دوشنبه, 08 آذر 1400
شناسه خبر:5698

نگرش‌ كلي‌ بر نقش‌ جنگ‌ در ظهور و شكل‌گيري‌ نيروهاي‌ دفاعي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

چكيده:

مقاله‌ حاضر برپايه‌ نگراني‌ نسبت‌ به‌ فرآيند بي‌توجهي‌ و غفلت‌ نسبت‌ به‌ تجربه‌ جنگ‌ با عراق و با هدف‌ گشايش‌ بررسي‌ و تدوين‌ تجربه‌ جنگ‌ ايران‌ و عراق شكل‌ گرفته ‌است‌. چگونگي‌ تأثير آغاز و ادامه‌ جنگ‌ بر مراحل‌ و روند شكل‌گيري‌ نيروي‌ نظامي‌ بعد از انقلاب‌، وجود تهديدها و كانون‌هاي‌ بحراني‌ در محيط‌ امنيتي‌ ايران‌ و احتمال‌ مداخله‌ نيروهاي‌ خارجي‌ درمنطقه‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ و ضرورت‌ انجام‌ اين‌ بررسي‌، مهم‌ تلقي‌ شده ‌است‌.

برپايه‌ اين‌ ملاحظات‌، در واقع‌ آنچه‌ در اين‌ مقاله‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌، بررسي‌ رابطه‌ ميان‌ آغاز و ادامه‌ جنگ‌ با ظهور و شكل‌گيري‌ نيروي‌ نظامي‌ ايران‌ است‌.

در رابطه با رويكرد كلي آنچه كه در تحليل و ارزيابي تجربيات نظامي حاصل از جنگ هشت‌ساله ايراد و عراق قابل ملاحظه و تا اندازه‌اي نگران‌كننده مي‌باشد، اين است كه مجموعه‌اي از عوامل گوناگون موجب نوعي بي‌توجهي به تجربيات گران‌قدر حاصل از اين رويداد بزرگ‌شده است.

اين مجموعه عوامل عبارت‌اند از: تحولات نظامي ماه‌هاي پاياني جنگ، چگونگي پايان جنگ، جنگ متحدين به رهبري امريكا عليه عراق، پيروزي قدرتمندانه بر عراق، و ادامه تبليغات امريكا پيرامون اين پيروزي، و بالاخره مهم‌تر از همه گسترش ادبيات جديد در حوزه و ماهيت جنگ آينده با تكيه بر فن‌آوري نظامي و انقلاب در عرصه ارتباطات و اطلاعات.

مسئله نگران‌كننده آن است كه به جاي نظريه‌پردازي در اين زمينه، تحت تأثير تحولات و شرايط جديد اين سرمايه و تجربه با ارزش و پرهزينه به فراموشي سپرده شود.

اساساً تجربه جنگ ايران و عراق به عنوان تنها تجربه لگامي نيروهاي انقلابي حاكم بر ايران، تا آينده‌اي بسيار دور به طور مستقيم و غيرمستقيم تأثيرات تعيين‌كننده‌اي بر تفكر استراتژيك ملي خواهد داشت. نگاهي گذرا به كشورهايي كه سابقه جنگ ملي را در تاريخ خود دارند، نشان‌دهنده آن است كه اين مؤلفه در چگونگي رفتار نظامي-دفاعي اين كشور به طور اساسي نقش داشته، و با تكيه بر اين ذهنيت است كه رفتار و قدرت نظامي خود را سازمان‌دهي مي‌نمايند.

چنانكه آمريكايي‌ها بر پايه تجربيات جنگ ويتنام، به نحو كاملاً چشمگير و گسترده‌اي به نظريه‌پردازي و تصميم‌گيري پرداختند، به‌گونه‌اي كه حتي در برخي موارد به زياده‌روي در اين امر متهم شدند. هم اكنون نيز طي كمتر از يك دهه، حجم مطالب منتشره در خصوص زمينه‌هاي جنگ متحدين به رهبري آمريكا عليه عراق، سه برابر حجم مطالب منتشره در مورد جنگ جهاني دوم با سابقه بيش از پنج دهه مي‌باشد.

مقاله حاضر بر پايه نگراني نسبت به فرآيند بي‌توجهي و غفلت از تجربه جنگ با عراق، و با هدف گشايش در خصوص بررسي و تدوين تجربه جنگ ايراد و عراق شكل گرفته است. بررسي چگونگي تأثير آغاز و ادامه جنگ بر مراحل و روند شكل‌گيري نيروي نظامي بعد از انقلاب، از اولين گام‌ها در اين راستا مي‌باشد.

چنين اقدامي ضمن اينكه در غني‌سازي ادبيات موجود نقش اساسي خواهد داشت، مي‌تواند منجر به اشراف و كنترل بر روند كسب آمادگي جمهوري اسلامي ايران براي رويارويي با هرگونه تهديد احتمالي در آينده باشد. وجود تهديدها و كانون‌هاي بحراني در محيط امنيتي ايران، و احتمال مداخله نيروهاي خارجي در منطقه، ضرورت انجام اين بررسي را دو چندان مي‌سازد.

بر پايه اين ملاحظات، در واقع آنچه در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته، بررسي رابطه ميان آغاز و ادامه جنگ با ظهور و شكل‌گيري نيروي نظامي ايران مي‌باشد. به عبارت ديگر، مقاله در جستجوي پاسخ به اين پرسش اساسي است كه ‌«جنگ چه تأثير و نقشي در ظهور و شكل‌گيري قدرت نظامي ايران داشته است؟» در پاسخ به اين پرسش از دو روش مي‌توان استفاده كرد:

روش اول، از طريق نحوه ارزيابي دولت عراق از قدرت نظامي-دفاعي جمهوري اسلامي ايران قبل از حمله، تصميم به آغاز حمله به ايران، و چگونگي عكس‌العمل جامعه ايران در قبال حمله مي‌باشد. از درون اين فرآيند است كه اين ديدگاه جواب خود را ارائه مي‌دهد.

روش دو‌م، نقطه عزيمت خود را آغاز انقلاب قرار داده و به جنگ به عنوان يك نقطه عطف در اين فرآيند توجه دارد. در اين روش مؤلفه‌هاي داخلي اساسي‌تر بوده، و در سايه اين مؤلفه‌هاست كه رفتار بازيگران خارجي نيز ارزيابي مي‌شود. بر اساس روش نخست، مي‌توان با توجه به تصور و ذهنيت رهبران عراق در تصميم‌گيري آن‌ها براي شروع جنگ، دو مؤلفه مهم زير را مهم و مؤثر دانست:

1. وضعيت داخلي ايران بعد از فروپاشي سلطنت، و تضعيف مؤلفه قدرت نظامي در ايران؛

2. بي‌ثباتي حامل از شرايط انقلاب.

اين ديدگاه، تشريح مقاومت و عكس‌العمل مردمي در برابر حمله ارتش عراق را نقطه شروع هرگونه بحث و بررسي قرار داده و با توسل به اين موضوع است كه سازوكارهاي شكل‌گيري قدرت دفاعي ايران را توضيح مي‌دهد. در اين روش، جنگ به‌عنوان يك عامل بيروني و متغير اصلي در ايجاد تحولات فرض شده است، و ساير عوامل و روند مؤثر در پيدايش زمينه‌هاي ذهني و عيني ايجاد نيروي دفاعي، به‌عنوان متغير وابسته مورد تأكيد قرار مي‌گيرند.

بر اساس روش دوم، ضمن توجه به اين عوامل و با فرض ضرورت تشكيل نيروي دفاعي و امنيتي براي حفظ يك انقلاب و دغدغه و نگراني رهبران انقلابي براي پاسداري از آن در برابر تهديدات داخلي و خارجي، در واقع شرايط ذهني شكل‌گيري نيروي دفاعي انقلاب توضيح داده مي‌شود، و شرايط عيني نيز كه با وقوع رخدادهاي امنيتي در شهرها و برخي از مناطق كشور فراهم مي‌گرديد.

روش دوم از اين جهت از روش اول برتر است كه رويكرد آن دروني، و منطبق با منطق شكل‌گيري نيروهاي دفاعي پس از پيروزي انقلاب مي‌باشد و در نهايت مباحث مطروحه در رويكرد اول را هم در بر مي‌گيرد.

منبع: فصلنامه سياست دفاعي

 

 

منبع:

1. مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد