دوشنبه, 08 آذر 1400
شناسه خبر:5633

انجام عمليات هاي محدود در جنگ؛ در درون استراتژي يا خارج از استراتژي

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

طرح مسئله

سطح بندي عمليات‌هاي نظامي و نام‌گذاري آنها به ايذايي، محدود و گسترده، تابع اهداف عمليات، وسعت زمين، حجم نيروهاي شركت كننده و تأثير آن در سطح سياسي است. با اين توضيح، اين پرسش وجود دارد كه؛ اجراي سلسله عمليات‌هاي محدود، ناظر بر چه اهدافي بود؟ آيا در چارچوب استراتژي جنگ و اتمام آن صورت مي گرفت و يا ناظر بر ملاحظات ديگري بود؟ مهمتر آنكه؛ چه نتايجي داشت؟

نظر به اينكه اجراي عمليات‌هاي محدود در طول 8 سال جنگ، در دوره هاي مختلف، با اهداف و نتايج متفاوتي همراه بود، لذا پاسخ كامل به پرسش هاي ياد شده، نيازمند پژوهش است، اما در اين يادداشت به برخي ابعاد آن اشاره خواهد شد.

تجزيه و تحليل

1) در اين بررسي، منظور از عمليات‌هاي محدود؛ مجموعه عمليات‌هايي است كه با نيروي محدود، در زمين محدود و با اهداف محدود انجام مي شد. در حاليكه عمليات‌هاي گسترده شامل عمليات هاي 13 گانه است كه به دليل اهداف، وسعت و استعداد انساني، نتايج تعيين كننده در دو سطح سياسي- نظامي داشته است. اين عمليات‌ها در مرحله آزادسازي شامل: ثامن الائمه(ع)، طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس است. پس از آن نيز شامل: عمليات‌هاي رمضان، والفجر مقدماتي، والفجر يك، خيبر، بدر، والفجر هشت، كربلاي چهار، كربلاي پنج و سرانجام والفجر 10 در حلبچه است.

2) هر چند جنگ و عمليات ها به دو مرحله آزادسازي و پيشروي در خاك عراق تقسيم مي شود، اما عمليات‌هاي محدود، در دسته‌بندي ديگري قابل تقسيم است. قبل از فتح خرمشهر در حدفاصل اشغال تا آزادسازي، تمامي عمليات‌هاي محدود ارتش و سپاه، در واقع در چارچوب هدف آزادسازي مناطق اشغالي انجام مي شد. با اين تأكيد كه جلوگيري از تثبيت مواضع دشمن، كاهش توان روحي و انهدام تجهيزات و نيروي انساني دشمن، همچنين افزايش توان روحي و رزمي نيروهاي خودي مورد توجه بود. پس از فتح خرمشهر، پرسش اساسي اين بود كه؛ اگر استراتژي ايران، تصرف يك منطقه و اتمام جنگ بوده است، عمليات‌هاي محدود چه نسبتي با اين استراتژي داشته و در چه مرحله اي انجام شده است؟

3) عمليات رمضان؛ نخستين تلاش نظامي ايران پس از فتح خرمشهر بود كه در تيرماه سال 61 انجام شد. اگر عمليات رمضان با پيروزي همراه مي شد، بنظر مي‌رسد شرايط سياسي- نظامي براي اتمام يا ادامه جنگ، تغيير مي كرد. حال آنكه ناتواني قواي نظامي ايران براي پيشروي در عمق مواضع دفاعي ارتش عراق و نزديكي به شهر بصره، توانمندي نظامي ايران براي پيروزي قطعي بر عراق همچنين دستاوردهاي سياسي- نظامي حاصل از آزادسازي مناطق اشغالي را مورد پرسش و ترديد قرار داد. در چنين شرايطي، دو عمليات محدود به نام هاي محرم و مسلم بن عقيل در دو منطقه جنوب و غرب كشور انجام شد. حال اين پرسش مطرح است كه؛ دو عمليات ياد شده، چه نسبتي با استراتژي جنگ پس از فتح خرمشهر و يا نتايج حاصل از عمليات رمضان دارد؟

4) پس از شكست در عمليات والفجر مقدماتي و والفجر يك كه با هدف تعيين سرنوشت جنگ طولاني و پس از ناكامي، عناوين آن تغيير كرد، مجدداً برخي عمليات‌هاي محدود در جنوب و غرب كشور تحت عنوان والفجر 2، 3، 4 و ... انجام شد. پرسش پيش گفته، در اين مرحله نيز صادق است. چنانكه پس از عمليات بدر و خيبر نيز چنين شد.

5) پس از عمليات فاو و تغيير استراتژي عراق از دفاعي به تهاجمي با حمله به برخي مناطق و اشغال مجدد شهر مهران، طراحي عمليات‌هاي محدود با هدف باز پس‌گيري مناطق تصرف شده، همچنين انهدام قواي دشمن، در دستور كار قرار گرفت. اما تحول دوم، پس از عمليات كربلاي پنج صورت گرفت كه استراتژي عملياتي جنگ در جنوب به بن بست رسيد و ادامه جنگ و طراحي عمليات‌ها در منطقه شمالغرب، دنبال شد. در واقع عمليات‌هاي محدود در مرحله ياد شده، در چارچوب استراتژي جديد عملياتي بود كه عراق به ايران فرصت نداد و با حمله به فاو، استراتژي جديد را با بن بست همراه كرد.

نتيجه گيري

1- عمليات‌هاي محدود با نيرو، هدف و در زمين محدود، در چهار مرحله از جنگ شامل: قبل از آزادسازي مناطق اشغالي، تا قبل از فاو، پس از فاو و پس از كربلاي پنج در منطقه شمالغرب، انجام شده است. نقد و بررسي عمليات هاي محدود بايد در چارچوب استراتژي جنگ صورت بگيرد.

2- عمليات‌هاي محدود قبل از آزادسازي، در فرآيند تكامل قدرت نظامي ايران و تبديل آن از دفاعي به تهاجمي و انهدام قواي روحي و رزمي عراق، نقش اساسي داشت، چنانكه نتايج آن در مرحله آزادسازي آشكار شد.

3- عمليات‌هاي محدود، پس از عمليات رمضان تا فاو، هيچ نسبتي با استراتژي تصرف يك منطقه و اتمام جنگ نداشت و لذا به همان ميزان كه قواي رزمي دشمن منهدم شد، توان نظامي ايران براي تمركز بر يك منطقه استراتژيك و دستيابي به پيروزي بزرگ كاهش مي يافت. ضمن اينكه به دشمن زمان مي داد تا براي مقابله با عمليات سالانه ايران، آماده شود.

4- تصرف فاو در واقع بمعناي تحقق استراتژي ايران مبني بر تصرف يك منطقه استراتژيك بود اما نتايجي كه مدنظر بود؛ مبني بر فشار حاميان عراق به صدام و اتمام جنگ، حاصل نشد، لذا روند جنگ با تغيير استراتژي عراق از دفاع به آفند، دستخوش دگرگوني شد و در نتيجه هدف عمليات‌هاي محدود نيز مهار استراتژي تهاجمي عراق و بازپس گيري مناطق اشغال شده بود.

5- پس از عمليات كربلاي پنج و بن بست در استراتژي عملياتي در جنوب، عمليات‌هاي محدود در شمالغرب در چارچوب استراتژي جديد و كسب زمان براي بدست گيري ابتكار عمل و برخورداري از غافلگيري بود كه عراق اين استراتژي را از طريق حمله به فاو، با شكست همراه كرد.

6- رويكرد موجود به مسئله جنگ ايران و عراق، در چارچوب «مفهوم دفاع مقدس»، مانع از نقد و بررسي عمليات ها، در چارچوب «اهداف - نتايج» شده است. برابر مفهوم دفاع مقدس هرآنچه انجام شده، با نظر به ماهيت جنگ دفاعي و انگيزه سياسي- اعتقادي جامعه ايران، مورد تجليل قرار مي گيرد.

حال آنكه تعيين اهداف نظامي در جنگ، سنجش پذير و قابل اندازه گيري است و در نسبت با اهداف سياسي و استراتژي جنگ قابل تعريف است. با اين ملاحظه بايد اهداف و نتايج را در نقد و بررسي عملياتها، و در چارچوب استراتژي جنگ مورد توجه قرار داد.

 

 

منبع:

1. سايت محمد دروديان

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد