دوشنبه, 08 آذر 1400
شناسه خبر:5634

عملكرد هوانيروز طي نخستين سال دفاع مقدس با تأكيد بر منطقه عملياتي غرب

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

چكيده:

تحرك بالا كه يكي از ويژگي‌هاي برجسته هوانيروز است، باعث گرديد تا اين نيرو به‌مثابه يك نيروي واكنش سريع، طي روزهاي نخستين تجاوز عراق به ميدان آمده و كارايي عملياتي فوق‌العاده‌اي از خود به نمايش بگذارد و بتواند تا حد زيادي مانع پيشروي دشمن در سراسر مرزهاي غربي شود.

درواقع، هجوم ارتش عراق به كشور جمهوري اسلامي ايران با اين فرض طرح‌ ريزي‌شده بود كه ارتش، در نظام جديد ايران، يعني جمهوري اسلامي، ضعيف گرديده و فاقد توان و كارايي رزمي لازم جهت مقابله است. در حقيقت ناكام گذاردن ارتش عراق در استفاده از اصل غافلگيري و از بين بردن و تثبيت و زمين‌گير نمودن نيرو‌هاي دشمن در شرايط جنگي، يكي از ويژگي‌هاي عمليات‌هاي هوانيروز در اوايل دفاع مقدس به‌حساب مي‌آيد. لذا پس از شروع جنگ تحميلي، هوانيروز، به‌صورت گسترده در پشتيباني از يگان‌هاي زميني، وارد عمل شد و با داشتن تحرك صددرصد توانست علاوه بر كند كردن پيشروي دشمن، نقش انكارناپذيري در تثبيت و انهدام نيروها و ادوات زرهي دشمن ايفا نمايد.

بر اين اساس، مقاله حاضر در پي پاسخ به اين سؤال مي‌باشد كه عملكرد هوانيروز طي نخستين سال دفاع مقدس در راستاي تثبيت و انهدام متجاوز در منطقه عملياتي غرب كشور چگونه بوده است؟

هدف اين مقاله تبيين عملكرد هوانيروز در راستاي تثبيت و انهدام دشمن طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه عملياتي غرب مي‌باشد. نوع تحقيق كاربردي و روش تحقيق تاريخي با رويكرد كيفي بوده و با بهره‌گيري از اسناد و مدارك، خاطرات رزمندگان و كتابخانه تخصصي اطلاعات لازم جمع‌آوري‌شده است.

نتايج حاصل بيانگر اين است كه عملكرد هوانيروز طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه عملياتي غرب بسيار مطلوب بوده است؛ و عملكرد بسيار مطلوب هوانيروز يكي از عوامل تثبيت و انهدام دشمن طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه عملياتي ‌غرب بوده است.

واژگان كليدي: دفاع مقدس، نيروي زميني، هوانيروز، منطقه ‌غرب

1 مقدمه

اساساً در عمده تحليل‌هايي كه از موضوع مهم، اساسي و سرنوشت‌ساز تثبيت و انهدام دشمن در روزهاي آغازين جنگ به عمل مي‌آيد، نقش ارتش و به‌ويژه نقش ممتاز و مؤثر هوانيروز مغفول واقع مي‌گردد. درصورتي‌كه در شرايط نه‌چندان مطلوب يگا‌ن‌هاي زميني نزاجا در روزهاي اول جنگ تحميلي، هوانيروز نقش تعيين‌كننده‌اي در مقابله با يگان‌هاي زرهي و مكانيزه متجاوز به‌ويژه در جبهه مياني يعني غرب كشور ايفا نموده است.

با شروع جنگ تحميلي، هوانيروز به دليل برخورداري از ناوگان بزرگ بالگردي، به‌سرعت حضور خود را در همه جبهه‌ها نمايان ساخت. ابو غزاله، وزير دفاع سابق مصر در كتاب جنگ ايران و عراق از نگاه ديگران مي‌گويد: «هليكوپترهاي مسلح ايران از نوع كبري، در ابتداي عمليات (شروع دفاع مقدس) به طرز چشمگيري كفايت عملياتي خود را به نمايش گذاشتند»(ابو غزاله، 1380: 100) يكي از ويژگي‌هاي هوانيروز، طي نخستين روزهاي شروع دفاع مقدس، تحرك بالا به‌عنوان يك نيروي واكنش سريع بود و به همين علت توانست تا حد زيادي مانع پيشروي دشمن در سراسر مرزهاي غرب شود.

«نيروهاي هوانيروز به‌ندرت تنها مي­ جنگند و معمولاً همراه ساير نيروهاي رزمي و پشتيباني به كار گرفته مي­ شوند» (دوپويي، مترجم ايزدي، 1380: 254) اما با توجه به شرايط آن زمان هوانيروز تنها با اتكا به پشتيباني خود، با انهدام نيروها و ادوات زرهي دشمن و تثبيت و زمين‌گير نمودن آن‌ها در حوالي مرزهاي غربي، ۱۵ روز حياتي و زمان طلايي را از ارتش عراق گرفت. تيم‌هاي آتش هوانيروز، با حضور به‌موقع و در اسرع وقت در مناطق جنگي، جهنمي از آتش را براي واحدهاي زرهي عراق ايجاد كردند و سد مستحكمي را در مقابل نيروهاي عراقي به وجود آوردند.

ازآنجاكه هوانيروز در اكثر عمليات‌هاي دفاع مقدس به‌ويژه در منطقه غرب كشور نقش مؤثري را ايفا نموده است و از طرفي با توجه به مغفول ماندن عملكرد هوانيروز در راستاي تثبيت و انهدام دشمن طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه عملياتي غرب، در اين مقاله سعي گرديده است جايگاه اين نيرو به‌درستي تبيين شود. اين امر موجب مي‌گردد فرماندهان، توانمندي و قابليت‌هاي هوانيروز را خوب بشناسند و در جنگ‌هاي آينده، بهره‌برداري خوب و سازنده‌اي از آن به عمل‌آورند. از سويي تلاش گرديده نقش مثبت و مؤثر آن در نخستين سال دفاع مقدس از منظر آينده‌پژوهي براي نسل آينده و افسران جوان و خلبانان اين مرز و بوم به‌خوبي تبيين شود و آموزه‌ها و تجارب حاصله به نسل كنوني و آينده منتقل گردد.

2- مباني نظري

هوانيروز يكي از يگان‌هاي واكنش سريع نزاجا است كه در منطقه عملياتي غرب از روز 31 شهريور 1359، به‌صورت گسترده در پشتيباني از يگان‌هاي زميني وارد عمل شد و علاوه بر كند كردن پيشروي دشمن، نقش انكارناپذيري در تثبيت و انهدام نيروها و ادوات زرهي دشمن ايفا نمود.


در اولين روز جنگ تحميلي و آغاز تجاوز نظامي عراق به كشورمان، از طرف ستاد فرماندهي هوانيروز امريه‌اي به پايگاه‌هاي هوانيروز صادر شد و بر اساس آن فرماندهان موظف گرديدند؛ كليه امكانات خود را جهت مقابله با نيروهاي متجاوز آماده نمايند. (امريه شماره 113 - 1/27-1104 = 31/6/1359 هوانيروز)

وقوع غائله كردستان قبل از شروع حمله سراسري ارتش بعثي عراق به مرزهاي كشور جمهوري اسلامي ايران، موجب گرديده بود بالگردهاي هوانيروز از آمادگي رزمي مناسبي برخوردار باشند، به‌گونه‌اي كه همواره كليه بالگردها ازلحاظ تعمير و نگهداري، عملياتي و آماده انجام مأموريت بودند. ضمن آنكه خلبانان و كاركنان فني نيز از تجربه مناسبي جهت انجام مأموريت در مناطق كوهستاني برخوردار شده و با شروع تهاجم ارتش بعث عراق، هوانيروز يكي از يگان‌هاي نزاجا بود كه توانست در كمترين زمان ممكن و با آمادگي مناسب در همه جبهه‌ها خصوصاً غرب كشور عليه دشمن وارد عمل شود.

حضور سريع 30 فروند از انواع بالگرد در پادگان لشگر 92 زرهي اهواز و 28 فروند در پايگاه هوايي دزفول و 15 فروند در پادگان ابوذر(سر پل ذهاب)، 9 فروند در گيلان غرب، هشت فروند در سومار، 12 فروند در ايلام در هفته اول شروع دفاع مقدس، از توانايي‌هاي بالقوه هوانيروز بود كه به منصه ظهور رسيد. (اسناد و مدارك موجود در معارف جنگ هوانيروز)

«هوانيروز از آن يگان‌هايي است كه در طول دفاع مقدس همه مأموريت‌هاي خود را با موفقيت انجام داد كه نتايج و تجارب خوبي براي ما به همراه داشت كه بتوانيم از آن‌ها براي آموزش‌ها و عمليات‌هاي بعدي خود استفاده كنيم» (آراسته، 1391: 17)

«اين يگان (هوانيروز) به‌عنوان بازوي مستحكمي با انواع بالگردهاي خود براي فرماندهان درصحنه‌هاي پيچيده و پرخطر جنگ به‌خوبي درخشيد. در مأموريت‌هاي محوله كه پشتيباني از نيروهاي خودي، شكار تانك‌ها و ادوات زرهي دشمن، جابجايي نيرو، تخليه مجروحين و شهدا، امدادرساني و غيره، بود موفق عمل نمود» (كياني،1383: 328) «جابجايي سريع كه از مقدورات مهم هوانيروز مي‌باشد، باعث گرديد كه پس از بمباران فرودگاه‌هاي كشور در تاريخ 31/6/1359 توسط هواپيماهاي عراقي و شروع جنگ تحميلي، تقريباً اولين يگان منظم عمل‌كننده باشد كه در مناطق غرب و جنوب مستقر و از روز دوم جنگ پروازهاي عملياتي خود را شروع نمايد.

به‌طوري‌كه نام هوانيروز با اكثريت عمليات‌هاي ارتش و سپاه پاسداران عجين گشته و در عمده صحنه جنگ، افتخارآفرين بوده است» (كريم زاده، 1388: 7) ابو غزاله، وزير دفاع سابق مصر در كتاب جنگ ايران و عراق از نگاه ديگران مي‌گويد: «هليكوپترهاي مسلح ايران از نوع كبري، در ابتداي عمليات (شروع دفاع مقدس) به طرز چشمگيري كفايت عملياتي خود را به نمايش گذاشتند» (ابو غزاله، 1380: 100)


امير سرلشكر حسين حسني سعدي در كتاب ناگفته‌هايي از روزهاي اول جنگ مي‌گويد:

«در ابتداي جنگ و از آنجاكه انسجام نيروها شكل نگرفته بود، هوانيروز بود كه يك‌تنه به واحدهاي عراقي هجوم مي‌برد» (حسينيا، 1391: 328) سرهنگ بازنشسته خلبان اردشير كريم زاده در كتاب حماسه‌هاي ماندگار در دفاع مقدس مي‌گويد: «در روز دوم جنگ بالگردهاي زيادي به منطق مرزي جهت مقابله با پيشروي دشمن اعزام گرديدند كه عبارت بودند از:

1 شش تيم آتش از بالگردهاي كبري به سرپرستي شهيد شيرودي به منطقه سرپل‌ذهاب (پادگان ابوذر)

2 چهار تيم آتش به منطقه گيلان‌غرب و در محلي بنام كاسه‌گران مستقر و مأموريت‌هاي خود را در محور خانقين– تنگاب، قصر شيرين– گيلان‌غرب و نفت‌شهر– گيلان‌غرب آغاز نمودند.

3 دو تيم آتش در منطقه چهل‌زري جهت محور مندلي – ميان‌تنگ – سومار مستقر گرديد.

4 پنج تيم آتش در تنگ قوچعلي در ايلام جهت محور ترساق – ميمك – سرني و محور مهران – كنجان‌چم – ايلام و محور مهران – دهلران مستقر گرديد.

5 دو تيم آتش در پايگاه آبدانان ايلام به‌منظور عمليات در محور موسيان و دهلران مستقر گرديد كه شهيد كشوري سرپرستي اين منطقه را بر عهده داشت.» (كريم زاده، 1388: 16)

پشتيباني از نيروهاي زميني جهت متوقف كردن دشمن در مواضع نامناسب در سال اول جنگ و رقم زدن پيروزي‌هاي راهبردي در روزهاي اوليه نبرد در ممانعت از رسيدن دشمن به اهداف ترسيم كرده، مهم‌ترين عملكرد هوانيروز در نخستين سال دفاع مقدس بوده است؛ بنابراين سال اول جنگ را مي‌توان سال موفقيت، پيروزي و تحميل اراده ملي به دشمن به‌حساب آورد.

هرچند سرزمين‌هاي زيادي در اين سال آزاد نشد ولي متوقف كردن دشمن در مواضع نامناسب پدافندي و بازداشتن او از رسيدن به اهدافي كه براي خود ترسيم كرده بود، بزرگ‌ترين موفقيت به شمار مي‌رفت ضمن اينكه همين اقدامات زمينه انجام عمليات‌هاي بزرگ سال دوم جنگ را فراهم نمود و در حقيقت بدون انجام اقدامات سال اول جنگ قطعاً اقدامات سال دوم نيز قابل انجام نبود. بي‌ترديد نخستين سال دفاع مقدس سال ميدان‌داري هوانيروز در سقف پروازي كوتاه در پشتيباني از نيروهاي زميني ايران در صحنه نبرد بوده است.

3- تجزيه‌ وتحليل

الف) عملكرد پايگاه رزمي هوانيروز كرمانشاه در منطقه عملياتي غرب طي نخستين سال دفاع مقدس

به‌رغم وجود نشانه‌هاي حمله سراسري عراق قبل از شروع آن و وجود طرح‌هاي پدافندي همچون طرح ابوذر و گوشزد نمودن قرائن و شواهد تك به مسئولين مربوطه، متأسفانه مسئولين دولت وقت اين موارد را جدي نگرفته و دستوري مبني بر توجه به ارتقاء آمادگي رزمي ارتش و يا پيش‌بيني اجراي طرح‌هاي پدافندي موجود به عمل نيامد. لذا پس از شروع حمله سراسري بالگردهاي هوانيروز در دسته‌هاي پروازي به‌ناچار به‌صورت مستقل وارد عمل مي‌شدند و با انجام شناسايي رزمي، در هر مكاني كه با نيروهاي دشمن برخورد مي‌كردند، با شليك راكت و موشك آن‌ها را به آتش مي‌كشيدند.


هدف اصلي خلبانان هوانيروز، ستون‌هاي زرهي در حال پيشروي عراق، متوقف نمودن و جلوگيري از پيشروي بيشتر آن‌ها بود. دلاورمردان هوانيروز با شناسايي محورهاي يادشده كه نيروهاي عراق بر روي آن‌ها در حال پيشروي بودند با تاكتيكي كه خود آن را ابداع نموده بودند و به عمليات «بكاو و بكش» معروف بود، با استفاده از ده‌ها فروند بالگرد شكاري كبرا به‌صورت تيم‌هاي آتش به نيروهاي عراق حمله مي‌بردند و با انهدام ستون‌هاي زرهي دشمن آن‌ها را وادار به توقف و در بعضي مناطق مجبور به عقب‌نشيني نمودند.


عملكرد پايگاه رزمي هوانيروز كرمانشاه در نخستين سال دفاع مقدس با تهاجم نيروي هوايي عراق به نقاط مهم و پايگاه‌هاي هوايي ازجمله پايگاه رزمي هوانيروز كرمانشاه در غرب، در ۳۱ شهريور آغاز گرديد.


يگانهاي نيروي زميني ارتش عراق، در غرب، از شمال قصرشيرين تجاوز سراسري خود را آغاز و پس از عبور از مرز و تصرف ارتفاعات بلند و سركوب منطقه به پيشروي خود به نواحي مركزي استان‌هاي ايلام و كرمانشاه ادامه دادند.

حضور به‌موقع بالگردهاي هوانيروز و پشتيباني مقتدرانه از يگان‌هاي نيروي زميني ارتش و مردم غيور منطقه و انهدام تعداد زيادي از تانك‌ها و نيروهاي دشمن، سبب گرديد تا آن‌ها ضمن پذيرش خسارات سنگين و تلفات زياد، متوجه حضور نيرويي به نام هوانيروز درصحنه نبرد گردند كه تا آن روز توجهي به توان رزمي آن ننموده بودند.

نيروهاي عراق كه هيچ نيروي دفاعي قابل‌توجهي را از نيروهاي ايران در سر راه خود فرض نكرده بودند با يك حركت غير تاكتيكي و به‌صورت راهپيمايي، از محور نفوذي غرب و جنوب كشور با تعداد زيادي از ادوات زرهي و مكانيزه به‌صورت ستون نظامي با پشتيباني نيروي هوائي خود وارد خاك جمهوري اسلامي ايران شدند. پروازهاي بي‌وقفه هوانيروز از چهار محور سر پل ذهاب، گيلان غرب- سومار و ايلام عليه نيروهاي دشمن و همچنين تداوم نبرد نيروي زميني، نيروي هوايي و نيروهاي مردمي، سبب گرديد تا عراقي‌ها با دادن تلفات سنگين و عدم توانايي درصحنه نبرد، نتوانند به اهداف از پيش تعيين‌شده خود دست يابند و سرانجام به آنچه كه در روزهاي اول و دوم جنگ به دست آورده بودند، بسنده كنند و در مواضع پدافندي اجباري قرار بگيرند. (اسناد و مدارك موجود در معارف جنگ هوانيروز)

به‌طوركلي در محورهاي غرب با توجه به كوهستاني بودن منطقه و وجود دهليزها و دره‌هاي فراوان و آشنايي خلبانان پايگاه كرمانشاه به مناطق پروازي، غالباً نيروهاي زرهي عراق كه متكي به جاده و به‌صورت ستون حركت مي‌كردند، از پشت سر و يا پهلوها مورد هجوم خلبانان كبري قرار مي‌گرفتند و معمولاً با شليك‌هاي اوليه، ابتدا و انتهاي اين ستون‌ها هدف قرار مي‌گرفتند و راه فرار بر آن‌ها بسته مي‌شد و در شليك‌هاي بعدي همه ستون منهدم مي‌گرديد» (كريم زاده، 1388: 17)
ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران در اطلاعيه شماره 74 خود نتيجه فعاليت‌هاي هوانيروز را در آن‌روزها چنين بيان مي‌كند.

«بسمه‌تعالي

هم‌ ميهنان عزيز و پرشور ايراني، اين بار مانند هميشه، هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران افتخاري بزرگ آفريد. در عمليات غرورآفرين هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران كه در ساعت 1530 روز گذشته، پنجم مهرماه 1359 در منطقه مرزي قصر شيرين اجرا گرديد، توسط رزمندگان دلير هوانيروز كه يگان‌هاي لشكر 81 كرمانشاه را پشتيباني مي‌كردند، چادرهاي مهمات عراقي به آتش كشيده شد و همچنين در عمليات پيروزمندانه ديگر، هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران در منطقه مرزي گيلان غرب و گردنو كه يگان‌هاي لشكر 81 را پشتيباني مي‌كرد، با دو گردان تانك ارتش عراق برخورد نمود كه براثر آتش سنگين تهاجمي هلي‌كوپترهاي جنگنده هوانيروز، 2 گردان تانك عراقي به‌كلي تار و مار و 48 دستگاه ادوات زرهي عراقي در اين درگيري نابود و منهدم گرديد و لاشه‌هاي تانك‌ها در مناطق مرزي به‌جاي مانده است»(روزنامه كيهان، 7/7/1359)

چهار روز قبل از شروع دفاع مقدس، در تاريخ 25/6/1359، به پايگاه رزمي هوانيروز كرمانشاه ابلاغ شد تا چهار فروند بالگرد كبرا و سه فروند بالگرد ترابري 214 را براي پشتيباني از تيپ 3 زرهي مستقر در سر پل ذهاب به اين منطقه اعزام كند. گروه مزبور پس از استقرار در پادگان ابوذر، در تاريخ 27/6/1359 مورد بازديد چند تن از افسران ارشد نيروي زميني و وزير دفاع وقت قرار گرفت و گروه بازديدكننده در اين ديدار هماهنگي‌هاي لازم را براي سركوب نيروهاي عراقي، با خلبان‌هاي هوانيروز انجام دادند. (اسناد و مدارك موجود در معارف جنگ هوانيروز)

در روز دوم تجاوز ارتش عراق، تعداد بالگردهاي هوانيروز به شش تيم آتش از بالگردهاي كبري به سرپرستي شهيد شيرودي در منطقه سرپل‌ذهاب (پادگان ابوذر) افزايش يافت. (همان) گروه اعزامي هوانيروز، پس از استقرار و تعيين تيم‌هاي آتش، ابتدا اقدام به شناسايي مناطق تحت نفوذ ارتش كرده، سپس آمادگي‌اش را براي انجام حملات هوايي، به فرمانده تيپ اعلام كرد. پس از تجاوز هوايي عراق، اولين دور حملات هوايي هوانيروز آغاز شد. تيم‌هاي آتش به فرماندهي ستوانيار خلبان علي‌اكبر شيرودي، در چندين نوبت از حملات، موفق شدند ضمن وارد آوردن ضربات مهلك بر پيكر ارتش عراق، با تلاش يگان‌هاي زميني ارتش، دشمن را مجبور به عقب‌نشيني به دامنه ارتفاعات قراويز نمايند. در اين عمليات (كه در روز دوم شروع دفاع مقدس انجام گرفت)، خلبان‌هاي هوانيروز موفق شدند، تعداد زيادي تانك، نفربر، خودرو و انواع ديگر ادوات جنگي عراق را نابود كرده و سنگرهاي آنان را منهدم كنند. (شاه‌ محمدي، 1389: 135)

ب) بخشي از خاطرات خلبانان پيشكسوت هوانيروز در خصوص عملكرد هوانيروز در نخستين سال دفاع مقدس

امير سرتيپ 2 خلبان محمود آذين در خاطرات خود طي روزهاي اول جنگ مي‌گويد: «روزهاي آخر مهرماه 1359 به‌اتفاق تني چند از اعضاء شوراي عالي دفاع جهت بررسي مناطق غرب به پادگان سر پل ذهاب رفتيم و در آنجا فرمانده تيپ در گزارش خود عنوان نمود درحالي‌كه من به‌عنوان فرمانده تيپ تعداد اندكي تانك در اختيار داشتم، با دلاور مردي خلبانان هوانيروز و با پايمردي نيروهاي تيپ، از سقوط حتمي سر پل ذهاب و پادگان ابوذر جلوگيري به عمل آمد» (كريم زاده، 1388: 16)


سرهنگ خلبان بازنشسته علي شيخ حميدي مي‌گويد:

«با شروع جنگ تحميلي در 31 شهريور 1359، به اعتقاد بنده فقط هوانيروز به‌صورت گسترده و نيروي هوايي در مقابل دشمن بعثي قد علم كرده بود. روز اول جنگ هوانيروز (پايگاه كرمانشاه) مورد حمله هوايي دشمن قرار گرفت و ما شروع به پراكنده كردن وسايل پرنده كرديم و فرداي آن روز اول مهر 1359، مجدداً پايگاه كرمانشاه موردحمله هوايي قرار گرفت. در آن زمان يادم هست كه رئيس‌جمهور وقت (بني‌صدر)، به دستور امام خميني (ره) به‌عنوان فرمانده كل قوا تعيين‌شده بود و به دستور بني‌صدر همان روز اول به يگان‌هاي زميني مستقر در پادگان‌هاي نزديك مرز دستور عقب‌نشيني تا كرمانشاه را داده بود.

چون نيروهاي عراق در حال حمله و جلو آمدن به سمت يگان‌هاي مذكور بودند. به يگان مستقر در پادگان ابوذر (سرپل ذهاب) دستور داده بودند كه هر آنچه را كه مي‌توانند تخليه كنند و درب انبارهاي مهمات كه در اطراف پادگان ابوذر بود را باز بگذارند تا هوانيروز به‌وسيله هلي‌كوپترهاي كبرا آن‌ها را منهدم كنند تا بدست دشمن نيفتد. روز دوم مهر دو فروند بالگرد هجومي كبرا از كرمانشاه به سرپرستي شهيد شيرودي به پادگان ابوذر اعزام شدند تا انبار مهمات آنجا را پس از تخليه پادگان منهدم كنند.

فرداي آن روز يعني روز سوم مهر، صبح زود مجدداً به پايگاه هوانيروز كرمانشاه حمله هوايي شد كه يكي از هواپيماهاي عراقي توسط پدافند مستقر در منطقه مورد اصابت قرار گرفت كه همان هواپيما پس از برخورد با سقف يكي از انبارهاي پايگاه مستقيماً به منزل شيرودي كه روبروي منزل ما قرار داشت برخورد كرد من بلافاصله دنبال همسر شهيد شيرودي و فرزند وي كه از منزل خارج‌شده بودند و بيرون از منزل در يك جوي آب پناه گرفته بودند رفتم و پس از آرام كردن آن‌ها را به منزل خود پيش همسرم آوردم البته منزل ما هم كلاً پر از شيشه و خاك بود من بلافاصله به پايگاه رفتم ساعت0530 بامداد بود فرمانده پايگاه به من مأموريت داد كه يك فروند كبرا برداشته و به سرپل ذهاب بروم و شيرودي به پايگاه برگردد.

من به منزل خودم آمدم و به همسر خود گفتم به هر طريقي شده خود به‌تنهايي تهران برود چون از دست من كاري برنمي‌آمد من بلافاصله با يك فروند كبرا به سرپل ذهاب رفتم و به شيرودي گفتم كه به كرمانشاه برگردد ولي قبول نكرد و به من گفت خوب شد كه آمدي توهم پيش من بمان تا به‌جاي دو فروند با سه فروند مأموريت را انجام بدهيم. من مجبور شدم كه واقعه برخورد هواپيما با منزل ايشان را بوي بگويم.

شيرودي پس از اصرار زياد، كه من واقعيت را بگويم كه آيا همسر و فرزندانشان سالم هستند يا نه؟ من به وي گفتم كه آن‌ها مشكلي ندارند و شيرودي به من گفت كه نمي‌خواهد به كرمانشاه برگردد و به من گفت بيا بجاي اينكه انبار مهمات پادگان را بزنيم يك سورتي پرواز جهت سركوب دشمن كه نزديك شهر سرپل ذهاب بودند، انجام بدهيم و پس‌از آن در سورتي‌هاي بعدي انبار مهمات را بزنيم من هم قبول كردم.

ما يك سورتي پرواز كرديم دو فروند نان‌تاو (بدون موشك تاو) و يك فروند تاو بوديم. نمي‌دانم چرا هيچ گلوله‌اي به ما اصابت نكرد و ما خيلي راحت شروع كرديم به انهدام تجهيزات دشمن و نابود كردن نفرات به‌قدري هيجان ما را فراگرفته بود كه وقتي براي مهمات گيري به پادگان سرپل ذهاب برگشتيم، شيرودي امريه رئيس‌جمهور را از جيب خود درآورد و با ناسزا گفتن به وي امريه را پاره كرد. من به وي گفتم اين كار تو لغو دستور رئيس‌جمهور است و ايشان گفتند كه او دارد خيانت مي‌كند.

خلاصه اينكه ما با سه فروند حدود چهار روز جلوي ارتش عراق را در محورهاي قصر شيرين- سرپل ذهاب و قصرشيرين- گيلان غرب را نه‌تنها گرفته بلكه آن‌ها را مجبور به عقب‌نشيني كرديم. نيروهايي كه عقب‌نشيني مي‌كردند را متقاعد به برگشت كرديم و پس از چهار روز، از كرمانشاه كبراهاي بيشتري به ما ملحق شدند و ما به مدت يك ماه و شايد بيشتر هر روز چيزي حدود بين 7 تا 9 ساعت در روز پرواز مي‌كرديم. در پادگان سرپل ذهاب هيچ امكاناتي وجود نداشت.

برق قطع بود، غذا فقط به‌صورت كنسرو داشتيم، بدون نان. حمام وجود نداشت و ... اين خلاصه چند روز اول جنگ بود چه برسد به سال اول جنگ.» (مصاحبه نويسنده با سرهنگ خلبان بازنشسته علي شيخ‌حميدي در مورخه 29/7/94)


سرتيپ2 خلبان ايرج آسوار مي­ گويد:

«هم‌زمان با رسيدنم به پايگاه كرمانشاه، چند فروند هواپيما وارد آسمان شهر شدند و بمب‌هايشان را فروريختند. همه متحير و حيران، با دلهره و اضطراب به سمت جوي‌هاي آب دويدند. اولين بار بود انفجارها را از نزديك مي‌ديدم و صدايشان را مي‌شنيدم. پس از رفتن هواپيماهاي عراقي، از طرف فرمانده پايگاه به من دستور داده شد تا هرچه سريع‌تر، با چند فروند بالگرد به سرپل ذهاب بروم. روز چهارم آغاز جنگ وارد ميدان نبرد شدم. ابتدا يك پرواز شناسايي بر روي ارتفاعات كوره موش و ارتفاعات مشرف‌به شهر سرپل ذهاب انجام دادم و سپس همراه گروه آتش، به شكار تانك رفتم.

چون از پشت ارتفاعات موشك‌ها را شليك مي‌كرديم، ازاين‌رو دشمن سردرگم بود از كدام نقطه ضربه مي‌خورد. زمان پرواز 15 دقيقه بيشتر طول نمي‌كشيد؛ بنابراين، دشمن فكر مي‌كرد ده‌ها فروند بالگرد در منطقه حضور دارد. هيچ‌كس خستگي احساس نمي‌كرد. در كمتر از دو سه ساعت، بيش از 30 الي 40 دستگاه تانك و نفربر و خودرو را با موشك و راكت زديم. وضع طوري شده بود كه تانك‌ها قدرت فرار هم نداشتند. (شاه‌محمدي، 1389: 70)

مرحوم سرهنگ خلبان صفر پايخان مي­ گويد: «هيچ‌وقت اولين دور پرواز بر روي منطقه را از ياد نمي‌برم. تا منطقه «كل داود»، هنوز باور نداشتم جنگي شروع شده است، اما وقتي به شهر سرپل ذهاب رسيديم، متوجه تعدادي از نفربرهاي عراقي شدم كه در فاصله چند كيلومتري از شهر، ايستاده بودند. تعداد زيادي هم روي جاده در حال حركت بودند. از چند نقطه، دود و آتش به هوا مي‌رفت، در آن لحظه هيچ معياري براي ارزيابي روح و روانم نداشتم.

موقع تيراندازي، دستم لرزيد و هيچ‌كدام از راكت‌هايم به هدف نخورد. ترس نبود، باور موضوع برايم سخت بود و باعث شد تا دست ‌و پايم را گم كنم. در دور دوم موفق شدم با اولين شليك، نفربري را منهدم كنم. اكبر (شهيد علي‌اكبر شيرودي) صلواتي فرستاد و داد كشيد «ادامه بده» آن‌قدر خوشحال بودم كه نزديك بود بالگردم به دامنه ارتفاع برخورد كند.

با انهدام اولين نفربر، روي صورت‌مسئله خط كشيدم و بدون آن‌كه دنبال «چراها» بگردم، توانستم با روحيه‌اي مضاعف، به نبرد عليه نيروهاي دشمن ادامه دهم، عراقي‌ها هم با عكس‌العمل شان نشان دادند، اولين مقاومت ما را خوب حس كرده‌اند. روز سوم، با حمله بالگردهاي ضدتانك (مسلح به موشك تاو)، وضعيت جنگ به‌طور كامل به سود ما تغيير كرد. انهدام تانك‌ها سريع انجام مي‌شد و عراقي‌ها از ترس، تانك‌هاي سالم را رها مي‌كردند و به عقب مي‌كشيدند. مسير رفت‌وبرگشت از محل مهمات گيري تا هدف بيشتر از 10 دقيقه طول نمي‌كشيد كه با يك سوخت، بيش از ده بار پرواز مي‌كرديم.

از طلوع تا غروب آفتاب، يكسره مي‌رفتيم و برمي‌گشتيم، كسي خستگي را حس نمي‌كرد مگر اينكه سرش را روي زمين مي‌گذاشت، آن‌قدر بي‌حس و حال مي‌شديم كه چشم نبسته، خواب ما را با خود مي‌برد.» (شاه‌محمدي، 1389: 87)

از روز سوم مهر، بالگردهاي هوانيروز در منطقه موردبحث فعال شدند و به تانك‌ها و نفربرهاي عراقي حمله كردند. ورود ناگهاني اين نيروي رزمنده به صحنه پيكار، سبب وحشت نيروهاي عراقي گرديد، زيرا عراقي‌ها انتظار چنين عكس‌العملي را از نيروهاي ايراني نداشتند. هنگامي‌كه سربازان عراقي در محور سراب به سمت پادگان سرپل ذهاب درحركت بودند، عنصر مدافع زميني مهمي در مقابل آن‌ها قرار نداشت و در همين زمان تهاجم بالگردهاي رزمي به عده‌هاي دشمن توانست آثار فوق‌العاده مثبتي به وجود آورد و از سرعت پيشروي تانك‌هاي عراقي بكاهد. (ارتش در 8 سال دفاع مقدس، انتشارات ع.س.ا.ج.ا.ا، 1373: 86)

سرتيپ 2 بهروز صفري كيا مي­ گويد:

«در گروه 44 توپخانه اصفهان خدمت مي‌كردم و افسر آموزش گروه بودم. قبل از شروع جنگ تحميلي واحدهايي از يك گردان توپخانه 130 م م، يك گردان 155 م م و دو آتشبار پدافند هوايي 23 م م از گروه 44 به لشگر 81 زرهي كرمانشاه مأمور گرديده بودند تا در مناطق سر پل ذهاب و نفت شهر مورد استفاده قرار گيرند. اواخر شهريور 1359 به‌عنوان افسر رابط واحدهاي اعزامي به سر پل ذهاب رفتم و در روز يكم مهرماه به پادگان تيپ ابوذر رسيدم.

هجوم سنگين نيروهاي عراقي كه با پشتيباني آتش توپخانه و هواپيما همراه بود، صدمات زيادي به نيروهاي ما وارد آورده بود. در خارج از پادگان نيروي قابل‌توجهي نداشتيم و تنها تعداد محدودي از يگان‌هاي لشگر81 زرهي و مأمور در حال مقاومت بودند. يك گروه از بالگردهاي هوانيروز نيز در پادگان بودند كه بلا انقطاع بر روي نيروهاي دشمن پرواز مي‌كردند.

با هماهنگي فرمانده تيپ، با 8 عراده توپ 155 م م موجود يك آتشبار تشكيل دادم و در نزديك روستايي به نام دودكان پائين، بين پادگان و شهر سر پل ذهاب مستقر شدم و با دريافت اطلاعات از موقعيت نيروهاي دشمن توپ‌ها را به سمت آن‌ها هدايت مي‌كردم. بعدازظهر روز سوم بود كه ديدم يك خودروي جيپ آهو آمد، ستوان قدبلندي از جيپ پياده شد و پيش من آمد. مقداري آذوقه آورده بود، از من تشكر كرد كه داريم مقاومت مي‌كنيم و بعد گفت: جناب سروان، دستور تخليه پادگان را داده‌اند، مواظب باشيد كه محاصره نشويد، پس از رفتن آن‌ها به يكي از افسران زيرمجموعه گفتم كه مواظب يگان باشيد تا بروم و ببينم چه خبر است. وقتي به پادگان رسيدم، ديدم حقيقت دارد.

به‌طوري‌كه كليه سوابق تيپ اعم از پرونده‌ها و نقشه‌ها را جمع‌آوري كرده بودند و با يك فروند هلي‌كوپتر با روحاني عقيدتي سياسي به كرمانشاه فرستاده بودند، درحالي‌كه همه نگران بودند، خلبان قدبلندي كه بعد فهميدم ستوان شيرودي است پيش من آمد و اظهار داشت به من دستور داده‌اند پس از تخليه پادگان زاغه‌هاي مهمات را با هلي‌كوپترهاي موجود هدف قرار داده و منهدم نماييم تا به دست عراقي‌ها نيفتد و توصيه كردند كه به آتشبار برگردم و مقاومت كنم و قسم خوردند كه نخواهند گذاشت پادگان را تخليه نمايند. يكي دو روز بعد فرمانده تيپ تعويض شد. يك روز سرپرست جديد تيپ سرهنگ منصور مصلحي كه فرمانده توپخانه لشگر 81 زرهي هم بود مرا احضار كرد به دفترش رفتم. شيرودي هم نشسته بود. فرمانده به من گفت: يك ستون سنگين از نيروهاي عراقي از نفت شهر و قصرشيرين به‌طرف گيلان­ غرب در حال پيشروي هستند، اگر سريعاً اقدام نكنيم گيلان­ غرب از دست مي‌رود. به من گفت كه يك تيم ديده‌باني آماده كنم و توپخانه را به‌طرف آن‌ها هدايت كنم.

گفتم؛ فرصت نيست كه ديده‌بان را به ديدگاه ببرم. شيرودي گفت؛ بالگرد در اختيار شما قرار مي‌دهم كه ديده‌بان را در موضع مناسب ديدگاه بگذارد. بالگردي در اختيارم قراردادند كه با آن به آتشبار كاتيوشا كه سرپرستي آن را سروان عطاالله صالحي (فرمانده كنوني ارتش) به عهده داشت، رفتم. بين ارتفاعات دانه خشك و برآفتاب در ارتفاعات سنبله جايي را مشخص كرديم كه تيم ديده‌باني به آنجا برده شود.

ابتدا با بالگرد محل را شناسايي كرديم و سپس ديده‌بان را با همان بالگرد به موضع ديده‌باني فرستاديم. ديده‌بان در ارتفاعات سنبله مستقر شد. پس از مدتي تماس گرفتم كه چرا درخواست آتش نمي‌كني، گفت: نيازي به آتش توپخانه نيست. نيروهاي عراقي در حال انهدام و سوختن هستند، به دليل اينكه بالگردهاي هوانيروز آن‌ها را كوبيده‌اند.

صبح روز بعد بالگردي به محل ديده‌باني رفت و ديده‌بان را آورد. ديده‌بان گفت: سه فروند بالگرد پشت ارتفاعات بر آفتاب آمدند و از اين ارتفاعات تك‌تك بالا مي‌آمدند و تانك‌ها و خودروها را به‌نوبت مورد اصابت قرار مي‌دادند و تا تاريكي هوا ستون عراقي را منهدم كردند. اگر بالگردها نبودند، آن‌ها تا جاده ايلام مي‌آمدند و تمامي نيروهاي مسيرهاي ايلام و صالح‌آباد را در محاصره خود قرار مي‌دادند و اين موفقيت مرهون شهيد شيرودي و خلبانان همكار وي بود. (مصاحبه سرتيپ 2 ابراهيم محمد زاده در دافوس با امير سرتيپ 2 بهروز صفري كيا به تاريخ 16/9/1391)

پ) اهم عمليات‌هاي انجام‌شده در­ منطقه غرب در سال اول جنگ تحميلي

رديف نام عمليات منطقه عمليات تاريخ اجرا ملاحظات

1 عمليات پدافندي قصر شيرين قصر شيرين- سر پل ذهاب- گيلان غرب 31/6/1359 در اين عمليات پايگاه رزمي هوانيروز كرمانشاه با سازمان رزمي 6 فروند بالگرد كبري، 8 فروند بالگرد 214 و 2 فروند بالگرد 206 در پشتيباني از نيروهاي زميني ايفاي نقش نمود. (كريم زاده، 1388: 21)

2 عمليات آفندي عاشورا (سومار) منطقه عمومي سومار 28/8/1359 هوانيروز با به كار بردن تعداد 14 فروند بالگرد متشكل از 2 تيم آتش (6 فروند كبري) و 6 فروند 214 و 2 فروند بالگرد شناسايي 206، از نيروهاي خودي پشتيباني به عمل‌آورده مجموعاً 92 ساعت پرواز انجام گرفت. در اين عمليات بالگرد خلبان شجاع هوانيروز سرگرد احمد كشوري مورد هدف هواپيماهاي دشمن واقع و نامبرده به شهادت رسيد. روحش شاد و يادش گرامي. (كريم زاده، 1388: 29)

3 عمليات آفندي كلينه و سيد صادق منطقه عمومي سر پل ذهاب 28/9/1359 هوانيروز با تعداد 14 فروند (6 فروند كبرا، 6 فروند 214، 1 فروند 206، 1 فروند 205) كه از ابتداي جنگ در پادگان ابوذر سر پل ذهاب مستقرشده بودند، با 120 ساعت پرواز در پشتيباني از نيروهاي رزمنده لشگر 81 زرهي كه به مواضع دشمن يورش برده بودند وارد عمل شدند. (كريم زاده، 1388: 31)

4 عمليات تنگ حاجيان (كبير) گيلان غرب 14/10/1359 خلبانان دلير هوانيروز با 20 فروند بالگرد (6 فروند كبرا، 12 فروند 214 و 2 فروند 206) و 200 ساعت پرواز با استفاده از نقاط كور منطقه كوهستاني توانستند پاتك‌هاي دشمن را خنثي و تعدادي از ادوات زرهي و مكانيزه و پياده آن‌ها را منهدم و به هلاكت برسانند؛ و همچنين 260 نفر از نيروهاي رزمنده را در منطقه عمليات هلي برن نموده و مجروحين را به بيمارستان‌هاي منطقه‌اي تخليه نمايند. ضمناً حدود 12 تن مهمات و تداركات نيز حمل و به يگان‌ها تحويل گرديد. (كريم زاده، 1388: 33)

5 عمليات خوارزم (ارتفاعات ميمك) محور سرني، دشت ليك، ارتفاعات ميمك، تنگ مينا 19/10/1359 خلبانان شجاع هوانيروز با 18 فروند بالگرد (8 فروند كبرا، 8 فروند 214 و 2 فروند 206) توانستند تعدادي از تانك‌هاي پيشرفته دشمن را منهدم و پاتك‌هاي آن‌ها را خنثي و مواضع متصرفي خود را حفظ و دشمن را مجبور به عقب‌نشيني نمايند. در اين عمليات با 426 ساعت پرواز، بالگردهاي ترابري 214 علاوه بر حمل 5 تن بار مهمات و تداركات و هلي برن 350 نفر به منطقه نبرد، تعداد 182 نفر از مجروحين عمليات را نيز به بيمارستان‌هاي منطقه تخليه نمودند. (كريم زاده، 1388: 39)

6 عمليات آفندي چغالوند منطقه عمومي گيلان غرب و ارتفاعات چغالوند 26/12/1359 دليرمردان هوانيروز با 10 فروند بالگرد (3 فروند كبرا، 5 فروند 214، 2 فروند 206) به‌منظور صرفه‌جويي در زمان، در منطقه‌اي به نام كلاشك در فاصله 3 كيلومتري شرق گيلان غرب مستقرشده و با شناسايي كامل از منطقه و هماهنگي لازم با فرماندهان يگان‌هاي تك‌ور، با 260 ساعت پرواز توانستند در پشتيباني از يگان‌هاي خودي ضربات سنگيني بر دشمن وارد آورند. (كريم زاده، 1388: 41)

7 عمليات آفندي بازي دراز منطقه عمومي قصر شيرين- گيلان غرب 2/2/1360 خلبانان دلير هوانيروز با 16 فروند بالگرد (6 فروند كبرا، 8 فروند 214، 2 فروند 206) با توجه به كوهستاني بودن منطقه و عدم وجود راه‌هاي دسترسي مناسب در جابجايي سريع نيروها، در مدت 6 روز عمليات توانستند با 290 ساعت پرواز نسبت به هلي برن 946 نفر، تخليه 20 مجروح و جابجايي و حمل 18 تن بار و اجراي آتش سنگين موشك و راكت ضمن پشتيباني از تك يگان‌هاي خودي در خنثي نمودن پاتك‌هاي دشمن كه تمايلي به از دست دادن ارتفاعات راهبردي و حساس بازي دراز نداشتند، نقش مؤثر و فعالي ايفا نمايند. در اين عمليات، خلبان دلاور هوانيروز به نام علي‌اكبر شيرودي در پي انجام يك پريود پرواز تاكتيكي در محور سرپل‌ذهاب به‌منظور انهدام تانك‌هاي دشمن در اثر برخورد گلوله كاليبر 50 به وي به درجه رفيع شهادت نائل گرديد. روحش شاد و يادش گرامي. (كريم زاده، 1388: 47)

4- نتايج و يافته‌ها

به استناد اسناد و مدارك و شرح بخشي از خاطرات خلبانان غيور هوانيروز در اين مقاله، نتايج ذيل حاصل گرديد.

(1 هواپيمايي نيروي زميني ارتش در طول هشت سال دفاع مقدس خصوصاً در نخستين سال دفاع مقدس اوج وظيفه مداري و وفاداري خود به مردم، رهبرانقلاب و ميهن اسلامي را به نمايش گذاشت.

(2 يادآوري حماسه‌هاي كاركنان هوانيروز در نخستين سال دفاع مقدس، يادآور شجاعت و ايستادگي و وفاداري كاركنان هميشه قهرمان هوانيروز به مردم و انقلاب و ارزش‌هاي به‌دست‌آمده است.

(3 كاركنان غيور هوانيروز از نخستين سال دفاع مقدس براي خود يك فرصت ساختند تا همواره روح رزم‌آوري و صلابت آنان به همگان نشان داده شود.

(4 جابجايي سريع (واكنش سريع) كه از مقدورات مهم هوانيروز مي‌باشد، باعث گرديد كه پس از بمباران فرودگاه‌هاي كشور در تاريخ 31/6/1359 توسط هواپيماهاي عراقي و شروع جنگ تحميلي، هوانيروز تقريباً اولين يگان منظم عمل‌كننده باشد كه در كليه مناطق عملياتي غرب كشور مستقر و پروازهاي عملياتي خود را شروع نمايد.

(5 در روزهاي اول جنگ، هوانيروز توانست با حضور به‌موقع و در اسرع وقت در مناطق جنگي و تمام محورهاي جنوب و غرب پروازهاي عملياتي را شروع و سد مستحكمي را در مقابل نيروهاي عراقي به وجود آورد و خلبانان بالگردهاي كبرا به‌عنوان يك نيروي خط مقدم همراه با يگان‌هايي از نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در متوقف نمودن دشمن و وادار كردن آن‌ها به ايجاد خاك‌ريز و فرورفتن در زمين نقش بسزايي را ايفا نمايند كه در اين راه تعداد زيادي از خلبانان هم در همان اوايل جنگ به شهادت رسيدند.

(6 هوانيروز توانست با اتكا به خود و با استفاده از بالگردهاي ترابري، كليه نيازمندي‌هاي خود را در مناطق عملياتي به پاي‌كار بياورد.

(7 نويسنده بر اين باور است كه اگر حضور معنادار و اثربخش خلبانان تيزپرواز هوانيروز در پشتيباني از رزمندگان نيروي زميني طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه غرب نبود، احتمالاً پيشروي دشمن در اين منطقه سد و متوقف نمي‌شد و يا نيروي زميني در پدافند و متوقف نمودن دشمن دچار مشكل و خسارات زيادي مي‌شد.

(8 اسناد و مدارك و خاطرات خلبانان شجاع و غيور هوانيروز كه درصحنه عمليات طي نخستين سال دفاع مقدس حضورداشته‌اند، مؤيد اين نكته است كه خلبانان بالگردهاي تهاجمي كبرا، با اخلاص، فداكاري و شجاعت مثال‌زدني در پشتيباني آتش از نيروهاي خودي و انهدام تجهيزات و ادوات زرهي متجاوز و تثبيت و انهدام آن در آفند و پدافند در منطقه عملياتي غرب، در كنار ساير نيروها نقش خود را به بهترين شكل ممكن ايفا نموده‌اند. هوانيروز با عملكرد خوب خود و شركت در اكثر عمليات‌هاي ارتش و سپاه با پشتيباني آتش مناسب، نقش مؤثري در تسريع و تسهيل هدايت عمليات‌ها ايفا نموده است.

(9 در آغاز تهاجم نيروهاي عراقي، هوانيروز در كنار ساير نيروها، علاوه بر اينكه در نوك پيكان حملات بوده است، در زمينه جمع آوري اطلاعات، شناسايي هوايي اعم از شناسايي موقعيت، برقراري تماس، شناسايي امكانات و تجهيزات، نوع و استعداد يگان‌هاي دشمن در منطقه غرب نقش مؤثري را ايفا نموده است.

(10 هوانيروز با قابليت مانور و تحرك زياد، ديده‌باني و شناسايي براي فرماندهان وقت، در ميدان نبرد مزيت و برتري قابل‌توجهي را فراهم نمود. آموزش و آمادگي خلبانان از يك‌سو و جان‌بركف بودن آن‌ها و شجاعت و روحيه بالاي جنگجويي آنان قابل‌تحسين و مثال‌زدني است. فرماندهان در شرايط بحراني از توانمندي اين يگان، هم در هدايت عمليات‌ها و هم در كمك‌گيري از آتش بالگردهاي كبرا و ديده‌باني و شناسايي آنان در مراحل مختلف عمليات به‌طور همزمان (بكاو و بكش) به بهترين نحو بهره مي‌جستند؛ كه خود از نقش مؤثر و تعيين‌كننده اين يگان طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه كوهستاني غرب كشور حكايت دارد.

(11 با توجه به كوهستاني و صعب‌العبور بودن منطقه غرب و عدم وجود راه‌هاي دسترسي مناسب در جابجايي سريع نيروها و حمل تجهيزات و مهمات و جنگ‌افزار، از بالگردهاي ترابري هوانيروز به‌طور گسترده استفاده گرديد كه در هلي‌برن نيروها و همچنين تخليه مجروحين به بيمارستان‌ها و حمل تجهيزات و وسايل جنگ‌افزار نقش مؤثري را در نخستين سال دفاع مقدس ايفا نمودند.

5- جمع‌بندي

آغاز حمله سراسري ارتش عراق در مورخه 31 شهريور 1359 و پيشروي در منطقه غرب كشور، باعث طرح‌ريزي و اجراي يك راهبرد نظامي در مقابل نيروهاي متجاوز عراق شد كه با تثبيت و سپس انهدام نفرات و ادوات زرهي دشمن كليد خورد. بطوريكه عمليات‌هاي انجام‌شده از سال‌دوم دفاع مقدس به بعد به بركت و بر پايه و اساس همين تثبيت دشمن انجام‌گرفته است.


هوانيروز يكي از يگان‌هاي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران است كه به دليل داشتن وسايل پرنده متنوع از ساختار ويژه‌اي از نظر توانمندي در تحرك سريع و سرعت عمل در جابجايي نيروها، حمل مهمات و تداركات و قدرت آتش برخوردار است و در جنگ تحميلي از اين ويژگي خود به بهترين وجه استفاده نموده و توانست با رشادت و دلاوري خلبانان و كاركنان فني، علاوه بر كند كردن پيشروي دشمن و تثبيت آن‌ها در مواضع دفاعي نامناسب، نقش انكارناپذيري در انهدام نيرو‌ها و ادوات زرهي و تجهيزات دشمن در منطقه غرب كشور ايفاء نموده و كارشناسان نظامي غرب و شرق را در بهت و حيرت فروبرد.


هوانيروز توانست در منطقه عملياتي غرب طي نخستين سال دفاع مقدس با ازدياد مقدورات نيروي زميني در موارد پشتيباني آتش، شناسايي‌ هوائي، تخليه مجروح و هلي‌برن نيرو و ... در عمليات‌هاي مختلف شركت نمايد و بي‌ترديد يكي از عناصر تأثيرگذار در سرنوشت جنگ تحميلي و تثبيت دشمن، طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه غرب كشور بوده است، زيرا با نبود آن يا به‌موقع عمل نكردن اين يگان توانمند، احتمالاً در قسمت‌هاي زيادي از منطقه عملياتي غرب دچار مشكل يا ضعف مي‌شديم.

با عنايت به موارد معنونه، درمي‌يابيم هوانيروز در اكثر عمليات‌هاي دفاع مقدس تأثيرگذار بوده و نقش سازنده‌اي را ايفا نموده است. نقش سازنده و بي‌نظير اين يگان، نام هوانيروز را با اكثريت عمليات‌هاي ارتش و سپاه پاسداران پيوند زده و در عمده صحنه جنگ، افتخارآفرين بوده است.


گذشته را مي‌توان چراغ راه آينده دانست. هرچند كه آينده با گذشته متفاوت است اما هرگز نمي‌تواند مستقل از تحولات و اتفاقات گذشته در نظر گرفته شود. از سوي ديگر بي‌توجهي نسبت به آنچه درگذشته روي‌ داده است باعث از بين رفتن زحمات و دستاوردها و تجارب خواهد شد كه گاه با قيمت گزافي به‌دست‌آمده‌اند.

لذا در اين مقاله سعي گرديد نقش برجسته، مؤثر و مهم هوانيروز طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه غرب واكاوي و تبيين شود؛ تا فرماندهان و طراحان عمليات بتوانند در جنگ‌هاي آينده، با توجه پيچيده بودن صحنه عمليات از وجود ارزشمند اين يگان پرتحرك بهره لازم و كافي را برده و با شناخت مقدورات و محدوديت‌هاي هوانيروز و كاربرد صحيح بالگرد در صحنه نبرد، از وارد آمدن خسارات به نيروهاي زميني و تجهيزات آنان جلوگيري و موجبات افزايش روحيه رزمندگان را در ميدان نبرد فراهم آورند.

6- پيشنهادها

اگرچه جنگ با متجاوزان عراقي با سربلندي مدافعان ايران اسلامي به پايان رسيد، اما تهديدات متنوعي همچنان وجود دارند كه نيروهاي مسلح كشور و از جمله هوانيروز مي‌بايست آمادگي رزمي خود را در سطح بالايي براي مقابله با آن‌ها حفظ نموده و ارتقاء بخشند. لذا لزوم شناخت عالمانه و تصميم‌گيري آگاهانه در استفاده مناسب و به‌موقع از توانمندي بالگردهاي هوانيروز درسي است كه بايد از عملكرد هوانيروز طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه عملياتي غرب آموخت و در مواجهه با تهديدات احتمالي آينده و قرار گرفتن در شرايط ناخوشايند اوايل دفاع مقدس به كار بست.


(1 برگزاري همايش‌عملكرد هوانيروز طي نخستين سال دفاع مقدس در منطقه عملياتي غرب در سطح نيروهاي مسلح خواهد توانست براي همگان تبيين نمايد كه يكي از عوامل ايجاد امنيت امروز جامعه، فداكاري‌ها، رشادت‌ها، خون‌دادن‌ها و ازجان‌گذشتگي كاركنان و شهداي ديروز هوانيروز است و از طرفي موجب شناخت هر چه بيشتر مقدورات هوانيروز خواهد شد.

(2 مقالات ديگري بمنظور تبيين نقش ويژه هوانيروز در ساير عمليات ها در مراحل مختلف جنگ تحميلي بويژه عمليات هاي خيبر و بدر و والفجر8 توسط كارشناسان و نويسندگان تهيه و منتشر گردد.

(3 مقاله مزبور در شاخص‌هاي مدنظر به‌صورت موردي و تخصصي توسط هيئت معارف جنگ در قالب نشريات، بروشور و متون آموزشي جهت كاروان‌هاي راهيان نور تهيه و واگذار گردد.

پانويسها:

1- كارشناسي ارشد مديريت دفاعي دافوس آجا - این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید – 09357821649

7- منابع و مآخذ

.1 ابو غزاله، عبدالحليم (وزير دفاع سابق مصر)، مترجم نوروزشاد، نادر، جنگ ايران و عراق از نگاه ديگران، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، تهران، 1380،

.2 آراسته، ناصر، چرا و چگونه بايد از جنگ بدانيم؟ تهران، ايران سبز، 1391،

.3 آراسته، ناصر، كلياتي از جنگ و مواردي از دفاع مقدس، تهران، ايران سبز، 1388،

.4 ارتش در هشت سال دفاع مقدس، انتشارات سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران، جلد پنجم 1373

.5 اسناد و مدارك موجود در معارف جنگ هوانيروز،

.6 ايزدي، پيروز، نيروي زميني و جنگ، دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه، 1381،

.7 بهروزي، فرهاد، پورداراب، سعيد، تقويم تاريخ دفاع مقدس (غرش توپ‌ها)، مركز اسناد انقلاب اسلامي، تهران، 1384،

.8 جعفري، مجتبي، اطلس نبردهاي ماندگار نزاجا، انتشارات نيروي زميني آجا،1391،

.9 دارابي، عباس، سازمان و استعمال هوانيروز، آيين‌نامه رزمي 5-1، آبان ماه 1345،

.10 دوپويي- ترور نويت-مترجم ايزدي- نيروي زميني و جنگ-مركز انتشارات دافوس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي- 1380

.11 شاه­ محمدي-حجت- هوانيروز در غرب، انتشارات سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران، تهران 1389

.12 شناسايي و كاربرد هوانيروز، معاونت عمليات و اطلاعات هوانيروز (دايره آموزش) تهران، 1378

.13 قضات، رحمان، آن‌ها خودي نبودند، اطلاعات، تهران، 1389،

.14 كريم زاده، اردشير، حماسه‌هاي ماندگار هوانيروز در دفاع مقدس، تهران، نوديد طراحان، 1388،

.15 كياني، سورنا، شمشير پيروزي، تهران، سازمان آثار دفاع مقدس آجا، 1383،

.16 مقررات جاري پروازي هوانيروز، معاونت آموزش و پژوهش هوانيروز، 1386

.17 نارويي، نصرا...، باد سرخ، انتشارات سوره سبز، 1390

.18 نشريه آشنايي با سازمان و مقدورات هوانيروز، چاپ معاونت آموزش و پژوهش هوانيروز، 1377

.19 نقش ارتش در هشت سال دفاع مقدس، گروه پژوهش و نگارش انتشارات سازمان عقيدتي سياسي، سازمان عقيدتي سياسي ارتش، 1372،

.20 وفيق السامرايي، سرلشكر عراقي، ويراني دروازه شرقي، مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس، 1393

.21 ياري، هوشنگ، هوانيروز نگاهي به گذشته-حال- آينده، چاپ اول، سوره سبز، 1392،

 

 

منبع:

1. سايت هيئت معارف جنگ شهيد سپهبد علي صياد شيرازي

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد