دفاع مقدس ج.ا.ا. برمبناي ايدئولوژي، آموزه¬هاي ديني- اسلامي و منويات امام خميني(ره) و در يك فضاي متعارف جنگيد، به همين دليل از روش-هاي نامتعارف و غير اخلاقي استفاده ننمود. مهمترين پارادايم¬ حاكم بر جنگ 8 ساله رژيم بعث عراق عليه ج.ا.ا.، پارادايم مادر جنگ كلاسيك (سنتي و مدرن) بود.

2- 4. در رابطه با دومين سوال فرعي تحقيق راه¬كارهاي زير ارائه مي¬گردد

جنگ هاي اجرا شده طي 25 سال گذشته بر اساس ويژگي¬ها و پارادايم-هاي نسل سوم و نسل چهارم جنگ(تركيبي) بوده است. به دليل وجود اختلاف فن¬آوري، جنگ¬هاي اخير به صورت ناهمطراز اجرا شده است. استفاده از گروه¬هاي تروريستي منطبق بر محورهاي اختلاف مذهبي، قومي و قبيله¬اي و جنگ¬هاي نيابتي طي 25 سال اخير نه¬تنها باعث ايجاد ثبات و امنيت نشده، بلكه باعث ايجاد هرج و مرج و ناامني، شكنندگي و بي ثباتي امنيت شده است.

3- 4. در رابطه با سومين سوال فرعي تحقيق راه¬كارهاي زير ارائه مي¬گردد

جنگ آينده بر اساس ويژگي¬هاي نسل چهارم و سبك غيركشنده كه نوعي پارادايم عمليات تاثيرمحور است به صورت مردم¬پايه اجرا مي¬گردد. جنگ آينده در محيط سيال جغرافيايي با محوريت گروه-هاي ملي و فراملي انجام مي¬شود.

(2)- پيشنهادها

الف- در جنگ 8ساله كاربرد پياده نظام و جنگ زميني (زمين¬پايه) مبناي اساسي جنگ بود، اما در جنگ آينده پيشنهاد مي¬گردد، به-كارگيري نيروهاي نظامي به خصوص پياده نظام به حداقل ممكن كاهش يابد و به جنگ درياپايه، هواپايه و مردم¬پايه توجه بيشتري به عمل آيد.
الف- پارادايم جنگ رواني و جنگ اطلاعاتي ، از پارادايم¬هاي ثابتي هستند كه در جنگ 8ساله و كليه¬ي جنگ¬هايي كه طي 25 سال گذشته به وقوع پيوسته، اجرا شده است. بنابراين پيشنهاد مي¬گردد، در سناريوهاي جنگ¬ آينده به اين پارادايم¬ها توجه بيشتري به عمل آيد.
ب- تعريف جنگ آينده و ويژگي¬هاي آن كه در انتهاي ادبيات تحقيق به آن اشاره شده به عنوان تعريف مصوب منتشر شود. پ- فرهنگ مقاومت حاصل 8 سال مقاومت دليرانه¬ي مردم ايران در مقابل جبهه غرب و حاميان رژيم بعث عراق بود، پيشنهاد مي¬گردد در جنگ¬ آينده از پارادايم جنگ مقاومت جهت مقابله با پارادايم جنگ نيابتي استفاده شود.

منابع:

1.  قرآن مجيد، سوره مباركه، بقره و انفال و مائده و انعام.
2.  نهج¬البلاغه، خطبه 26، فراز 5 و خطبه 27.
3.  بيانات فرماندهي معظم كل قوا، در جمع زائران حرم رضوي، مورخه 1/1/1392، قابل دسترسي در وبگاه  www.khamenei.ir.
4.  بيانات فرماندهي معظم كل قوا، در ديدار فرماندهان سپاه، مورخه 29/6/1369، قابل دسترسي در وبگاه    www.khamenei.ir.
5.  حسن¬بيگي، ابراهيم(1390) مديريت راهبردي، تهران انتشارات دانشگاه عالي دفاع ملي.
6.  حيدري، كيومرث(1391) جنگ آينده، تهران انتشارات عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران.
7.  ضيايي¬بيگدلي، محمدرضا(1373)، حقوق جنگ، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.
8.  رضايي، بهرام(1392) عمليات رواني، تهران انتشارات دافوس آجا.
9.  زهتاب¬سلماسي، يعقوب(1390) جنگ آينده، تهران انتشارات دافوس آجا.
10.  شجاعي، شهرام(1393) جلسه خبرگي معاونت اطلاعات و امنيت ستاد كل نيروهاي مسلح.
11.  كرفلد، مارتين فان(1386) تغيير ماهيت جنگ، انتشارات موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي.
12.  كرامت¬زاده، عبدالحميد(1388) عمليات تاثيرمحور- نظريه و كاربرد، تهران انتشارات مركز آينده¬پژوهي علوم و فناوري دفاعي  مؤسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي.
13.  منزوي، مسعود(1388) عمليات تاثيرمحور، تهران انتشارات مركز آينده¬پژوهي علوم و فناوري دفاعي  مؤسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي.
14.  محرابي، غلامرضا(1393) جلسه خبرگي معاونت اطلاعات و امنيت ستاد كل نيروهاي مسلح.
15.  محمدي¬نجم، سيد حسين(1387) بعد پنجم جنگ، تهران انتشارات مركز آينده¬پژوهي علوم و فناوري دفاعي  مؤسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي.
16.  مطالعات گروهي (1393)  تدوين راهبردهاي دفاع همه جانبه در جنگ احتمالي آينده دوره هفتم سياست دفاعي، تهران دانشگاه عالي دفاع ملي.
17.  Mary C. Fitzgerald, (1994)“The Russian Military’s Strategy for Sixth Generation Warfare, Andrew F. Krepinevich, “Cavalry to Computer: The Pattern of Military Revolution”, the National Interest.
18.  Robert David Steele (2011), The Asymmetric Threat, JFQ, summer-winter.
19.  William S. Lind: (2012)“Understanding Forth Generation War”, Military Review.
20.  Ringland, Gill, (2004) Scenario planning,managing for the future.
21.  Michael Rubin (2007), Asymmetrical Threat Concept and its Reflectiond on International

 

 

منبع: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد